خلاصه رمان اعتراف عاشقانه
دااستان دباره ی دختریه به اسم ساغرکه مادرشو از دست داده و با نا پدریش زندگی می کنه ناپدریش می خواد برای عمل پاهاش به مدت یه سال بره خارج از کشور و از ساغر می خواد که تواین یک سال با پسرش که اسمش سامانه زندگی کنه و…. صفحه ی اول رمان
قسمتی از متن رمان اعتراف عاشقانه
باران
0رمان خوبی بود قلم خوبی داشت نویسنده همه چی طبیعی پیش رفت .
۳ ماه پیشهدیه
0اصلا باز نشد چیکار کنم
۴ ماه پیشفاطمه
0خیلی زیبا بوددددد حتما پیشنهاد میشههه
۴ ماه پیشMaryam
1قلم نویسنده خیلی خوب بود با اینکه مقدمه ربطی به داستان نداشت
۵ ماه پیشستی
0خیلی عالی و پر مطلب بود من یک شبه تمومش کردم
۵ ماه پیشپناه
4لطفا رمان رو درست کنید اسم رمان نوشته اعتراف عاشقانه اما یک رمان دیگه جایگزینش شده لطفا درستش کنید
۵ ماه پیشآیدا
3میشه رمانو دوباره قرار بدین اخه انگاری با یک رمانه دیگه جابه جا شده خلاصش یه چیزه خوده رمان یه چیزه دیگس اصلا بهم ربطی ندارن
۵ ماه پیشفرانک
1خسته کننده بود واقعا.هیجان نداشت.
۵ ماه پیشنفس
1یعنی چی آخه حلاصش یه چی میگه میخونییم یه چیز دیگه بی ربط کمی خوندم پشیمان شدم 😒😐
۶ ماه پیشاکرم
0خیلی زیبا بود بخاطر زمانی که گذاشتم راضیم
۷ ماه پیشنرگس
1این رمان جابه جا شد اسم با خود داستان جابه جا
۷ ماه پیشMahya
0خوب بود بد نبود ولی چرا خلاصش یک چیز دیگس؟
۹ ماه پیشGoli
3این بابا این دیگع چجور رمانیه خلاصه به چیز میگه داستان به چیز دیگه خیلی بد بود 😑
۱ سال پیشنگین
0این رمان خیلی طولانیه
۱ سال پیش

جوادزاده
0خیلی از رمان ها اینجوری شده . لطفا رسیدگی کنینن من ده پونزده تا از رمان هایی که بازشون کردم بخونم جابه جا شدن اگر دقت کنین وقتی قسمت اول رو باز میکنی اسم و مقدمه دیگه ای دارن