پارت هجده :

وارد اتاقم شدم و لباس هام رو از تنم کندم، مامان یه کت و شلوار پوست پیازی ای روی تختم گذاشته بود که یک طرفش کلا سنگ دوزی شده بود و واقعا خیلی زیبا بود.
امیدوار بودم تنم بشه، چون خیلی ازش خوشم اومده بود و اصالت رو کاملا به نمایش میذاشت.
روی صندلی میز آرایشم نشستم و موهام رو خشک کردم، دلم میخواست امروز انقدر خوشگل بشم که چشمشون رو با زیباییم دربیارم.
برای همین بیسیم خونه رو برداشت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!