خلاصه رمان :
مهرآسا پرتو ناخواسته به خاطر یک حماقت وارد یک باند دزدی میشه و تبدیل به یک دزد حرفه ایی میشه… ترازویی به وجود می آید که یک کفه ی آن عشق و کفه ی دیگر آن رفاقت است… کدام یک سنگین تر است؟!
قسمتی از متن رمان چشمهایت
افرا
3سلام وقت بخیر. من این رمانو سالها پیش خوندم و وقتی اسمشو دیدم دلم خواست دوباره بخونم ولی الان که دانلود کردم اسم یه کتاب دیگه میاره میشه بپرسم چرا اینجوریه و اگه ممکنه درستش کنین ممنون
۱ سال پیشیه
1برای منم همین طوره کسی می دونه چرا اینطوره
۱ سال پیشکیمیا
0خدایی چرا آخرش اینطور تموم شد. نه تکلیف رهان معلوم شد، نه اینکه خانواده هاشون یا محمد چیکار میکنن:////
۳ سال پیشSans
0رمان جالبی بود، وبسیار قشنگ، ولی یه سری نکته های ریزی مشکل داشت، چرا زندگی رهان اینقد سخت و جانسوز بود و میشد کمی از دردض کم کرد که لاقل خواننده گریه نکن مث من😂و میشد زندگی کیان و مهراسا رو ادامع داد
۳ سال پیشزهرا
0خوب بود اینکه پای اشتباهاتت وایستی و قوی باشی اما یکم غیر منطقی بود
۳ سال پیشفاطمه
0من دو قسمتشو خوندم اصلا هیجان نداره که بکشوندتت برا ادامه داستان
۳ سال پیشسوگند
0سلام خوب بود ارزش خوندن داشت. ولی جاداشت زندگی کیان ومهرآسا رو ادامه بده..💞🌷
۳ سال پیشتیسراتیل
0بدک نبود،میتونست بهتر و جذابتر باشه اصلا هیچ هیجانی نداشت! سر و ته رمان فقط چشای خوشکل مهرا و موهای خوش بوشه😂🤦🏼 ♀️نویسنده میتونست عشق و رفاقت رو قشنگتر نشون بده،ولی بازم ممنون
۴ سال پیشماریا
1خسته نباشی نویسنده عزیز بسیار عالی بود ممنون پیشنهاد میکنم بخوانید
۴ سال پیشثنا
2رمان قشنگی بود ولی پر از غم و غصه ، طفلک یه روز خوش ندید ، کیان هم که زده بود رو دست هرچی احمقه خاک بر سرش ، این وسط رهان بدبخت ناکام موند از عشق ، در کل زندگی قشنگی نشد مخصوصا اخرا با اون حماقتا
۴ سال پیشرمان باز
2عالی ارزش خوندن رو داره.باتشکر
۴ سال پیشرویا
1رمان قشنگی بود
۵ سال پیش۰۰۰
1رمان جذابی بودسپاس ازنویسنده
۵ سال پیشدخی بی احساس
4مزخرفففففف من خلاصه رو خوندم پشیمون شدم عشق و رفاقت کدام یک سنگین تر است زرتتتتتتتت فدای اون کتابی گفتنت مولانااااا😤😤😤
۶ سال پیشسپیده
5قشنگ بود
۶ سال پیش

jojo
0رمان خوبی بود حق معراج عدام بود حق افراوشاهانم یه زندگی آروم