پارت چهل و دوم :

صبح شده بود و آفتاب سحرگاهی در حال بالا آمدن از سینه‌ی دیوار اتاق بود. نیمه شب از سر و صدای جیرجیرک و قورباغه خوابم بهم خورده بود که متکا و لحاف به بغل به اینجا پناه آورده بودم. سرم روی متکا بود و لحاف را به خاطر خنکای اول صبح تا زیر گردنم کشیده بودم و داشتم پیام های گروه را می خواندم.
از دیشب هر گروهی که مربوط به دانشکده را باز می‌کردم خلاصه‌ی پیام هایش پیگیری از عادل پرویزی و دار و د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه جهان پناه

    0

    تازه داشتم از شوربا طوبی راحت میشدم که مامان درنا هم ابگوشت دوست داره که. جان من خودتون ابگوشت دوست دارین؟

    ۲ سال پیش
  • نصیبه رمضانی | نویسنده رمان

    😂😂😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • Eliz

    5

    رمانیه که خیلی بهش کم پرداخته شده با اینکه به معنای واقعی کلمه همه چیزش محشر و قویه. امیدوارم بقیه هم زودتر باهاش آشنا بشن و به اندازه ارزشش بهش بها داده بشه چون من یکی که خیلی از این موضوع حرص میخورم

    ۲ سال پیش
  • نصیبه رمضانی | نویسنده رمان

    ممنونم از توجه و همراهیش تون.. پیام تون دوست عزیز واسم ناقص اومده

    ۲ سال پیش
  • سحر

    1

    منم داشتم به همین فکر میکردم. ولی بیخیال. چیزهای باارزش خاص و کمیابن:)

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    عالی بود مثل همیشه قلمت همیشه بدرخش نویسنده عزیز 🦋🦋🌹

    ۲ سال پیش
  • شکوفه

    0

    سلامی دوباره. میشه آیدی *** تون و لطف کنید

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    0

    آیدی *** پایین نظرات نوشته

    ۲ سال پیش
  • شفق

    0

    بینظی💚💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    1

    زیبا ومحشر مینویسی بانو💞

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    موافقم،اون طورکه بایددیده نشده،خط به خط داستان رو میشه زندگی کرد،اونقدرکه واقعی بیان شده

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    عالی،مثل همیشه،خداقوت,ممنون ازپارت های پروپیمون،تصورساره پشت تراکتورهم خیلی باحاله

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    وای دانشگاه یامافیای خلاف🙏

    ۲ سال پیش
  • نصیبه رمضانی | نویسنده رمان

    🥰🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • Eliz

    3

    اصن هر خط از پارت های این رمانو میخونم نیشم بسته نمیشه نمیدونم چرا انقد ارتباط میگیرم و همه شخصیت ها و موقعیت ها برام انقد دلنشینه

    ۲ سال پیش
  • نصیبه رمضانی | نویسنده رمان

    حال دلتون خوش🥰🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️