رمان من به برلین نمیروم ( جلد دوم این مرد ویران است )
- به قلم سناتور
- ⏱️۵ ساعت و ۳۰ دقیقه
- زبان فارسی
- 65.6K 👁
- 42 ❤️
- 66 💬
خلاصه رمان تراژدی من به برلین نمیروم ( جلد دوم این مرد ویران است )
روزها از پس هم گذشته و اینک الیسیما، دیگر آن نوجوان درماندهی شانزدهساله نیست؛ لیکن او را روزگار و حماقت خودش، عوض کرده است. او تازه دارد معنی "مجازات زنبودنش" را میفهمد. هفتسال از مرگ سام میگذرد و او در بالین خانوادهی طاهری تاب آورده است؛ خانوادهای که از یک نقطهی کوچک به همهی زندگیاش تبدیل شدند. همهچیز آرام به نظر میرسد؛ اما اصل ماجرا چیز دیگری است. در این میان، بازگشت دماوند به هیاهوی این آشفتهبازار، دامن میزند و...
قسمتی از متن رمان من به برلین نمیروم ( جلد دوم این مرد ویران است )
آوین
0خوشبخت بودن، یه زندگی بی نقص داشتن نیست؛ اینه که درکنار تمام حسای خوبو بد،مثبتو منفی، سختیو آسونی... تو بازم از زندگیت لذت ببری و فقط همچین حس لذتی رو میشه در کنار خدا بودن تجربه کرد؛ چون خودش میشه پشتو پناهت،آرامشت،استقامتت...❤️
۲ ماه پیشآوین
0و من تو این روزا، برای مردم عزیز سرزمینم، استقامت، شجاعت و آرامشی از جنس ناب خدا، براتون طلب میکنم❤️ در پناه خودش...🥰
۲ ماه پیشآوین
0خوشبخت بودن، یه زندگی بی نقص داشتن نیست؛ اینه که درکنار تمام حسای خوبو بد،مثبتو منفی، سختیو آسونی... تو بازم از زندگیت لذت ببری و فقط همچین حس لذتی رو میشه در کنار خدا بودن تجربه کرد؛ چون خودش میشه پشتو پناهت،آرامشت،استقامتت...❤️
۲ ماه پیشآوین
0نکته آخر داستان، برا زندگی واقعیمون، خیلی درستو به جا بود👌🏻 هر کسی، قابلیت خوشبخت شدن رو داره، فقط باید راهش رو پیدا کنه و تا آخرش یه نفس بره. تردید که کنه، بدبختی به بار میاره.
۲ ماه پیشHoma
0ادامه نظر...و اینکه از نقاط قوت رمان این بود که اکثر شخصیت های رمان ی شخصیت خاکستری داشتن مثل رمان های آبکی نبودن یکی مظلوم یکی ظالم و بنظرم اینجوری بیشتر به واقعیت نزدیک بود خلاصه من زیاد رمان معرفی نمیکنم ولی بنظرم این رمان فرق داره ارزش خواندن رو داره(البته اگه هر دو جلد رو بخونید)
۳ ماه پیشHoma
0من هر دو جلد رو خوندم اولش داستان رمان بلام جذاب نبود ولی متفاوت بودنش باعث شد بخونمش تا اخر من اصلا از رمانی که احرش بد تموم شه خوشم نمیاد ولی این رمان بشدن متفاوت بود طوری که من ولقعا اگه الیسیما با علی اکبر زندگی خوب می ساخت یا با دماوند میرفت بیشتر ناراحت میشدم بنظرم بهترین پایان رو داشت و اینکه
۳ ماه پیشونوس
0واقعا قشنگ بودمتفاوت بود.قلمتون پایدار.♥️
۴ ماه پیشyas shiraziyan
1سلام ،مزخرف ترین رمانی که در تمام طول عمرم خوندم ،حیف وقتی که گذاشتم،چقد ناشی چقدر داغون ،واقعا نمی تونم نویسنده این رمان رو درک کنم ،وای اصلأ باورکردنی نیست چطور این رمان داغون رو گذاشتن تو این برنامه رمان خانه ،خواهشم از نویسنده اینه توروخدا دیگه رمانی ننویسید ،لطفالطفا ننویسید ،خدانگهدار
۱۱ ماه پیشنازنین
-23عزیزم تو که از رمان و نویسندگی سر در نمیاری پس نظر هم نده!
۴ ماه پیشپری
0مزخرف ترین رمانی بود که خوندم
۵ ماه پیشنازنین
1خیلی هم خوب بود ، نظر تو عوض من
۴ ماه پیشIda
0چطوری الی ایدز گرفته ؟؟یعنی با دماوند بوده؟؟ تو کل داستان دلم برای سام سوخت فقط الیسیما هم خیلی اذیت بقیه کرد ولی جالب تموم شد
۴ سال پیشهستی
1سرنگ آلوده بود و توی رمان ذکر شد که به خاطر بی دقتی و استرس الیسیمل هم به دست اون خورد و هم دماوند باهاش تزریق کرد، رابطه فقط یکی از راه های انتقال HIV هست که متاسفانه شیوع گسترده ای داره و یکی دیگه از راه های پر ترویج استفاده از سرنگ آلوده توی همین مهمونی هاست.
۵ ماه پیشمستانه
-1مشخص نشد الیسیما،یدفعه چطوری سر از اون مهمانی در آورد. و اینکه،یدفعه سام اونطوری رازش بر ملا شد... بنظرم بهتربود در نظر الیسیما،سام همان مردی می ماند که اورا بزرگ کرده بود. عاقبت به مرگ الیسیما ختم شد و اصلا آموزنده نبود.🤔
۵ ماه پیشفرنگیس
1این رمان عالی بود واقعا درسته بسیار غمگین بود ولی عالی بود به نظرم تمام شخصیت ها مقصر بودن اونا اشتباه کردن سام ، الیسیما ، البرز ، سمیه ، کیاوش ، دماوند همه و این تاوانشون بود متاسفانه ولی خب تمامشون هم زجر کشیده بودن به نظرم دماوند افسردگی و یک بیماری روانی هم داشت
۵ ماه پیشاسرا
1ادامه نظرم... من این رمانو با تمام تلخیش خیلی دوست دارم اما تهش هزار تا سوال واسم موند. هزارتاااا. و جواب هیچکدوم مشخص نیست چون رمان تموم شده. من دوست داشتم خوشبختیشون زودتر اتفاق بیوفته و حداقل الیسیما یک روز رو خوشبخت زندگی کنه. از پایانش خیلی ناراحت شدم... پیشنهاد میکنم اگه تراژدی دوست دارین بخون
۱۲ ماه پیشاسرا
1سلام. خواستم اول از همه بگم نویسنده عزیز ازت ممنونم بابت رمان زیبات هرچند غمناک هرچند با پایانی که اشکمو دراورد. همچنین خواستم بگم این رمان تا ابد تو ذهنم میمونه و غمگین تزین و تلخ ترین رمانیه که تا باحال خوندم. من بابت این رمان خیلی گریه کردم و پابه پای شخصیت ها حرص خوردم، خندیدم و اشک ریختم.
۱۲ ماه پیش
ندا
0خییییلییی غم انگیز بود،تنها رمانی بود ک موضوعش تکراری نبود مث بقیه و قلم خیلی خوبی داشت