خلاصه رمان عاشقانه شکلات تلخ من
از اونجایی داستان ما شروع میشه که یه دختر شیطون مغرور که تو رشته ی روانشناسی تحصیل میکرد قدم در راه عاشقی میزاره دختری که قلبی سنگی داشت اما عشق غرور و سنگ رو نمیشناسه و.......
قسمتی از متن رمان شکلات تلخ من
یکی
0فکر کنم "مثلث زندگی من" رو می ***.
۳ ماه پیشزهرا
0اسم این رمان و کسی می دونه دختره کم سن و ساله عاشق دوست داداشش میشه اون اسمش کیارشه ولی دختره آرش صداش می کنه اسم داداش دختره امیر حافظه نمی دونم به همچین چیزیه که چون خیلی غیرتیه خواهرش بهش میگه میرغضب اینا از قدیم باهم همسایه بودن یه همچنین چیزی بود کسی اسمشو می دونه؟
۳ ماه پیشمهدخت
0ایسگامونو گرفتی؟اینکه رمانه آوای عشقه
۶ ماه پیشانسیه
2سلام ممنون از زحمات نویسنده عزیز خانم نرگس رضایی که آوای نمناک عشق رو که با عشق نوشتن رو رایگان برای ما قرار دادن❤️❤️نرگس جون رمانتو دوست داشتم مخصوصا فصلای اولش رو😘ممنون که از زبان هر دو شخصیت بیان کردی🙏کاش همون قسمت های که از زبان نگین میگفتی همونارم دوباره از زبان آرمان میگفتی خیلی جذاب تر میشد
۶ ماه پیشدیانا
1عالی بود
۶ ماه پیشفاطمه ❤️
2رمان خوبی بود چند سال پیش خونده بودمش ممنون نویسنده جون 🌟💜🌟💜
۸ ماه پیشرقیه
0من این رمان رو قبلا خوندم اسمش آوای نمناک عشق هست اینجا اسم رمان شکلات تلخ هست بعد خود داستان یه رمان دیگه هست واقعا افتضاحتر از این نمیشه
۱۱ ماه پیشفاطی
0رمان ها کلا باهم قاطی شدن معلوم نیس قبلا یه بار این رمان رو خوندم اسمش فرق می کرد مقدمه هم فرق می کرد الانم رمان با مقدمه فرق میکنه لطفا پیگیری کنید ممنون
۱۱ ماه پیشفاطیما
0رومانش با مقدمه یکی نیست لطفا پیگیری کنید ممنون
۱۲ ماه پیشنیک
0من یه رمانی خوندم قبلا اسمش یادم نیست درمورد یه دختره که یه دوست پیدا میکنه اینا باهم صمیمی میشن تو بچگی ولی یکدفعه دوس این دختره که اسمش بارانه گممیشه و بعد از سال های طولانی بهش خبرمیدن که باران مرده بعد این دختره پسری رو میبینه که شبیه بارانه بهش میگن این بارمان پسر عموی بارانه بعد عاشق هم میشن ک
۱ سال پیشنیک
1دختره میفهمه که این بارمان همون دوستش بارانه که رفته خارج و تغییر جنسیت داده ترنس بوده و پلیس شده
۱ سال پیشفندق
1اسم رمان غیر ممکن
۱۲ ماه پیشریحانه
2حال که دارم این نظر رو مینویسم نمیدونم چندمین باری هست که این رمان رو تمومش میکنم، فقط به یاد دارم اولین بار سن کمی داشتم و با خوندن هر کلمه به پهنای صورت گریه میکردم و خودم رو جای تمامی شخصیت ها میذاشتم و قلبم برای همه شون بدرد میومد، شاهکار فراموش نشدی. خوشا بحال شخصی که چنین معینی رو تو زندگیش
۱ سال پیشفاطمه
1چرا نصفه است؟؟؟؟
۱ سال پیشن
0رمان هارت چاکلت من و کسی داره
۲ سال پیشغزل
0عالی
۲ سال پیشنگار
0خیلی رمان مزخرفی بود☹️
۳ سال پیش
پریا
1یه رمان بود که یه پسره که میتونه ذهن بقیه رو بخونه و پلیسه دختره تلاش میکنه چشم سومش رو فعال کنه و بتونه اونم ذهن بقیه رو بخونه و وقتی فعال کرد میره به یه ماموریت و اخرا اون پسره میشه برادر ناتنیش