پارت نود و چهارم :

محبوبه‌خانم در را به روی بردیا باز کرد.پسر با ظرف حلیم و دو عدد نان تازه بربری وارد خانه شد.پایش را از روی سرامیک سفید و گرم بلند کرد و روی فرش کرم‌رنگ خانه‌شان گذاشت تا مسیر آشپزخانه را طی کند.حلیم را روی اپن قرار داد.محبوبه‌خانم فورا کیسه‌ی پلاستیکی نان را از کابینت بیرون آورد.بردیا از کشو قیچی مخصوص نان را برداشت.درحالی که نان‌ها را تکه‌تکه می‌کرد به میز چوبی هشت نفره روبه‌رویش ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Rez

    0

    برسام وارد میشود.

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😍❤️😁

    ۸ ماه پیش
  • ترنم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله شازده پسرمون میاااد😍❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • masy

    0

    خودم ریختم برگام مونددد شت بلاخره اق داداش بردیا هم داره رونمایی میشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بی صبرانه منتظر واکنشت نسبت به ورود اق داداش بردیا هستم😁❤️

    ۲ سال پیش
  • نیکا

    2

    الان ینی برسام قراره بیاددد؟؟! ووییی اونم مثه بردیا جاذابه؟🤩😂 بردیا رو که از ما دزدیدن حداقل اگه برسام خوبه بریم سراغ برسام😒😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله برسام قراره بیاااد اما قول نمیدم بشه سراغش رفت😂❤️

    ۳ سال پیش
  • نیکا

    0

    نگو که برسامم یکی بهش چسبیده؟!🙄😂 نمیشه دیگههه، یا برسامو بده به یکی با بردیا رو اصن من بردیا رو هنوزم میخوام🥺 کِی میشه این دلارام دست از سر بردیا برداره😒😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خبر تلخ این هست که بردیا به دلارا چسبیده😂واگرنه دلارا که زیاد تحویلش نمیگیره

    ۳ سال پیش
  • نیکا

    0

    حرف تلخی بود، قلبم شکسته شد🥺😂 اصن دیگه برام مهم نیس میرم هوو دلارام میشوم ، جهنمو ضرر😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در پارت‌های آینده میبینیم یه‌کارکتر به نام نیکا وارد شده😂❤️

    ۳ سال پیش
  • نیکا

    0

    ووییی خیلی خوب میشه👈🏻👉🏻🥺😂 البته اگه اینکارو بکنی که دیگه برات کلیییی شیرکاکائو میخرم، اصلا هم قصدم رشوه نیست😂❤️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂 من مثل امیرسام شیرینی دوست دارم🍰

    ۳ سال پیش
  • Alieh

    1

    نویسنده جوون رمانت عالیهههه واقعن نمی تونم حدس بزنم گمراه کردی مارو🫣😂 فکر کنم رز میشناستش برسام رو آقا چجوری دلارا و برسام کنار هم دیگه بودنن الان دلارا برسام رو یادشهههه🤨🤔

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️❤️ دلارا دو سالش بوده طبیعتا نمیتونه برسام رو یادش باشه ولی برسام دلارا رو به‌خاطر میاره❤️

    ۳ سال پیش
  • Alieh

    0

    خواهش میکنم قابل خودت و رمانت نداره🫣😂 آها پس زود زود از کنجکاوی مارو در بیار ببینم چی میشهههههه🫣😂 از همین الان کراش شدم روی برسام🫣🫠🤤🥹

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به به خوش به حال برسام❤️😂

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    عالی حالا که رز اومده اگه کمک کنه شاید زودتر بفهمن مهراب قاتل هست و نفوذی تو کلانتری

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    متاسفانه باید اعلام کنم رز از قتل جاوید خبری نداره چون اون موقع ویلا رو ترک کرد البته یه جوری کمکشون میکنه❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • Dr.mb

