دوست داشتی؟
رمان دختر جن زده اثر fargad_tanha

رمان دختر جن زده

  • به قلم fargad_tanha
  • ⏱️۳ ساعت و ۲۶ دقیقه
  • زبان فارسی
  • 77.2K 👁
  • 166 ❤️
  • 244 💬

خلاصه رمان ترسناک دختر جن زده

مهسا و پوریا بعد از گرفتن عروسی واسه ماه عسل میرن شمال تو یه روستای دور افتاده یه کلبه جنگلی رو اجاره می کنن تا به اصطلاح ماه عسل شیرینی داشته باشن و دور از هیاهوی شهر از دوران خوش با هم بودنشون لذت ببرن . اما … غافل از اینکه این کلبه ، کلبه اجنه هستش و اونا به حریم جن ها وارد شدن . برخورد جن ها با این دو مهمان ناخوانده بسیار وحشتناکه و …

قسمتی از متن رمان دختر جن زده

- تورو خدا منو ول کنین بزارین برم . اینجا کجاست؟ شماها کی هستین ؟ پوریای من کجاست؟ تو چرا شکل پوریا هستی؟
- این حرفا چیه مهسا . زشته . بیا بریم خونه
چاره ای ندارم.
نمی دونم چیکار کنم.
به همراه این موجودات عجیب و غریب داریم میرم به سمت خونه.
رسیدیم به یه خونه متروک که تاریکه و فقط یه چراغ نفتی اون وسط گذاشتن که تا یه حدودی خونه رو روشن کرده.
به دور و بر خونه نگاه می کنم چقدر آشناست.
خوب که نگاه کردم یادم اومد.
اینا همه وسایل خونه من هستن و اینجا هم خیلی شبیه به خونه پوریاست.
غیر قابل باوره.
جهیزیه من اینجا چیکار می کنه.
چشام باز مونده.
همه وسایلم مو به مو اینجاست .
انگار همه وسایلم رو یکجا آوردن اینجا.
نکنه دارم خواب می بینم .
چندبار زدم تو صورتم
نه خواب نیستم و همه چیز واقعیه.
اون مرده که شکل پوریاست رو کرد به من.
- مهسا جان امشب پدر و مادرت میان خونه ما
- پدر و مادر من ؟
- آره دیگه . پاشو غذا درست کن . بابات قورمه سبزی دوست داره حتماً قورمه سبزی درست کن حالا چیز دیگه ای هم دوست داری در کنارش آماده کن.
وای این از کجا می دونه بابام قورمه سبزی دوست داره.
بابام عاشق قورمه سبزیه و مامانم مجبوره هفته ای دو سه بار قورمه سبزی درست کنه.
رفتم تو آشپزخونه.
اونجام یه چراغ نفتی روشنه که تا یه حدودی همه جا رو روشن کرده.
اینجام همه وسایل منه.
هنوز نمی تونم باور کنم اینا رو.
یهو چراغای خونه روشن شد.
اون مرده گفت .
برق اومد.
حالا که همه جا روشن شد باورم شد که تو خونه پوریام.
خونه ای که جهیزیه عروسیم رو داخلش چیدیم.
دقیقاً همه وسایل همونجایی هستن که خودمون گذاشتیم.
باور کردنی نیست حتی مواد غذایی که تو یخچال گذاشتیم دقیقاً همونایی که مامانم دیروز خرید و گذاشت داخل یخچال.
اینجا همه چیز عجیب و غریبه.
انگار همه زندگی من یکجا اومده اینجا.
فقط ده سال از زندگی من گذشته و دو تا بچه دارم.
نمی دونم چه اتفاقی افتاده و من چطور به این جا آورده شدم.
تو خونه بودیم که در خونه رو زدن.
اون موجوده که شکل پوریاست گفت :
- مهسا جان پاشو مامانت اینا اومدن.
- مامانم
- آره دیگه.
در خونه رو باز کردم .
باورم نمیشه
مامان و بابای خودم هستن.
دقیقاً خودشونن.
هرچی که نگاه می کنم هیچ فرقی بین اینا و پدر و مادر واقعی خودم نمی بینم.
فقط همون پاهاشون که مثل همه آدمای اینجا گرده و به شکل سمه
حتی حرف زدنشون هم دقیقاً مثل پدر و مادر خودمه.
مادرم یه حرفای خصوصی بهم می زنه که مطمئنم فقط مامانم از اینا با خبر بود.
مات و مبهوت موندم.
اگه این مامانم نیست پس اینارو از کجا می دونه .
نکنه همین زندگی واقعی منه و اون زندگی خیالی بوده.
حتی عادتای غذا خوردن بابام هم دقیقاً هموناست.
بابام همیشه غذاش رو با ترشی زیاد می خوره . این مرده هم که جای بابامه دقیقاً داره همین کار رو می کنه.
خوب که نگاه می کنم حالت گرفتن قاشق تو دستش و نحوه غذا خوردنش دقیقاً عین بابامه.
دیگه کم کم داره باورم میشه که من مال این زندگی هستم و اون زندگی یه خواب بوده.
پدر و مادرم رفتن و اون مرده گفت :


