لالایی پاندورا به قلم ساناز لرکی و مرجان فریدی
پارت هفده :
***
آریل
***
کمی زمان برد تا از فکر کلاغ لعنتی بیرون بیایم، دستی میان موهای مواج و کمی آشفتهام کشیدم.
دلم دوش آب گرم میخواست، عطر آن اتاقک چوبی که در آن آنیه را شسته بودند؛ عطر تن او که بوی جسد میداد هنوز توی مغزم مانده بود.
نگاهم را در اطراف اتاق گرداندم، سقف چوبی کوتاه اتاق،مرا یاد تابوت آنیه میانداخت. تقریبا همه چیز مرا به او میرساند. افکارم از آنیه به سمت تن
این پارت به قلم مرجان فریدی نگاشته شده است و مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهرناز
0وای دقیقااااااا منم حس کردم
۷ ماه پیشSarah
4چرا دیوا انقد منو یاد رایان تو رمان کلاهداران میندازه؟! سر خوردن روی نرده رو که دیدم فهمیدم این پارت رو خانم فریدی نوشتن👀 تا اینجا که جالب بوده از نظرم
۸ ماه پیشریما
7به به ... دیوا وارد می شوددد
۸ ماه پیشFarimah
12فکر کنم فقط منم این وسط ک دارم فکر میکنم چیپسی کجا قرارع ج×ش کنه وقتی ظرف خاکش نیست😂😂😂(چون خودم گربه دارم کل داستانو تا اینجا منتظر بودم فکر ابن قصیه باشه اریل🤣)
۹ ماه پیشFATI
0آریل قربانی میشه!
۹ ماه پیشرضوان
3سیاه پوووشه کلا مشکیهههههه لالاااا😂💃🏻
۱۱ ماه پیشرضوان
7دیوا مخوفه لکنت داره این بچه؟
۱۱ ماه پیشلاوین
7آیوارر و دیوااا ... عاشقتونمممم
۱ سال پیشلاوین
5بلخرهههه پسرم جدیدمم وارد میشود😭😭😭
۱ سال پیشبرگامممم
5داره به بخش هیجانیشش میررسههه
۱ سال پیشReyhane
45وای این پسرِ مرجانه:) وایب ایوار رو میده چرا 😭
۲ سال پیشM.farzin
12آره شخصینا به نظرم باور پذیزن من از همه بیشتر شاید الا و دوست دارم چون خیلی رنج کشیده و به خاطر خوبی خواهرش از خواهرش دور شده اما همه اونو ادم خشک و سردی میدونن
۱ سال پیشM. Farzin
2خیلی قشنگه و واقعا برای خوندن پارتای بعدش اشتیاق دارم
۱ سال پیشلایف
25دیوا شخصیتش باید جالب باشه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Nasi
1من تازه شروع کردم به خوندن این رمان تا اینجاش همش اینجوری بودم که میون این همه خوشگل کیو انتخاب کنم🥴🤤🤣 چرا انقد شخصیتای رمانت جذابن اخه مرجاانن🤧