قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت چهل و یک :
صدای خوانندهی ارکستر و مراسم داشت از مهمانها درخواست می کرد آماده شوند برای رقص محلی، با کنار زدن پشهای که به خاطر نور گوشی پیدایش شده بود روی تصویر دقیق شدم.
چیزی که اصرار داشت قبل صحبتهایش تماشا کنم یک کلیپ چند دقیقه ای بود. با صدا و توضیحات مردی که گوینده بود شروع شد. گزارشی از یک اتفاق که به مراجع قانونی رسیده بود.
گویا چند ماه پیش رئیس یک دفتر خصوصی که کارش در حوزه
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
😂😂😂😂
۱ سال پیشپروانه
1از ساره خوشم اومد
۱ سال پیشمریم
3این دوتا خیلی باحالن 😂 ساره خیلی خوب به خدمتش رسید ها 🤣خوش صدامون هم خیلی به دل میشینه مخصوصا با خانم ساره گفتنش😍
۱ سال پیشفاطمه
1چه کشمشی بود بین ساره محمد منصور اخ چقدر باحال بود 🤣🤣
۲ سال پیشستاره
2عجب محمدمنصوری...خانم ساره هم خوب ازپسش براومد😉😉
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
😂😂😂😂
۲ سال پیشم.ر
1ساره نمونه یک دختر جنگجو 😊😊
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
👌👌👌
۲ سال پیش...
1دارم از دست این محمد منصوره حرص میخورمااا. یعنی چی که به ساره میگه حق نداری پاتو بزاری تو دانشگاه تو کی که بخوای واسش تایین تکلیف کنی؟ ای خدا چرا ساره بهش نگفت سرش تو زندگی خودش باشه و بزنه تو دهنشش
۲ سال پیشاکرم بانو
2بخاطرخودش میگه نرو،نشنیدی میگن مارگزیده ازریسمون سیاه وسفیدمیترسه
۲ سال پیش...
1حرف شما درست اما آدم آزاد باشه و بمیره بهتر از اینه که عمر طولانی داشته باشه اما هیچ اختیاری از خودش نداشته باشه و به عبارتی زندونی باشه
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
دقیقا.. همش از سر نگرانیه
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
ساره هم به وقتش😏😏😏
۲ سال پیشاکرم بانو
2این ساره هم چه یک دنده بودنمیدونستیما،بیچاره محمدمنصور
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیشEliz
3نمیدونم از محافظه کاری محمدمنصورشون خوشحال باشم یا از لحن دستوریش ناراحت. خیلی عجیبه این پسره و خانم ساره گفتنش. به دل میشینه ولی. شخصیتش داره کم کم با دلم میشینه
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
هر چی عشق تون میکشه😁😁
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آوا
1من انتظارم از ساره بیشتر بودااا😂 منصور خیلی رو مخمهه😔