    0

    سلام به به خانم سامانی چه کردید!! من که لذت میبرم نوشته هاتون رو میخونم دست مریزاد👏 دیگه شما میدونید من عاشق امیر سام و بهار هستم ؛ فقط یه سوال اون خلاصه ابتدای رمان درباره کی صحبت میکنه؟ بردیا؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام ممنونم بابت محبتتون❤️❤️نوش نگاهتون❤️بله در مورد بردیا است

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    0

    شدیدمنتظرم این قاتل روبشناسم درمورد دوست داشتن کارکتر ها هم مهربونی هاشون گاهی مغرور بودنشون و لجبازی هاشون به خصوص برای امیرسام و بردیا💖 کاش رابطه ثامر و بردیا هم خوب بشه گاهی دلم براش میسوزه 😞

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم که پاسخ سوالاتم رو دادی❤️❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    2

    من که دیگه حدسی ندارم🥲 منتظرم در پارت های آینده همه چیز مشخص بشه 😅 ولی عکس هارو از همون روز که عوض کردی دیدما 🖐🏻 می دونی عکس بردیا به امیر سام بیشتر می خوره و برعکس اعتصاب نکنیا نیلوفر 💋♥🌹😌

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم😂نگران نباش همه چی به زودی معلوم میشه❤️ دیگه می خوام برم اعتصاب کنم😢

    ۳ سال پیش
  • Fatemeh

    1

    چه پارت طولانی و قشنگی 😍❤عالی بود😘اون پسری که با رز در ارتباطه ممکنه برسام باشه چون دلارا رو میشناسه واقعا نمیشه شخصیت ها رو توصیف کرد چون هر کدومشون ویژگی های خوبی دارن🌷💖 عکس ها هم عالی🌟🌟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسیییی که به سوالاتم پاسخ دادی❤️😍نوش نگاهت❤️

    ۳ سال پیش
  • ستی

    0

    چرا حس میکنم برسام میاد عاشق دلارا میشههه ولی اصلا خوب نیست

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اون زمان بردیا با دست‌های خودش برسام رو نیست میکنه😂

    ۳ سال پیش
  • نری

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به‌به ببین کی اینجاست😍قربانت عزیزم❤️دلارا فقط دوسالشه بوده و قطعا چیزی یادش نیست اما برسام چون بزرگتر بوده دلارا رو یادشه....

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    😍😍❤️❤️❤️🥰ای بابا حیف شد وگرنه میتونست تو پیدا شدن برسام کمک کنه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😢😢😢

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در مورد ترکیب هم باید بگم امیرسام و رز قرار نیست باهم سر سازگاری داشته باشن😂😂ولی با بردی اوکیه

    ۳ سال پیش
  • نری

    0

    وایییی ایول این ترکیب و خیلی دوست دارم 😍❤️😁واینکه خفن بودن رز ، شوخ بودن و طنازی امیر😁و باحال بودن و عاشق بودن بردیا باعث شد عاشق این سه تا شخصیت بشم و درباره ی سوال های دیگه هم قبلانظرم و گفتم😉

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسییییی که جواب دادی😍❤️

    ۳ سال پیش
  • هانیه

    0

    فکر کنم اون پاکت از کیف رز افتاده یا همچین چیزی که سریع کیفشو چک کرد😶 خیلی ام عالی💕

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت❤️ بله ممکنه...

    ۳ سال پیش
  • نیلدا

    0

    این پارت عالی بود. مگه رز نمیخواسته پسرعموش رو پیدا کنه؟ آیا به عکسی از اون احتیاجی نداشته؟اون عکس برای رز بودا و رز دلارا رو از قبل میشناخته. پس... فکر کنم من قضیه رو فهمیدم...

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربانت عزیزم❤️یه راهنمایی ریز می‌کنم عکسی که بود عکس بچگیه برسام بود و طبیعتا رز برای پیداکردن پسرعموش باید عکس بزرگسالی‌شو پیداکنه❤️

    ۳ سال پیش
  • .....

    0

    شاید برسام را خانواده دلارا پیدا کرده ، خدایی خیلی پیچیدست با اینکه حتی سرنخم میدی 😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم😂😂 نگران نباش کم‌کم مشخص میشه

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️