خلاصه رمان عاشقانه بختک
آرمین پسر الکی خوشی است که معنی تعهد و پایبندی را نمی داند. دست روزگار مهرنوش را سر راهش قرار می دهد که زنی مطلقه و کم سن و سال است، آرمین تلاش می کند تا بتواند چند صباحی با مهرنوش باشد، مهرنوش مقاومت میکند و آرمین تصمیم میگیرد که...
قسمتی از متن رمان بختک
•ܣߊܝ̇ߺیܘ•
3من خیلی دوستش نداشتم شاید این رمان واقعیت زندگی خیلی ها باشه ، اما جا داشت رو شخصیت مهرنوش بیشتر کار میشد چرا انقدر بی درک از زندگی و آدما بود پس تو این ۱۸ ساله مجردی چی یاد گرفته بود؟؟؟ شبیه ربات بود و بیچاره آرمین که همچین زندگی سرنوشتش شد:(
۲ ماه پیشالناز
0خیلی بد تموم شد اصلا خوشم نیومد به نظرم اصلا ارزش وقت گذاشتن نداره
۱ ماه پیشبهار
1الان همه فاز گرفتن رو مهرنوش خودتون زنین میتونین فراموش کنین؟نه نمیتونین تو اوج بی کسی مهرنوش فرزام بود بهترین رمان بود ممنون
۲ ماه پیشبهار
3همونطوری که اکثر دوستان گفتن واقعا بدترین رمانی بود که خوندم... کاش حداقل پایانش خوب بود
۲ ماه پیشکیمیا
5مهرنوش نه مادر بود ن زن نماد یه ه،ر،زه به تمام معنا ازش متنفر بودم
۳ ماه پیشخوب بود
1خوب بود، زندگی خودم رو انگار مرور کردم
۳ ماه پیشتوران
0رمان واقعی گرایانه و خوبیه تا اینجا مثل بقیه رمان های تکراری و کلیشه ای نبوده
۳ ماه پیشبه نظر من
6خیلی بد بود رمان شاید ایده داستان جالب باشه اما انقد قلم بدی داشت که ادم خیلی زود خسته میشد از روند داستان و اینکه درکل تو پنج پارت جمع میشد اگر انقد دیوونه بازی های ارمین و حماقت مهرنوش رو تکرار نمیکرد توی این رمان هیچ شخصیت مثبت و عاقلی وجود نداره همه بد ذاتن و همه فقط به خودشون فکر میکنن واقعا بد
۵ ماه پیشMobi
3سرم درد گرفت نصف پارت ها رد کردم ببینم تهش چی میشه حیف وقت
۵ ماه پیشعده
4ب نسبت داستان خوبی بود کاش آخرش خوب تمام میشد مهرنوش خیلی لوس بد قلق بود کلا رو مخ بود رفتار هاش
۵ ماه پیشزینب
1بد نبوود تا اخرش خوندم
۵ ماه پیشالی
4از مهرنوش بدم میاد نصف کتکایی که میخورد تقصیره خودش و لجبازیاش بود دلم واسه ارمین سوخت نه از ننه بابا شانس اورد نه از زن بیچاره هعی میگفت کمبود محبت داره التماس میکرد واسه اینکه باهاش خوب باشه واقعا از مهرنوش متنفرم چقدر بدجنس
۵ ماه پیشعلی
9بنظرم جالب نبود..پسره ازدست رفتارای دختره روانی شده بودکه..دخترکه اصلا مث مجسمه بودشوهرداری بلدنبود
۷ ماه پیشباسره
5یه سریع چیزا از رمان یاد گرفتم،خیلی طولانی بود،کمی جنبه روانشناسی مثل رفتار پسره که قابل توجه است از اول تا آخرش بهم حس درد،رنج،نابودی،ناکامی و ناامیدی رو داد و اینا باعث شد ؛«« از اینکه این رمان رو خوندم بشدت احساس پشیمونی کنم-
۹ ماه پیشحالمو بد کرد
3فقط همین...
۹ ماه پیش
آتی
2اصلا حق با آرمین نبود چون آدمی بود پراز کمبود.دارای طرحواره های بسیار بود مثل طرد شدگی و هیجاناتی نادیده گرفته شده و.. و هر زنی مثل مهرنوش حق تصمیم گیری داره برای زندگیش و هیچکس زندگی این مدلی نمیخواد چون ژانر رمان روانشناسی بود توقع بیشتری از نویسنده میرفت که واژگان بهتری بکار میبرد نه بگوید زنک