دوست داشتی؟
رمان تاوان خواهم داد اما با عشق اثر مریم پور محمد

رمان تاوان خواهم داد اما با عشق

  • زبان فارسی
  • 87.9K 👁
  • 374 ❤️
  • 278 💬

خلاصه رمان عاشقانه تاوان خواهم داد اما با عشق

نگاهِ غمگینم را به سربازِ اخمو دوختم. -فقط پنج دقیقه وقت دارید خانم. تند‌تند سرم را تکان دادم و وارد اتاق ملاقات شدم. همین که سرم را بلند کردم با اُسطوره‌ی زندگی‌ام مواجه شدم. چقدر پیر و شکسته شده بود! نتوانستم بغضم را حفظ کنم. با گریه به آغوشِ امنش هجوم بردم و سرم را در سینه‌ی مردانه‌اش فشردم و ...

قسمتی از متن رمان تاوان خواهم داد اما با عشق

اما فکرم انقدر مشغول بود که حوصله‌ی دید زدن را هم نداشتم.
با صدای همان زنِ دوست داشتنی سرم را بلند کردم و شوکه نگاهش کردم.
-من همسرِ اون مرحومم.
دهانم را باز کردم تا حرفی بزنم اما هیچ صدایی از حنجره‌ام خارج نشد.
غم چشمانش به حدی زیاد بود که توان حرف زدن را از من گرفته بود.
به ثانیه نکشید که هق‌هقِ گریه‌ام بلند شد و شرمنده و بریده‌بریده گفتم:
-به خدا عمد نبود. به جونِ مامانم از قصد نبود. یک اتفاق بود فقط یک اتفاق! ببخشید، بابای من رو ببخشید!
خواستم التماسش بکنم که در همین حِین صدای فریادی رعشه به وجودم انداخت.
صدایش به قدری جدی و پر اُبُهت بود که لال شدم.
-اتفاق؟
با تنی لرزان به سمتِ صدا برگشتم.
قطعا خدا وقت و زمان زیادی را برای خلقتش گذاشته بود.
یک دستش در جیب شلوارش بود و با اقتدار پله‌ها را پایین می‌آمد.
اجزای صورتش ماهرانه کنار هم قرار گرفته بودند و چشمانش با آن برق عجیب جذاب‌ترین عضو صورتش بود.
هیچ عیب و نقصی نداشت.
در یک کلمه، "جذاب" بود!
لبان خشک شده‌ام را با زبان تَر کردم. دستان عرق کرده‌ام را در هم قفل کردم و سرم را پایین انداختم. گویا زبانم از دیدن هیبت و قدرتش بند آمده بود!
-کی به تو اجازه داد بیای داخل؟
با این سوالش در خودم جمع شدم.
غرورم لِه شده بود و بی‌شک ذره‌ای غرور برایم باقی نمانده بود.
مادرش با بغض نالید:
-بس کن آذرخش. چرا انقدر سنگدل شدی مامانم؟
آذرخش؟
علاوه بر عجیب بودن، اُبهت خاصی داشت و به صورت و رفتارش کاملا می‌آمد.
این مرد همانند رعد بود!
قدرتمند و غیرتمند!
از قدیم راست گفته‌اند که نام هر شخص، در خوی و خِصلتش تأثیر می‌گذارد!
قدمی به جلو گذاشتم و با بغض گفتم:
-هر کاری بگید می‌کنم فقط التماستون می‌کنم رضایت بدین!
ناگهان یک شرارت خاص در چشمانش نمایان شد.
شرارتی که مرا می‌ترساند!
شرارتی از یک نوع خاص!
یک تای ابروی پرپشت و مردانه‌اش را بالا داد و با جدیت گفت:
-هر کاری؟
بی‌فکر و با اطمینان گفتم:
-هر کاری!
که ای‌کاش لال می‌شدم و آنقدر محکم و مطمئن جوابش را نمی‌دادم!
پوزخند زد و بی‌تردید گفت:
-زنم شو!
ثابت و صامت در جایم مانده بودم.
شوکه شده بودم و با دهان باز نگاهش می‌کردم.
دیوانه شده بود قطعا!
یک لحظه فکر کردم گوش‌هایم اشتباه شنیده‌اند و شاید شوخی می‌کند. ولی؟...
-چـ... چی؟
دست دیگرش را داخل جیب شلوارش گذاشت و با طعنه گفت:
-زنم شو! نه برای خانمی تو این عمارت بلکه برای کُلفتی. آسون‌ترش می‌کنم. خون‌بس باش تا رضایت بدم.
تا به حال این‌گونه خورد و خمیر نشده بودم. هیچ‌وقت مثل امروز مچاله نشده بودم!
بغضم را فرو دادم و سعی کردم نمیه‌ی پر لیوان را ببینم.
قطعا نیمه‌ی پرش آزادی پدرِ عزیزم بود.
مادرش با داد و رنج نامش را صدا زد. ولی او بی‌توجه فقط به من چشم دوخته بود.
آب دهانم را قورت دادم و گفتم:
-اگه قبول کنم رضایت می‌دین؟
نگاهم کرد و سکوت کرد!
سکوتش مطمئنا نشانه‌ی رضایتش بود.
سرم را پایین انداختم و با درد نالیدم:
-قبوله!
محو لبخند زد و یک لحظه متوجه برق چشمانش شدم. فقط برای یک لحظه! مادرش با عجله به سمتش رفت و کت اسپرتش را در مشتش گرفت.
-نکن پسرم. نکن رعدِ من. با زندگی این دختر بازی نکن! مرگ پدرت یک حادثه بود مامانم. من التماست می‌کنم. مامانت داره خواهش می‌کنه. دردت رو می‌دونم عمر مامان، ولی این راهش نیست قربون دل عاشقت برم!
با بهت نگاهشان می‌کردم. دل عاشق؟ عاشق چه کسی بود؟


