پیرانا به قلم مرجان فریدی
پارت صد و سی و سوم :
درهای بزرگ شرابیرنگ در برابرشان گشوده شدند. رستاک نگاه نفرتزده و سردش را به میزهای چوبی و کندهکاریشده مشکیرنگی دوخته بود که پشتشان، هفت خبیث نشسته بودند.
هرسه وارد سالن شدند، درها پشت سرشان بسته شد.
نفسهایشان حبس شده بود. هفت خبیث، با کتوشلوارهای خوشدوخت و گرانقیمتشان که هرکدام رنگ خاصی داشتند،از پشت میزها، با چشمان ریزشده، یا کنجکاو و بعضا باتمسخر، نگاهشا
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
Najva
6چیییی؟نههههه اینا هنوز آرزو دارن ما بچه هاشون و ندیدیم.😢
۲ سال پیشمرضیه
0نههه😢😢😢
۲ سال پیشayli
2نکن مرجان نکن:)))
۲ سال پیشMhi
8ما اینجا هرکدوم غم و مشکلاتی داریم خواهش میکنم پایان غمگین ننویس چونکه یکی از دلایلی که برای چند دقیقه حتی حس خوب میگیریم قلم توعه مرجان .. امیدوارم پایانش غم انگیز نباشه تو کت من نمیره واقعا :)))
۲ سال پیشآوا
5مرجان..مرجان...مرجان چه میکنی؟؟😭😭😭
۲ سال پیش.
7مرجان این بازیه روانی و تموم کن اونارو نکش😭😭😭
۲ سال پیشتارا
7مرجان ازت خواهش میکنم نکن :)))))))))
۲ سال پیش.عاشقِ سردین
9مرجان عزیزم آخه این چه کاریه واقعاً این دوتا دسته گلو میخوای بکشی مرجان امیدوارم همش نقشه باشه و پارت آخر زنده بمونن وگرنه قلبم خیلی بدجور می شکنه، سردین همیشه یه بخش از وجودم بود چجوری مرگشو تحمل کنم
۲ سال پیشFatemeh
9نکن مرجان دوتاشون باهم نه تحمل مرگ دوتاشون و باهم نداممممم
۲ سال پیشSNA
6حاجی نهه انددده نوووو لااااا نباید بمیره وایی چجوری تحمل کنیم حقشون این نیست که بعد این همه بدبختی بمیرن😭😭
۲ سال پیشپروشا
15اگه با مرگ رستاک هم کنار بیام هیچوقت نمیتونم با مرگ سردین کنار بیام🙂😭💔
۲ سال پیشKosar
9یعنی چی که رستاک زنده نمیمونهه مرجان تو رو خدا این کارو با ما نکنن به فکر ما که نیستی به فکر بچه هات باش 💔😭😭
۲ سال پیشحنا
2واییی قلبم داره میاد توی دهنمممممم اگر رستاک بمیره چیییی
۲ سال پیشصفیه
3نههههه وای تروخدااا مرجان نکششون😭😭
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Sani
1وای امیدوارم پایانش زنده بمونن:)))))