به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت هشتاد و هفتم :
اخم کرده، بیدرنگ رو به زال گفتم: «بهش بگو به من نگه سفیدبرفی... خوشم نمیاد!»
زال با لحنی کنجکاو اما خسته پرسید: «تو اصلاً میدونی سفید برفی کی هست؟!»
شانه بالا انداختم. با لحن سردی پاسخ دادم: «نه...»
زال ابرو بالا انداخت، پوزخندی زد و زیر لب زمزمه کرد: «باید حدس میزدم...»
در حالی که کمکم میکرد بلند شوم، دستش را دور شانههایم انداخت و با خونسردی جملهاش را کامل کرد:
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
0واییییییییییی من عاشق وحشی گری برفین شدم وای چقدر خوب میشد اگه استخون بینی الک برای زال عصا درست کنه
۲ سال پیشNarges.g
1ابلفضلی خیلی دارک بود ولی خوشم اومد اون خوی وحشیانه ی اول رمان داره بالا میاد، ایول خیلی وقت بود این گلال رو مخم میرفت
۲ سال پیشزالِ برفین
1و امیدوارم پایان خوبی داشته باشه
۲ سال پیشزالِ برفین
1یا حضرت عباس برفین واقعا هیولا شده. اگه برفین از زال خاستگاری کنه که نمیشه اینجوری خیلی مضخرفه.و اینکه دختر رمانت عالیههههههههههههههههههه
۲ سال پیشتک دخت
2بعد وسط باغ پلاستیک زباله از کجا اورد اووف
۲ سال پیشتک دخت
1چه کشت تو کشتی شده من موندم کشتن یه ادم چقد میتونه راحت باشه که برفین با ریلکسی تمامانجامش داد😄😄
۲ سال پیشفیونا
2برفین دیوونه شد رفت!
۲ سال پیشفاطمه
2چه خشن اوف یکی منو بگیر ایکاش با همین روش کله الک میکند به قول خودش با دندوناش گردنبند درست میکرد 🤣🤣☠
۲ سال پیشدنیا
6اگه مارم سلاخی نمیکنی کامنت بذاریم ! 😂😐💔
۲ سال پیشزهرا
2ولی یک نظریه دارم! چطوره یک پارت هدیه بزاری 🥹🥺🥹❤️ 🔥
۲ سال پیشزهرا
2من الا نمی دونم چی بگم!!
۲ سال پیشKimia
4برفین عزیزم میخوای یکم اروم باشی؟ بخدا ما داریم وحشت میکنیم
۲ سال پیشنرگس
6چه یهو دارک شد..قمه از کجا آورد وسط باغ :)
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Aa
0یا خدا چرا همچین کرد🤔🫣