جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت بیست و پنجم :
او مطمئن است که آبتین درخواستش را قبول میکند؛ ولی نمیخواهد آبتین را مجبور به انجام کاری کند که از آن متنفر است. اگر آبتین تن به آن کار بدهد، بسیار از مشکلاتش حل میشود. او میماند و پرندهی شکاریاش. پرندهای که دل برده از این دیوانه:
- میدونم از ملیسا بدت میاد... میدونم نمیخوای حتی چشمت بهش بخوره... حرف زدن باهاش برات از صدتا شکنجه بدتره... میدونم چشمش و نداری...
آبتین ب
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0اخی..بمیرم واسشون🫠💔