پیانولا به قلم مرجان فریدی
پارت صد و بیست و هشتم :
با مشت سوم، حجم سنگین و غلیظی از آب از میان لبهای یخزدهام خارج شد.
حس میکردم سینهام سبک و سبکتر میشود.
مشتی دیگر… تمام آنچه از سر گذرانده بودم، همچون زهری که در مقابل پادزهر کم آورده باشد، را بالا آوردم.
تمام آن آب سرد و بیمزه را…
هر آنچه مرا عذاب داده بود، را بالا آوردم.
نیمخیز شدم و او به کمرم چنگ زد و مرا بلند کرد.
جایی میان پاهایش…
روی برف
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
eli
3فکر کنم وقتی خودت عاشق و دل شکسته باشی عمیقا تمام جملات رو با روحت لمس میکنی و درد میکشی زیباترین غمی که حاضری با تمام وجود هر روز لمسش کنی حتی اگه هر روز فرو بریزی خاصیت عشق همینه مگه نه... سپاس بی نهایت از شما نویسنده عزیز بیش از پیش موفق باشید
۶ ماه پیشJolia
0واو واو واو خدایااااا😭🔥هر چی بگم از تو و قلمت کم گفتم مرجان،عالی هستی،واقعا روحم رو لمس می کنه تک تک دیالوگات و من واقعا رمانات رو احساس میکنم با عمق قلبم و درگیرشون میشم واقعا دمت گرم بهت افتخار میکنم و هنرت برام تحسین برانگیزه ، اونقدری که نمیدونم چجوری تو کلمات حسی که دارم رو بیان کنم♥️😭🔥
۸ ماه پیشRaha77
6فراتر از روحممممم فراتر از جسمممم 😭😭😭😭😭💔💔💔💔
۸ ماه پیشArezoo
14مرجان تو خودت یه اثر هنری هستی که باید جهانی کشف بشه رمان هات کتاب بشن و در هر زبانی چاپ بشن تا بقیه بخونن واقعا خیلی بی نقصی 🫠🫠🫠🥺🥺🥺🤍🤍🤍🤍عاشقتم انقد قلمت خفنه💕🦋
۸ ماه پیشرضوان
9پارت بعدی یعنی پایان نخوام تموم شه باید چیکار کنم؟😭بوسیدش😭😭زاغ و سایه س
۱۰ ماه پیشملی
25میتونم قسم بخورم به هرچیزی که اعتقادم دارم این اثریک اثر هنریه به طوری که شک میکنی به قلم شک میکنی به اینکه چطور یه رمان خط به خط تش میتونه روحت رو لمس کنه این چنین درد رو بهت منتقل کنه به جرعت میتونم بگم یکی که نه تنها رمان این چنین غمگینی بود وا میداشتت تا تهش بری تهشم از تموم شدنش ناراحت باشی
۱ سال پیشفاطمه
5مرجان عزیزم من تقریبا همه رمانات و خوندم و منتظر میمونم تا همش چاپ بشه و دوباره همه کتابات و بخرم و بخونم فقط اینو بدون رمانات به من مفهوم زندگی و عاشقی و خیلی چیزارو یاد داد من با رمانای تو زندگی میک
۱ سال پیشرقیع
5طبیعه قلبم داره تند تند میزنه بغضم گرفتهه
۱ سال پیشگوجه فرنگی ^ ^
4و پارت آخر وداع با این رمان خیلی سخته نمیخوامممممممممممممممممممممممم😭
۱ سال پیشداریوش فن
12۱۲۸ پارت طول کشید :) ولی انقدر قشنگ بود که من حاضرم ۱۲۸ پارت بیشترهم براش صبر میکردم. نمیخوام پارت اخرو بخونم :) نه. نمیخوام قبولش کنم. اصلا چجوری میتونم فراموششون کنم؟ چند روز بود همه دل خوشیم شده بودن.. هرچند داستانش آبکی نبود.. ولی من نیاز به گریه داشتم :) و به اندازه کافی گریه کردم همراهشون :)
۱ سال پیشSetayesh
4تو وضعیت دردناکی که هستیم، خوندن این رمان منو به شگفتی و تزریق از حس قشنگ کرد مخصوصا با این پارت و موزیک ناب.
۱ سال پیشالی
10یادش بخیر جوری برای این پارت ذوق کرده بودم انگار خودم بوسیده شدم 😭😂 دلم تنگ شده براشون🥺
۱ سال پیشهستی
2رمان دوست داشتنی ای بود.. خصوصا پارت اخر خوشمان آمد🤍😭
۱ سال پیشمعصومه
0قلبم از هیجان تو دهنم میزنه🥹
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ساناز
3میشه لطفا این رمان هم چاپ بشه دوس دارم کتابشو داشته باشم