خلاصه رمان ترسناک دقایقی تا نیمه شب
امیر پسری هیجده سالهست و شخصیت گوشهگیر و منزویایه... تنها دوستاش دختر دایی و پسر خالهش هستن. تا این که اتفاقای عجیب و غیر معمول تو محیط اطرافش شروع به رخ دادن میکنن.. بعد یه مدت امیر متوجه میشه که این اتفاقا مربوط به دنیایی جدا از دنیای معمولی هستش... دنیایی پشت آینه... دنیایی پر از شرارت... دنیایی که در اون نمیشه به هیچ کس اعتماد کرد... و امیر به دلایلی به پشت آینه میره تا دنبال یه قاتل روانی بگرده. امیر طی جستجو برای پیدا کردن قاتل از یه سری حقایق با خبر میشه... که نباید میشد! امیر متوجه میشه قبلا به نحوی با این دنیای عجیب ارتباط داشته.
قسمتی از متن رمان دقایقی تا نیمه شب
S,S
0تا الان حدود ۲۰ بار خوندمشش آخرش خیلی غمگین بودد. مایک نباید میمیردد😭😭 نویسنده کجایی ، لطفاً بیا جلد دومش رو بزارر من جلد دومش رو میخوامم زن بیا به ما رحم کنن ⚡😭😭 بیا و زود تر این جلد دومش رو بزارر
۱ هفته پیش....
0وااای مایک نباید میمردددد تا الان هفت بار اینو خوندمممممم مایک نباید میمرددد نویسندع ترو خدااااااااااااااااا جلد دوم بزارررررر😭😭😭😭😭🔪
۲ ماه پیشپریناز نوفلاح
0عالی بود یکم پیچیده بود دلی با چند بار خوندن متوجه میشی
۲ ماه پیشرها
0خیلی گیج کننده و نامفهوم بود.. هیچی ازش متوجه نمیشی وقتت رو حروم نکن با کلی متن اضافه.. ب زور تمومش کردم گفتم شاید جلوتر میره بهتر توضیح بده ولی تهشم مشخص نشد موفق شدن یا نه
۲ ماه پیشستاره
0گیج کننده و نامفهوم بود
۳ ماه پیشSoS
0اره گیج کننده بود ..... ولی دو سه بار بخونی اوکی میشه .
۲ ماه پیشSoS
0لطفااااا بزارشششششششش جلد دومممم روووووو 😭😭😭😭😭
۲ ماه پیشSoS
0این خیلی قشنگ بود ........ نویسنده کجایی بقیه اش رو بزاری من کلی منتظرم تو بقیه اش رو بزاری زن به ما رحم کن برامون جلد دومش رو بزاررررررررررررر😿😿😭😭 لطفاااااااااااااااااااااااااااااا 😭😭😭😭😭😭😭😭
۲ ماه پیشیاسی
0بچه ها کسی رمان مجموعه نور رو نداره تو شبکه های اجتماعی واسم بفرسته؟❤
۳ ماه پیشیه بنده خدا
0خیلییییییی خوب بوددددددددد اصن عالییییی بودددد من نزدیک ده بار خوندم و هنوز هم دوست دارم بخونمش ولییی فقط یه جای کار میلنگید و من همه چیزو متوجه شدم به غیر از یه چیز اونم اینکه چطور امیر در آخر مرد ولی بعد داشت خاطرات گذشته رو تعریف میکرد؟ البته این هم یه سری سناریو های منطقی میتونه داشته باشه
۴ ماه پیشیه بنده خدا
0ولی این سناریو ها ساخته ی ذهن منه و ممکنه یوی از اینا باشه که جون داستان لو نره چیزی نمیگم و درکل نویسنده نگفته بود که چطور امیر درپایان مرد ولی داشت خاطراتش رو تعریف میکرد و بنظرم باید تو جلد دوم یعنی احشاء باشه که بعد از نزدیک ۱۰ یا ۱۱ سال هنوززز نوشته نشده و باید نوشته می شد تا برخی سوالات برطرف
۴ ماه پیشستایش
0چرا اسپویل کردی:(
۴ ماه پیشفرشته
1پس جلد دوم چی میشه:/
۴ ماه پیشیه بنده خدا
0و از این اپلیکیشن درخواست دارم تا اگر با نویسنده ی این رمان ارتباط داره راجع به جلد دوم یعنی احشاء بهش بگه تا سوالات ما برطرف شه یا برخی سوالاتی که در کامنت ها منطقی هستند و در این جلد مبهم موندن رو پاسخ بده نویسنده تا ما گیج نمونیم
۴ ماه پیشیاسی
1نویسنده جون جلد دوم رو کی منتشر میکنی
۴ ماه پیشچی بگم
0مکالمات خیلی سطحی و پیش پا افتادن، مکاامات امیر با خودشم خیلی جالب نیست انگار داره خاطره تعریف می کنه. نتونستم بیشتر از یه فصل بخونم
۶ ماه پیشریحانه
2چون که داره واقعاً خاطراتش رو مینویسه اگر متن رو با دقت خونده باشی میفهمی
۶ ماه پیشدلارا
0کامل بخون بعد نظرت عوض میشه
۴ ماه پیشArezoo
0فصل دوش هنوز نیومدههههههه؟؟؟؟؟؟😭😭😭 خیلی خیلی خیلی باحال بود عالی دمت گرم ممنونم
۴ ماه پیش

S,S
0نویسندهه تورو خدا بیا جلد دومش رو بزارر من خیلی وقته منتظر جلد دومشمم