به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت نود و هفتم :
زمهریر در عین باشکوه پست و حقیر بود. آنقدر حقیر که نمیتوانست سرش را بالا بگیرد و به دنیا بگوید که آهای مردم... من زمهریرم... من بچههایتان را میدزدم و آنها را تکه تکه میکنم... تکههایشان را به حراج میگذارم... من دخترانتان را بردهی مردان و پسرانتان را غلام حلقه به گوش زنانشان میکنم. من جسم و روحشان را به حراج میگذارم و زندگی را از آنها میگیرم... زمهریر آنقدر حقیر بود که هیچگاه نتوØ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزم. خوشحالم که خوشت اومده❤️ انتهای رمان توضیحات لازم و قرار دادم.
۴ ماه پیشنرگس
1زال واقعا میخواد تنهاش بزاره!!! :((
۲ سال پیشبرفینِ زال
2بد جایی تموم شد نویسنده بسه اینقد مارو سکته دادی بخدا رمانت عالیه محشره حرف نداره حداقل واسمون پارت هدیه بذار گناه داریم بخدا🥺
۲ سال پیشزهرا
1خرس قطبی سه نقطه خب چی میشه کمکش کنی خوب بشه بعد تو برفین وخواهرت باهم برید ایران
۲ سال پیشصحرا
2چقد دلم برای تنهایی برفین میگیره ،واقعا سخته جنگیدن اونم وقتی که تنها خودت برای خودتم نمونده باشی
۲ سال پیشدنیا
0بابا من نحسم چیه دختر باهاش حرف بزنننن 🥲
۲ سال پیشزهرا
2من یکم.. دلم می خواد هدیه...... میگم ما الا پارت ۹۷ هستیم به نظرتون کی تموم میشه؟ ولی واقعا قشنگ می نویسی ملیکا جان ❤️ 🔥
۲ سال پیشفاطمه
2بینظیر بود قلمت جادو میکنه ملیکا قشنگم🌹🧸
۲ سال پیشفیونا
2آخه الان چه وقت رفتنه خرس بی شعور؟ پس برفین چی؟!
۲ سال پیشرمان خوان
1واقعا عالی بود بی صبرانه منتظر ادامه اش هستم ملیکا جون تو واقعا نویسنده فوق العاده ای هستی
۲ سال پیشآمنه
1سلام نویسنده جون خوبی عالی بود انگار داره تموم میشه امیدوارم شروعی که با سختی شروع شد حداقل با خوبی وخوشی برای برفین بشه و دوست دارم بدانم چرا زال دنبال مادر برفین بود جوزف خبری ازش نیست
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شهناز
0خیلی قشنگه ایا واقعا ازاین جنایت ها اتفاق میافته وحشناکه