بیشتر بخوانید
نظرات رمان تاوان خواهم داد اما با عشق
  • نیایش

    3

    سلام خیلی رمانت قشنگ بوذ من همش گریه ام میگرفت پارت بیمارستان عالی بود ❤❤❤❤❤ کسی اسم این رمان رو میدونه راجب یک دختر مسیحی به اسم وایولت هست اولین برخوردش با پسره تو حراست دانشگاه هست

    ۴ سال پیش
  • سلنا

    1

    جدال پر تمنامن این رمان چند سال پیش خوندم اسم دختره بلوته اسم رمان هم بلوت بود حالا که دان کردم اس رمان تغییرکرده اسم دختره هم تغیر کرده دیگه کپی همون رمان حالا نمیدونم اون نویسنده کپی کرده یا این😑

    ۴ سال پیش
  • ماهی

    0

    سجاده و سلیب

    ۴ سال پیش
  • ساتیا

    1

    اره جدال پر تمنا و اسم دختره هم ویولت بود پسره اراد

    ۳ سال پیش
  • فاطی

    1

    جدال پر تمنا

    ۳ سال پیش
  • آبادیس

    0

    سجاده و صلیب....

    ۳ سال پیش
  • رها

    1

    جدال پر تمنا

    ۳ سال پیش
  • فاطمه

    2

    جدال پرتمنا

    ۳ سال پیش
  • مریم

    1

    جدال پر تمنا باید باشه

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    شاید جدال پرتمنا بود

    ۲ سال پیش
  • فائزه

    1

    جدال پرتمنا

    ۲ سال پیش
  • فری

    0

    جدال پرتمنا

    ۲ ماه پیش
  • ....

    1

    اولین برخوردش تو خیابون جلو دانشگاه تصادف کردن همدیگرو زدن بعد حراست اسمش جدال پر تمنا

    ۱ ماه پیش
  • مهناز

    0

    عالی و با احساس بود

    ۲ ماه پیش
  • پری

    0

    کسی میتونه اسم رمان مستر داداستان رو برام پیدا کانالشو پیدا کنه آذرخش و اتش

    ۴ ماه پیش
  • yalda

    0

    رمان خیلی خوبی بود وقلم بسیار زیبایی داشت ممنونم خسته نباشید💙🫡

    ۴ ماه پیش
  • آرام

    2

    عالیی ممنون از نویسنده عزیز ❤️ فقط آذرخش زیادییی عاشقونه رفتار میکرد، حتی من خواننده هم بعضی جا ها خجالت میکشیدم😅

    ۶ ماه پیش
  • فهیمه

    1

    اولش قشنگ شروع شد ولی از فصل دوم مطالب باهم نمی خورند مثال اول رمان تجربی می خواند بعد پزشکی شد

    ۱۰ ماه پیش
  • هری پاتر

    1

    اولش خوب بود ولی آخرش یکمی لوس شد به هرحال خسته نباشی نویسنده

    ۱۱ ماه پیش
  • Ladyhoney

    0

    این اولین بار نیست که این رمان رو میخونم ولی مثل اولین بار با هر جمله اش زندگی کردم عالی بود و اینم بگم که شخصیت محبوب من توی این رمان نه آذرخش مغرور بود و نه آسمان مظلوم شخصیت محبوب من طوفانی بود که شاید زیاد تو رمان نبود ولی همون چند پارتی که توش حضور داشت من رو جذب کرد

    ۱۲ ماه پیش
  • Maede

    3

    خوب نبود قلم نویسنده خیلی ضعیفه

    ۱ سال پیش
  • بهار

    5

    اصلا خوب نبود براچی میگید عالی ،اینقدر قلمش ضعیف بود کلیشه ای بیخودی،اححح بهترین زمان هاراهوتذم ضچیه اینااضححح

    ۱ سال پیش
  • saheli

    1

    خیلی خیلی خیلی قشنگ بود واقعاارزش خوندن و وقت گذاشتن داره

    ۱ سال پیش
  • Paria

    0

    واقعا رمان عالی بود درسته بعضی جاها خیلی اغراق داشت ولی بازم به دل مینشست

    ۱ سال پیش
  • مهدی

    8

    رمان بدی نبود ولی برای یک بار خوندن از فاصله سنی زیاد که بگذریم من نمیدونم چرا باید روی زن دست بلند کرد این عاشقی نیست جنونه حتی نباید برای زن صداتو بلند کنی

    ۱ سال پیش
  • عاطی

    3

    سلام خوب بود فقط حیف که هیجان نداشت مگه دیگه همچین عشق و دوست داشتن و مادرشوهر وعروسی توی دنیاهست؟🤔🤔😁😁

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    1

    عالی بود یکی از با احساس ترین رمان هایی بود که خوندم

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!