پارت صد و بیست و هفتم :

همه‌چیز در چند صدم ثانیه اتفاق افتاد.
و هر دو درون آب یخ‌زده استخر فرود آمدیم.

آب مرا در آغوش گرفت، مانند او که سخت مرا به خود چسبانده بود.
نه برایم مهم بود که کمرم تیر کشید و نفسم برید،
و نه این‌که تنم در حجم پرفشاری از آب سرد له می‌شد.

آب استخر از گوش‌هایم گذشت و سلول به سلول مغزم را پر کرد.
مثل خونی که به رگ‌ها رسوخ کند، به تمام وجودم نفوذ کرد و تپش شدید ق

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ستایش

    7

    وای مرجان... حتی نمیتونم گریه کنم فقط قلبم مچاله شده و باز نمیشه واقعا نمیدونم چی بگم... تو با قلمت چیکار میکنی با قلب ما؟

    ۹ ماه پیش
  • Raha77

    4

    آخخخخخ خزانمممم😭💔💔آخخخخخ میکائیلم😭😭😭بچه های مظلوممم،،،مرجان تو با این رمان هات روح ما رو لمس میکنی ،با تموم وجودم با تمام روحم وجانم انگار درد اینا رو درک میکنم😭😭😭

    ۹ ماه پیش
  • Death

    8

    من عاشق حس موزیک با این پارت شدم:)

    ۱ سال پیش
  • Jolia

    9

    ای خدا من با این پارتا مردم 😭😭مخصوصا آهنگش که به اعماق وجودم نفوذ می کنه و با تک تک کلماتی که میخونم هارمونی خاصی داره بی نظیره واقعا🥺🥲🥲🥲

    ۱ سال پیش
  • سحر

    2

    واقعا عالی بود.. غیر قابل توصیف و غیر منتظره مخصوصا با اهنگی که با پارت هماهنگی فوق العاده ایی رو ترکیب کردن 🥲❤️

    ۱ سال پیش
  • داریوش فن

    10

    اسمش چیه.. این چه احساسیه من دارم..؟.. فقط دارم حس میکنم.. درد رو حس میکنم :) با تمام وجودم دارم درد این پارت رو حس میکنم :)

    ۱ سال پیش
  • عسل

    4

    چقدررر این پارتا حس وحال عجیبی دارههه بااین آهنگ😭😭😭

    ۱ سال پیش
  • فن میکاییل

    1

    اخخخ ننه من فدای این مظلومیتتون بشم 🥺

    ۱ سال پیش
  • Yildiz

    2

    این پارت ها آخراشه من نمیتونم تمامش اخییی سیاه سفید مظلومم چطور میتونم باهاش خداحافظی کنم...😭😭🖤🤍

    ۱ سال پیش
  • بستنی گوگوری

    0

    داره تموم میشههه نهههه

    ۱ سال پیش
  • پرنیان

    9

    مرجان من چند روز بوددنبال بهترین موقعیت بودم برای خوندن این پارتا چرا باید بزارم غروب بخونم واقعاداره اشکم درمیاد بیشتر بخاطر اینکه رسیدیم به تهه پیانولا مرجان من نه تو و نه کسایی که این رمان رو میخونن دیدم ولی انگار باهاتون زندگی کردم خیلی دلم تنگ میشه دوباره تو فضای پیانولا پیش هم دیگه باشیم

    ۱ سال پیش
  • Asra

    2

    و بالاخره لمس کرد🥲

    ۱ سال پیش
  • فرشته

    2

    یعنی فقط دو پارت مونده؟؟دلم نمیخواااد تموم شه

    ۱ سال پیش
  • Mw.

    11

    اون سیاهی مال پالتو خزانه مگه نه؟ همون که نیلای گفت جنسش آشغاله اون سیاهی خون نیست!

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    3

    من برای این پارت مردم🚶🏽 ♀️

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️