پارت نود و پنجم :

بردیا با‌ ناباوری به پدرش نگریست.گویا جریان خون در شریان‌های اصلی بدنش متوقف شده‌بود.یک طرف برادر گمشده‌اش بود و طرف دیگر دختری که عاشقانه دوستش داشت!آن عکس قدیمی سبب شد تا فکرش سخت درگیر اطلاعات بایگانی بود!شواهدی که از ناپدید شدن دلارا گواه می‌داد!آن هم درست پس از مرگ مادرش!بی‌تردید دلارا برحسب یک حادثه پا به عمارت ثامر نگذاشته‌بود.تمام آن فکر و گمان‌ها او را وادار کرد تا مانند ی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • هلیا

    0

    برسام و بردیا همسانن؟

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه گلم...ناهمسان❤️

    ۷ ماه پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    جلوتر مشخص میشه💙😁

    ۱۲ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    تصورم از آهیر یه مرد هیکلی کچل با یه جای زخم رو صورتشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    منم اولش یه همچین تصویر مشابه‌ای ازش داشتم ولی بعد که وارد داستان شد،معادلات منم عوض کرد😂❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    هر دم از این باغ بری می رسد😏

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    می رسد خبری😂

    ۳ سال پیش
  • سحر

    0

    سلام نیلو جون رمانت خیلی خوبع گلم ❤️لطفا از امیرسام و بهار بیشتر پارت بزار مرصی🌸🥰

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام ممنونم عزیزم❤️❤️ حتما

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    من مغزم کشش نداره صبر پیشه میکنم😶😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    کار درست همینه❤️😂

    ۳ سال پیش
  • رومینا

    0

    شلام میخواستم بگم که رمانتون خیلی خفنه من واقعا ازش خوشم اومده و امیدوارم به همین روال هم پیش بره.. باتشکر🙂😂 راستی بنظرم رمان رو طوری بکن که برسام عاشق دلارا بشه و با بردیا رقیب عشقی بشن😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام ممنونم رومینا جان❤️❤️ اون وقت بردیا خودش برسام رو می‌فرسته همونجایی که تاحالا بوده😂😂

    ۳ سال پیش
  • فرهود

    0

    در مورد معما ها نمیخوام حرفی بزنم به اندازه کافی فسفر سوزوندم..ولی نویسنده به پاس اون همه کامنت که گذاشتم میشه برای پارت بعد که برسام میاد آهنگ من در نمی زنم با لگد میام تو رو بزاری🥲🌹

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    متاسفانه باید بگم ورود برسام یکم جنبه احساسی داره😂نمیتونم با اون آهنگ تطابقش بدم اما اگه پارت مرتبط داشتیم روش میذارم❤️و اینکه مرسی که همیشه تو نظرات فعالی😍

    ۳ سال پیش
  • ماهور

    0

    خیلی رمانت خفن و محشره واقعا خسته نباشی و یکی از بهترین رمان هایی هستش که تا الان خوندم امیدوارم همیشه موفق باشی ❤️❤️❤️و یه چیزی اینکه من فکر میکنم برسام همون شخصی باشه که با رز در ارتباطه😉

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی ماهور جان🧡🧡خوشحال شدم که به نگاهت خوش نشسته😍در مورد برسام هم دیگه چیزی نمونده تا معلوم بشه😁

    ۳ سال پیش
  • نفیسه

    0

    عالیه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم💜💜

    ۳ سال پیش
  • نری

    4

    خسته نباشی نیلو جانم عالییییی بود❤️❤️❤️❤️خب من واقعا گیج شدم و نمی دونم چی باید بگم 😁😁مثل همیشه عالیییی بود پر قدرت ادامه بدهههه🧡🧡🧡🧡

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دلم❤️❤️ باور کن من در تلاشم راز ها رو لو بدم نمیدونم چرا هرپارت پیچیده تر میشه😂

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    0

    بله کاملا درسته 😂😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁💜

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    😂😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    اوه مای گااااد پس قراره شاهد حضور بمبیه برسام باشیم نمی دونم چرا ولی حس میکنم قراره برسام یکی از شخصیت های مورد علاقم بشه 😁😁مرسی نیلوفر جونم و اینکه لطفا پارت های هدیه رو از ما نگیرررر😭😭😁😂 🧡

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    منم فکر می‌کنم که خوشت بیاد😉💜 دیگه در مورد پارت‌هدیه هم که سکوت اختیار می‌کنم😔😔

    ۳ سال پیش
  • سایه

    0

    عالی بود مثل همیشهههه،چرا حس میکنم آهیر همون مهراب پسر عموی رز؟ پس رز و دلارا فامیل ان؟دختر عمو یا خواهر؟خواهر فک نکنم البته گیج شدمممممم رسما

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم دختر پرانرژی❤️❤️اگر به‌خاطر بیاری مهراب برای یه شخصی کار می‌کرد اگر حدس رز درست باشه رئیس مهراب آهیر هست.رابطه دلارا و رز هم با اومدن برسام معلوم میشه❤️

    ۳ سال پیش
  • سایه

    0

    آهااا پس مهراب و آهیر یکی نیستن و دلارا و رز هم قطعا ی ارتباط *** باهم دارن برسامم به احتمال زیاد همونیه که با رز در ارتباطه امیدوارم ضایع نشم واین حدسم درست باشه😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیدوار باش😉💜

    ۳ سال پیش
  • آرامش

    0

    عالی

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم💜💜

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    3

    شاید آهیر ریس مهراب باشه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله مهراب برای آهیر کارمیکنه👏🏻❤️

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    0

    نکنه مهراب برسامه🤔🤔 اگه باشه که چشمون روشن گیر یک قاتل روانی افتادیم😞

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه عزیزم مهراب برسام نیست

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️