پیانولا به قلم مرجان فریدی
پارت صد و بیست و نهم :
***
پیراهن عروسکی مخملیام با آن جورابشلواری توری بانمکتر به نظر میرسید.
کمی از عطرم را به گردنم زدم. با حوصله لنزهایم را درون چشمانم گذاشتم. قطره مخصوصش را با خم کردن سرم به عقب درون چشمان نیمهبازم ریختم و چند بار پلک زدم.
کمی بعد، بهآرامی از اتاق خارج شدم. صدای تقتق پاشنههای بوتهای مخملیام در راهرو طنین انداخته بود. با لبخند دستی به پارچه کتان پرده کشیدم و
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
Nina
1وای قلبم.. بغضی شدم زیااد! چیکار کردی مرجان:) خیلیی قشنگ بود. خوشحالم که بعد اون همه سختی خزان و میکائیل به پایان خوش و آرامششون توی آغوش همدیگه رسیدن. این دو نفر واقعا خیلی قوی و شجاع بودن که تا اینجا دووم آوردن و اینجوری برای همدیگه جنگیدن. خیلی الهام بخشن! دلم میخواد بگیرم تو بغلم فشارشون بدم😭💖
۱ ماه پیشسودا
1چقدر با این رمان زندگی کردم تک تک لحضه هاشو حس کردم و عین بقیه ی رمانت هات شاهکار بودش خیلی خیلی قشنگ بود و ممنون ک میزاری از دنیاهایی ک میسازی ما ام باهاشون زندگی کنیم تاهمیشه تو ذهنم مراقب دنیا هایی ک با رمانت بهم هدیه دادی هستم✨🦋
۲ ماه پیشImzmwx
2بالاخره تونستن با همه ی سیاهی و سفیدیاشون ما بشن:))
۴ ماه پیشMaryam
0بهترین رمانی ک میتونستم تو کل زندگیم بخونم. قشنگ میشد حسش کرد و تصور کرد همه اتفاقارو قشنگ میشد درک کرد همه احساسات خزان و میکائیل رو در آخر ، میشد با اونا همدلی کرد منونم ازت مرجان بخاطر ای رمان بسیار زیبای ک نوشتی 🥲 خیلی زیاد ناراحتم ک رمان تموم شده افسردگی میگیرم🥲😂
۴ ماه پیشFtmzhra
0خیلی قشنگگگ بود واقعا بهترین بود🤩🤩
۴ ماه پیشدل ارام
0بده ک من زمانی این رمان خوندم که از خانوادم فاصله ای زیادی دارم و هیچ وقت نشه محبت شون درک کنم بده ک من متاهلم زخم خورده بده ک الان انقدر شخصیت خزان درک میکنم و حتی درداشو دوس دارم و توضیح ندادن ب کسی نخواست بشنوه رو دوست دارم خیلی قلم دلنشین و غمگینی داری ....
۶ ماه پیشFatemeh
1برای سومین باره که دارم تمومش میکنم به رسم هر سال واقعا بی نظیر ترین و شاهکارترین اثر مورد علاقمه حرفی نیست باید در سکوت به این شاهکار نگریست و گوش داد تا ابد خزان و میکائیل در قلبم قراره جاودانه بمونند خیلی ازت ممنونم مرجان بانو خانم فریدی شما اثر هنری خلق میکنید که روح رو نوازش بده تا ابدممنونم
۶ ماه پیشSomebody
7تا به حال اینقدر اشک نریخته بودم...ترکیب موسیقی،پایانش،دوئتشون،همه چی! من دیگه هر وقت پشت پیانوم میشینم به این رمان فکر میکنم.راستی اسم این قطعه موسیقی خارق العاده چیه؟
۶ ماه پیش...
1وایی دقیقا منم بعد از این رمان هر وقت پشت پیانو میشینم یه حس خاصی بهم دست میده یاد این رمان میوفتم
۶ ماه پیشSomebody
0پس دقیقا منظورمو می فهمی🥲
۶ ماه پیشحدیث؟؟
2بهترینننننننننننننن😭😭
۶ ماه پیش★نیلی ★
7یه رمان وقتی موفقه که بعد از تموم شدن، چند روز هنوز توی سرت ادامه پیدا کنه. این رمان دقیقاً همین کار رو با من کرد.
۶ ماه پیشماهی
0واقعا مثل همیشه عالی بود فقط کاش بقیه رماناتونو از این برنامه بر نمیداشتید و اینکه یه داستانمون براداریوش نشه 😁
۶ ماه پیش...
3رمان قشنگی بود جوری که همه ی حس هارو تجربه کردم و در آخر اینکه هر دو بهم رسیدن خیلی زیبا بود. 🤍 قلمتون مانا 💙
۶ ماه پیشفـآطی
0واقعا اصن نمیدونم باید چی بگم🥲 هیچ کلمه ای رو پیدا نمیکنم که بگم😭
۶ ماه پیشستایش
2و برای بار دوم که این رمان زیبا رو میخونم چقدر بعد از تموم شدنش گریه کردم... ممنون خانم فریدی با اثر هایی که خلق می کند ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

پریسا
0مرجان جونم تو فوق العاده ای عزیزم همه آثارت مثل خودت بی نظیرن. امیدوارم هر کجا که هستی همیشه موفق و سربلند باشی. ممنون که برای ما زیبایی خلق میکنی