خلاصه رمان گیلدا
دنیام رو غم برداشته...ولی تو اومدی هربار که نگاهت میکردم خیال میکردم به ابلیس نگاه میکنم،ولی زمان بهم فهموند که تو...فرشته ای نه من...تو کنارم بودی که همه منو فرشته ی موطلایی خطاب میکردند... من گیلدا فروزش...روزی با هزاران آرزو برای ساختن زندگی دوباره از شهر شعر و غزل به شهرنکبت و سیاهی یعنی تهران پا گذاشتم من،گیلدا دختر خورشید،بی پدر و مادر ،بی حتی ذره ای محبت پدری با به تهران آمدنم پا بهدنیای کثیف تر از قبلم گذاشتم...شکستم،سوختم،متنفر شدم و... پایان خوش
قسمتی از متن رمان گیلدا
Eli
0میشه ی رمان خوب تو این برنامه به من معرفی کنید که بخونم لطفا؟
۳ ماه پیشدریا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
سروین
0رمان خوبی بود دست نویسنده درد نکنه لطفاً نخونده نظر ندین عالی بود
۵ ماه پیشفریبا
0سلام رمان خوبی بود
۶ ماه پیشمونا
0کتابای زیادی از ایشون خوندم ک خیلی بهتر از این کتاب بود . کلا درحال عوض کردن ست کردن لباس بود
۷ ماه پیشSetareh
1کاش کتابی نمی نوشتید و تند هم نمی نوشتید.
۱ سال پیشبهار
0قسمت اول نصفه خوندم اصلا خوب نبود خوشک نیومدقلم نویسنده اصلاخوشم میومد کتابی همه رانوشته بود انگاری کسی دنبالش کرده بوده تندتند چیزهایی نوشته،چیه این رمانهاکه مینویسید احححح اصلا خوب نبود
۲ سال پیشرضا حیدری
0خیلی خوب بود ممنون از نویسنده
۲ سال پیشسمانه
0سلام رمان خوبی بود اما خیلی جاهاش با واقعیت دور بود بعضی جاها بیشتر فانتزی بود نویسنده بهتره ک اطلاعات کامل داشته باشه ،خسته نباشید موفق باشید
۲ سال پیشآتنا
0رمان جالب و قشنگی بود و آموزنده هم بود ممنون از نویسنده عزیز بابت داستان خوبش
۲ سال پیشحنا
0خیلی عالی بود
۲ سال پیشریحانه
0خیلی قشنگ بود
۲ سال پیشفریباسادات
0عالی عزیزم تشکر
۲ سال پیشعالی
0عالی
۲ سال پیشزهرا
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

ثنا
4خوب رمان خوبی بود ولی منی که پنج سال رمان میخونم اینا زیاد منو جذب نمیکنه