قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت چهل :
بدون اینکه حرف اضافه ایی بزنم فقط نوشتم:
"ممنون...نیاز باشه خودم جواب پرویزی رو میدم. امیدوارم بهتون ثابت شده باشه که من اون ادم دلخواه شما و دوستانتون نیستم."
دوباره که صفحه را بستم در تلاش بودم فکرم را درگیر نکنم و به روال عادی برگردم. اما احساس بدی گرفته بودم که برای یک جلب توجه، این همه بلا و اتفاق برایم پیش آمده بود. بدترین قسمت این ماجرا آنجا بود که برای ادامه دار نشدن این بحرا
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
Eliz
2واقعااا هم که عجببب. خیلی جای حساسی تموم شد
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
🙂🙂🙂🥰
۲ سال پیشسهیل
2خانم رمضانی عزیز الان نه 😁 وقت به پایان رسوندن پارت نبود دق میکنیما
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
🙈🙈🙈🙈
۲ سال پیشاکرم بانو
1صداقشنگ چی واسش اورده ایا؟
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
🙂🙂🙂
۲ سال پیشم.ر
1خیلی خوبه 😍😍
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
🤗🤗🤗
۲ سال پیشنورا
0واقعاً اینجا جاش نبود که پارت تموم شه 😭🥴🤤
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
🥰🥰🥰
۲ سال پیشستاره
1چرااینجاتموم شد😭😭😭من عاشق ساره م به صداوسیماقشنگِ فول امکانات هم نمیدمش گفته باشم
۲ سال پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
🙈🙈🙈🙈
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

باران
0وای این گروه چقدرپیله هستن😡ولی خوشم میادساره بچه سفتی هست،، عالی بودقلمت مانا