خلاصه رمان عاشقانه مرا یاد آر
الهام به دلیل رقت قلب و بخشیدن وسایل شخصی موردنیاز خودش به نیازمندان به دیوانگی شهرت میابد و به همین دلیل خواستگارش بجای او عمه اش الناز را که شباهت به او دارد ولی عاقل ! است انتخاب میکند . خاله الهام به یاریش میشتابد و از او میخواهد که برای اثبات عاقلیش درس بخواند و به دانشگاه برود . ولی با قبولی الهام در کنکور و پیدا شدن خواستگاری با شرایط خوب ، پدرش میخواهد مانع تحصیل او شود ؛ ولی کیان پسرخاله که خود عاشق دختری هندو به نام گیتی است با پیشنهاد ازدواج مصلحتی بار دیگر به یاریش میشتابد تا ....
قسمتی از متن رمان مرا یاد آر
سارمیله
1اولش خوب بود ولی اخرش نه چون نویسنده شایعات مردم را به واقعییت تبدیل کرد الهام واقعاً دیوانه نبود ولی در آخر سر از تیمارستان در اورد اون باید بخاطر قلب مهربونش وفداکاریش تو زندگیش موفق می شد
۲ ماه پیشخوب
0خوب بود و قشنگ
۲ ماه پیشHadis
1اویل رمان خوب بود اما آخرشو اصلا دوست نداشتم چون واقعا داغون بود یه پایان گنگ داشت
۲ ماه پیشالهام
1مزخرف بود حیف وقتی که گذاشتم
۲ ماه پیشtayebe
1اخرش خیلی افتضاح بود،من همش منتظریه اتفاق خوب بودم ولی اخرش اعصابمو بهم ریخت.خیلی گنگ وگیج کننده تمومشد.پشیمون شدم از اینکه وقت گذاشتم وخوندمش.
۲ ماه پیشهستی
2به نظر من خیلی بچگانه نگارش شده بود و آخرش خیلی بیخود بود
۲ ماه پیشکبری
1افتضاح بود
۲ ماه پیشSumî
0راستش من از خوندنش پشیمون نیستم. بخش پایانیش خیلی بهم استرس داد. از کلمات و جملات قشنگی برای بیان احساسات استفاده شده بود. فقط کیان انگار حزب باد بود هر سری ی حرکتش غافلگیر کننده بود که نشون میده درست شخصیت پردازی نشده بود. بعضی جاهای رمانم گنگ بود
۳ ماه پیش..
5افتضاح اصلا آخرشم معلوم نشد چیشد واقعا حیف وقت
۳ ماه پیششیدا
0واااااقعا خیلی چرت بود. مگه پسر با یه هویت دیگه نزدیک نشده بود که موقع بیماری دختر اونو ببینه و رفع دلتنگی کنه؟ مگه عاشق دختره نبود؟ مگه نمیترسید دختره اونو ببینه دیوونه بشه؟ اما اون کاری کرد که اونو دید و بعدش هم دیوونه شد. خدا انصافت بده نویسنده، گند زدی گند!!"
۳ ماه پیشامورف
2حس کردم نویسنده میخواست داستان رو متفاوت تلخ بنویسه ولی خیلی گند زد . خدا رحمت کنه نویسنده ولی حس میکنم اگر تو سن کمتر این داستان میخوندم حتما چند مدت افسرده میشدم. از شدت گنگ بودن و غمگین بودن داستان. ( رمان کسی پشت سرم آب نریخت ) بخونید.
۳ ماه پیشامورف
1ولله اگر این پسر کیان میخواست از دختر طلاق بگیره بره سراغ گیتی چرا نرفت دادگاه گاهی ناقص بودن عقل این بدبخت الهام بگیره. دخترم ول کنه . حتما باید دختر رو دیونه می کرد. به یک چیز دیگه کسی نبود خبر به این سنگینی رو اینطوری بده به این دختر بیچاره. ما نفهمیدیم پسر دختر دوست داشت یانه.
۳ ماه پیشیوکی
0جالب بود پایانش برخلاف رمان های آبکی یه پایان تو زندگی واقعی بود خیلی خوب افکار الهامو بروز میدادی یه جاهایی مبهم بود ولی واقعا به عقل نویسنده شک کردم خودش انگار دیوونه بوده😂
۴ ماه پیشرقیه
4چرت بود حیف از وقتی که گذاشتم
۴ ماه پیش
عامیانه نوشته نشده ا
1عامیانه نوشته نشده انگاربرای عهدقاجاره