پارت هشتاد و هشتم :

به سمت ماشین رفتم. در را باز کردم. سوار شدم. شیشه را پایین کشیدم. سرمای زنده‌کننده‌ای به صورتم خورد. از پشت شیشه‌ی دود کرده، نگاه تیزم را به الکساندر دوختم. باید اعتراف کنم... او واقعاً خوش‌قد و هیکل بود. قد بلندی داشت و چهارشانه بود. از زال لاغرتر، اما بلندتر بود. موهای مشکی‌اش با سفیدی برف‌ها تضاد دل‌انگیزی ساخته بود. مثل گرگ در برف. با نگهبان بحث می‌کرد. مطمئن بودم حرف‌هایش مربوط به Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آیلین

    0

    پرش پارت داشتیم ؟ چیشد الک اومد کلبه زال چیشد الک چطور برفی رو پیدا کرد ؟

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    پرش نداشتیم عزیزم. بالاخره الک هم کم آدمی نیست. اینکه نتونه برفین و پیدا کنه مشکوکه نه؟!

    ۶ ماه پیش
  • آیلین

    0

    آره خب ولی اومد تو عموشو زال رو ندید؟ نگفت اینجا چیکار داری ؟

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    نه دیگه اونا فرار کردن.

    ۶ ماه پیش
  • الی

    0

    عزیزم عموی زال اگه کوره چطور پوست سفید برفین و دید و یا چطور پزشکی میکرد؟ درسته خط داستان خیلی هیجان داره ولی بعضی جاها خیلی تضاد داره یه جا میگی کارشون قاچاق اسلحه یه جا میگی آدم و بعضی جاها شخصیتها خیلی ساده لوحانه گول میخورن

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    این چیزی بود که به خاطر سهل‌انگاری من بهش اشاره نشد. عموی زال، پزشکی رو قبل از اینکه کور بوده انجام میداده. بیشتر با بو و داروهای گیاهی کار میکنه و البته با کمک زال فهمیده بود موهای برفین و پوستش بیش از حد سفید هستن.

    ۶ ماه پیش
  • دنیا

    0

    برفیمون دیگه مجنون شدع بچم🥲 خداکنه زال باشه تا بتونه واقعیتو بهش بگه

    ۲ سال پیش
  • رستا

    0

    عالیه😍😍ولی بیچاره برفین که داره دیوونه میشه

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    اگه اونی که دستش روکشیده آدم برفی باشه وبتونه کمکش کنه بره به زال همی چی رو بگه ممنون بابت پارت هدیه😍

    ۲ سال پیش
  • Narges.g

    2

    فک کنم زال بوده که دستشو کشیده یا شایدم ادم برفی -! به هرحال پارت طولانی و قشنگی بود

    ۲ سال پیش
  • تک دختق

    2

    قربونت برم آبجی ملیکا پارت عالی بود بی صبرانه منتظر پارت بعدی و پارت هدیه خوشگلتم ☺😘

    ۲ سال پیش
  • تک دخت

    1

    خیلی هیجان انگیز بود ..معلومه خیلی عاشق زال شده که همش تو خوابو بیداری توهم میزنه بچم 😊❣

    ۲ سال پیش
  • mona

    1

    بوس های چلپ چلپ برا پارت هدیه

    ۲ سال پیش
  • محدثه

    1

    عالیه🤌🏻❤️ 🔥 خداکنه بلخره برفین یه راهی برای نجات زال پیدا کنهههه زال خیلی مظلومه بچم😂🥲

    ۲ سال پیش
  • ستی

    1

    واقعا عالیه حیف که تموم بشه

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    1

    خدایاااا دوباره خماریییی🤧💔 کی بود دستش و کشید؟👀:) عالی بود💙❄️

    ۲ سال پیش
  • حنام

    0

    آخی برفین بیچاره

    ۲ سال پیش
  • ...

    0

    مرسی خیلی خوبه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    اخ الک فعلا دور دور تو کی بشه برفین بتونه تورو مثل عروسک بگردونه فعلا هر کاری میخوای بکن چون الان برفین بدجوری به خونت تش شد راستی کی دست برفین گرفت 🤔🤔

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️