پارت بیست و دوم :

تایماز
دسته گل و جعبه ی باقلوا رو روی میز گذاشتم و لباسام رو از تنم کندم، زمان زیادی نداشتیم، برای همین فوری یه دوش گرفتم و بیرون اومدم.
با حوله موهام رو نمگیری کردم و سمت تلفنم رفتم.
عکسی از رسپینا بود،با تعجب باز کردم و دیدم عکس خودشه.
زیباتراز همیشه شده بود، الحق نگذریم رسپینا واقعا زیبا بود، الان هم خیره کننده شده بود. ولی حیف که این دختر زیبا واقعا بی ادب تمام معنا بود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!