نویسنده : مهسا فرخیان

ژانر : عاشقانه، مذهبی

ثنا دختری که در یک خانواده مذهبی بزرگ شده است ؛خانواده ای که یک وعده نمازشان قضا نمی شود اما طبق یک قانون نانوشته ثنا در میان اعضای خانواده طرد شده ؛این قانون در نهایت به دست کسی میشکند که یک روز فکرش را هم نمیکرد...


تخمین مدت زمان مطالعه : ۵ ساعت و ۳۱ دقیقه


شما به این رمان چه امتیازی میدهید؟
596 24

این رمان بیش از 85,244 نفر بازدید کننده داشته است

تعداد نظرات تایید شده : 348

نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    00

    داستان موضوع نسبتا جدیدی داشت اما دور از واقع بود.ایرادات نوشتاری و اشتباهات تایپی داشت.حسین که از ابتدای داستان برادرشان نبود چطور در حین داستان جزو برادران نام برده شد موفق باشی نویسنده جان

    ۳ روز پیش
  • ک

    10

    خیلی عالی هم اول رمان اشکم در اومد آخر رمان خندیدم

    ۵ روز پیش
  • فرزانه

    ۴۰ ساله 00

    به نظر من نمرده یه جنازه سوخته دیگه بوده اگه هم مرده تاوان گناه خودش داده

    ۷ روز پیش
  • الهه

    10

    برای بار دوم خط به خطش رو خوندم و ازش لذت بردم توصیه میکنم حتما بخونید هم آموزنده ست هم فوق العاده زیبا

    ۷ روز پیش
  • مهسا

    10

    خیلییییب خوشگل بود چقدرررر گریع کردم از بس که خوششگل بوددد واقعا دست نویسندش درد نکخه خسته هم نباشهههه

    ۷ روز پیش
  • مهرانه

    ۱۳ ساله 10

    خیلی خوب بود رمانش دقت کردین اخر اینجور رمانا اسم پسره مسیحه

    ۱ هفته پیش
  • مرسانا

    00

    رمان قشنگی بود فقط یه کوچولو پرش داشت و موقع ذهن خوانی چون پرش داشت متوجه نمیشدی که شخصیت اون ذهن خوانی مسیح یا ثناس نویسنده عزیزهرجاکه هستید موفق وسلامت باشید

    ۱ هفته پیش
  • معصومه

    00

    خیلییییی رمان قشنگ ای بود واقعا عالی بود هیچ عیب و نقصی ای هم نداشت

    ۱ هفته پیش
  • معصومه

    ۲۱ ساله 00

    من نفهمیدم این حسین کیه؟ مگه 3 تا داداش نداره محمد علی،مسیح، محمد یاسین پس چرا هی میگه حسین🤔 هنوز قسمت دومم

    ۱ هفته پیش
  • ?????⁷⟬⟭?

    00

    رمان فوق العاده عالی بود ولی چند تا اشکال داشت یک پرش های ناگهانی که در رمان اتفاق می افتاد اینکه بدون اینکه از قبل اعلام بشه دید شخصیت تغییر می کرد و همچنین عجله ی زیادی که وجود داشت تا رمان تموم بشه

    ۲ هفته پیش
  • ...

    ۱۸ ساله 00

    خوب بود

    ۲ هفته پیش
  • زهرا

    10

    خب یه جاهایی یه مقدار دور از واقعیت بود به نظرم ولی خیلی داستان نرم و روونی داشت! پایان خیلی خوبی هم داشت. در کل خسته نباشید ☕

    ۳ هفته پیش
  • آخرش نامفهوم بود

    00

    آخرش نامفهوم بود اما ای کاش طولانی بود

    ۲ هفته پیش
  • فرشته

    10

    رمان خوبی بود دست نویسندش درد نکنه❤️ فقط خیلی درمورد سخت گیری برادرای ثنا اغراق کرده بود و اینکه چقدر همه حس و حال دورنی دیگری و سریع می فهمیدند یا ناخواسته حرفارو میشنیدن😐

    ۲ هفته پیش
  • رامش

    00

    خیلی رمان قشنگ و متفاوتی بود خوشم اومد خیلی احسنت ب نویسنده خسته نباشی

    ۲ هفته پیش
  • تی تی

    00

    عالی بود ❤️

    ۲ هفته پیش
سیاهی لشگر لحظاتی پیش

محمد پسریه که تو زندگیش نقش سیاهی لشکر رو داره و فقط پی شیطنت‌های جوونیه! از بابای کارگردانش، یزدان رحمتی، می‌خواد وارد دنیای بازیگری بشه اما یزدان نمی‌ذاره چون می‌دونه تو این مورد جدی نیست و معتقده که خودش باید گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون! به خاطر همین هم محمد دست به کارای دیگه‌ای می‌زنه تا روی پای خودش وایسه. بعد از قبول نشدن توی کنکور به بهانه‌‌های مختلف سربازیش و عقب میندازه اما دست آخر مجبور می‌شه که به سربازی بره! به واسطه دانیال صدیقی که توی فیلمای پدرش بدلکاری می‌کنه، با برادرزاده‌ش آشنا می‌شه... برادرزاده دانیال صدیقی نقطه مقابل محمده! حالا وجود یه اکیپ دیوونه کنار محمد، می‌تونه اون و برای انجام کارایی که براشون برنامه ریخته انجام بده، تشویق کنه! اما امان از روزی که چند نفری که فکر می‌کنن عقل کل هستن، بیفتن کنار هم! ‼️سیاهی لشکر با دو رمان عشق آمازونی و ویانا نیوز در ارتباطه اما اگر نخونده باشین هم مشکلی پیش نمیاد.

راه های دانلود اپلیکیشن

دکلمه

جان دل

دکلمه

مرا به‌ نام‌ عشق‌ بدنام‌ نکن

دکلمه

کاش‌ تو ماه ‌بودی

دکلمه

رفتن...

دکلمه

اُهم

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.