بیشتر بخوانید
نظرات رمان دختر جن زده
  • Kosar

    0

    وای خدای من باورم نمیشه همچین چرتی رو توی برنامه حتی قرار بدین به نظرم باید قبل گذاشتن رمانا اونا رو یه بار حداقل بخونین این چه رمان مسخره و چرتی بود

    ۲ هفته پیش
  • یلدا

    0

    بیشتر از ترسناک خنده دار بود اصلا واقعی ب نظر نمیرسید اسم رمان با خودش نمیخوند اسمشو باید میزاشتن جن خنده دار😂

    ۴ هفته پیش
  • Nilo

    0

    عالی بود هر لحظه اش غیر قابل پیش بینی بود😂❣️

    ۱ ماه پیش
  • عسل بانو

    0

    شروع رمان افتضاح بود خود موضوع رمان اوکی بود ولی شروعش رو خیلی بد استارت زده بود اصلا خوشم نیومد داستانش هم انگار برا بچه ها نوشته شده اصلا به جزئیات توجه نشده

    ۲ ماه پیش
  • عسل

    0

    قشنگ بود ولی ای کاش درست و حسابی می فهمیدیم مسعود کیه

    ۲ ماه پیش
  • Smira

    0

    قلم ضعیف بیشتر شبیه کتاب قصه های کودکان بود شروعش خوب بود البته یکی دو خط اول ادامه داستانو نفهمیده چجوری سر هم کنه فقط خواسته چیزی نوشته باشه . ب امید تلاش بیشتر نویسنده

    ۲ ماه پیش
  • Fwti

    3

    اصلا جالب نبود والا🫤🫡

    ۵ ماه پیش
  • عالی

    2

    ولی کاش در آخر با مصعود ازدواج میکرد

    ۳ ماه پیش
  • ...

    0

    بزرگترین مشکل منطقی نبودنش بود به هر حال فانتزی و تخیلی هم باید منطق داشته باشه مثلا جک میگفت تو این ۶۰ سال موهام رشد نکرده ولی مهسا بچش رشد میکرده

    ۳ ماه پیش
  • مهسا

    2

    مزخرف اصن وقتتون رو مث من هدر ندید

    ۳ ماه پیش
  • Roguayeu

    0

    رمانش خیلی قشنگ بود من قبلا از تاریکی میترسیدم میگفتم جن هست و *** ولی الان نمی ترسم ممنون از نوسنده💯❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

    ۳ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    خوبه ولی اخه جن با اب میمیره🫤😤

    ۳ ماه پیش
  • نیروانا

    1

    به عنوان یه نویسنده نظرمو میگم: قلم نویسنده توی همون چند خط اول نظرم رو برای خوندن بقیه داستان عوض کرد ...

    ۳ ماه پیش
  • نورا

    2

    قلم نویسنده به شدت ضعیف بود داستانشم جالب نبود دوست نداشتم

    ۳ ماه پیش
  • Fateme

    4

    قلم و محتوا به شدت ضعیف بود

    ۴ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!
ارسال نظر دیگران را از نظر خودت مطلع کن
آیدی کپی شد!