خلاصه رمان عاشقانه سند کلیشه
قلبم محکم و بی امان در سینه ام می کوبید، آن قدر بلند که حس می کردم ضربانش از روی مانتوی سورمه ای رنگ مدرسه معلوم می شود. پر استرس پایم را تکان می دادم، یک حرکت کاملا هیستریک که در مواقع بحرانی سراغم می آمد
قسمتی از متن رمان سند کلیشه
چشم رنگی
3بابا ی رمان باحاااال بزارید دیگههه😁 از اینایی که دختره پلیسه و همرو میکشهه بنگ بنگ🥳🥳
۱ سال پیشحسنا سادات
0خیلی مسخره لوس بی مزه
۱ سال پیشسارگل امیریان
0رمان جالبی از نظر من که رمان های زیادی نوشتم آخرش، خوب نبود همه ی نظرارو خوندم بعضی از شیخصیت ها قضاوت شدن از نظر من عماد واقعا سخت کوش بود فشار خیلی زیادی روش بود سختی زیاد کشید تا به نازنین برسه
۱ سال پیشفهیمه
0خوب بود
۲ سال پیشتارک دنیا
0ب قول سمای داستان باید جای همدیگه باشیم تا درک کنیم نظرهاروخوندم اما انگار داستان از تکه ای از زندگی من برداشته شد
۴ سال پیشسلن
3آموزنده و تلخ درست مثل واقعیت ملموس جامعه..........
۵ سال پیشچشم وحشی جذاب
57این دیگه چ خلاصه ایه😕☹️بابا تروخدا 👇🏻 👈🏻طنز👉🏻😂بزارید بابا دلم پوکید اینقدر منتظر شدم لطفاً رسیدگی کنید با تشکر فراوووووووووون😂 از سازنده جون❤️
۶ سال پیشنیوشا
2به خاط همچین رمان مزخرفی ممنونم😁
۵ سال پیشنفس
16انصافاً رمان نباید یه خلاصه درست و حسابی داشته باشه که آدم بدونه چی میخونه اخه (پایم را از استرس تکان میدهم و....) هم شد خلاصه نویسنده جان یه کم واضح تر خلاصه مینوشتی !!!!
۵ سال پیشسوگند روا
0خیلی زشت بود
۵ سال پیشرضوان
3واقعا چرت یعنی از چرتم اون ور تر
۵ سال پیشهیام
7🙄🙄🙄اخه نویسنده جون قربونت بدم این رمانه می نویسی رمان باید پایان داشته باشه و تازه یه دختر که هنوز بیست سالش نشده با یه پسر نا امید میخواد برگرده خوب باید مینوشتی که آخرش چی میشه به نظرم اثلا نخون
۶ سال پیشلیلی
12تبعیض طبقاتی باعث نشه که مشکلاتی از این قبیل زندگی هارو خراب کنه.. نویسنده اشاره ی کوچکی کرده که می تونه فاجعه ببار بیاره..لطفا خانواده ها. غرور رو بذارن کنار.. دوست داشتن لازمه اما کافی نیست...
۶ سال پیشRasa
8یک کلمه چرت بود 😒
۶ سال پیش

وانی
0چقد چرت بود واقعا تهش چیشد نصفه تموم شد رمان