خلاصه رمان داستان کوتاه لباس عروس
داستان درمورد دختری به نام ناهید هست از بچگی علاقه به لباس عروس داشته وخیاط حرفه ای لباس عروسه. ناهید با پسری آشنا میشه قرار ازدواج میزارند درست وسط قول وقرارها ناهید احساس می کنه پاهاش حس ندارند به درخواست نامزدش دکتر می روند دکتر آزمایش می نویسه و درحین گرفتن جواب آزمایش ......
قسمتی از متن رمان داستان کوتاه لباس عروس
مهرسا
0خیلی غمگین تموم شد و واقعا اشکم رو در اورد
۲ ماه پیشریحانه
7رمان خیلی خوبی بود با اینکه ژانر غمگینی داشت ولی من از نویسنده درخواست دارم که آدمه ی این رمان رو بنویسه و جور دیگه. ای آخرش رو تموم کنه ادامه ی داستان از این باشه که ناهید خوب میشه اول از بینایش شروع میشه که با یه پسری آشنا میشه اون پسر عاشق ناهید میشه اما نقبول نمیکنه آخرش خوب میشه و جمشید پشیمون
۱ سال پیشمهرسا
0ناهید مرده که
۲ ماه پیشآنا
0به شدت داستان غمگین و خفنی بود،به راحتی اشکم در اومد مثل داستان های دیگه دور از واقعیت نبود؛
۳ ماه پیشنرجس
1خیلی رمان عاشقانه و غمگینی بود😔
۴ ماه پیشSayeh
0میتونست قشنگ تموم بشه و به این میزان عشق رو بد جلوه نده
۴ ماه پیشمسخره بود
6مسخره و چرت بود
۵ ماه پیشنازلین
1جدی گریم گرفت حقش نبود حیف اون دختر
۶ ماه پیشnazi
1من همچنان منتظرم اخرش خوب شه😁
۷ ماه پیشخیلی مزخرف بود
1نباید میمرد باید خوب میشود
۷ ماه پیشSayinar
0منتظر بودم خوب بشه :) توقع داشتم به غمگینی دنیای واقعی نباشه و خوب بشه ولی نه.
۷ ماه پیشترانه
0عالی و درخشان بود...واقعا داستانهای ایرانی خیلی خوبند...مثل ننه مشدی در جامعه کم نیستن...
۸ ماه پیشنازیلا
2خیلی چرت بود😑
۹ ماه پیشفریبا
1این رمان عالی بود حتما رمان رابخوانید
۱۱ ماه پیشمانا
4چقدر نامرد بود جمشید غمگین بود
۱۲ ماه پیش

عسل
0عالی ولی یکو غمگین بود