آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت نود و دوم :
ساعت از دوازده شب گذشتهبود.بردیا از کلانتری به خانهشان برگشت.دخترها را چند ساعت قبل به خانهشان بردهبود و پس از انجام کارهایش در کلانتری؛ مجدد به خانه برگشت تا دلارا غریبی کند.نمیدانست اگر آن شب سرهنگ محمدی در کلانتری نمیماند؛چطور قرار بود اخم و تخم پدرش را برای دلارا تحمل کند.هر چند محبوبه خانم هم دست کمی از سرهنگ نداشت!او نیز از رابطهی بین دلارا و بردیا خرسند نبود و دل
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😍😍😍😍
۸ ماه پیشترنم
0محبوبه نفهمیده بهار هم یواش یواش عاشق امیر میشه اگ بفهمه چی میشههه😂😂
۱۲ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بنده خدا سکته میکنه😂😂
۱۲ ماه پیشترنم
0ترکیب این دو تا رو بدجوری دوست دارم تمام پارتا عالین ولی وقتی اونا کنار هم باشن عالی تر میشه😍😍
۱۲ ماه پیشrey☆♡
1چقدر این پارتو دوست داشتم البته همه ی پارتا رو دوست دارم اما این پارت یک انرژی باحالو یه حس قشنگ داشت ممنون ازت😍❤
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت❤️😍 مرسی از شما بابت ثبت نظرت❤️❤️
۱ سال پیشآزاده دریکوندی
0واقعا کامنت گذاشتن هیچ وقتی از آدم رو نمی گیره. قطعا دوستان متوجه هستن که نظرشون چقدر انرژی بخش هست و از این به بعد دوستان خاموش هم فعال می شن😍
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله دقیقا همینطوره💜💫
۳ سال پیشRoghayyeh
0چقد دلم برای رمانت تنگ شده 🥲
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
برای رویای دژاوو؟؟😍 پس به مونالیزا هم سر بزن عزیزم❤️ هر هفته یک پارتش رایگان میشه😍
۲ سال پیشRoghayyeh
0بله عزیزم❤️من یکم عجولم نمیتونم صبر کنم منتظرم تموم شه همه شو باهم بخونم😋
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
حق داری واقعا😂❤️
۲ سال پیشRoghayyeh
0😍خوشبحال بهار
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوش به حالش😍
۲ سال پیشملیس
0واییییییی خدایا چقدر این زوج بهارسام خوشگلللللللله 😢😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
از اسمی که براشون گذاشتی،خیلی خوشم اومد😍❤️
۲ سال پیشملیس
0قربونت 😂❤️ 🩹
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️😍
۲ سال پیشFatemeh
0❤❤❤
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
💛💛💛
۳ سال پیشثریا
0پارت 90 انقدر گیج شدم چیزی نگفتم🥲 خواهر و برادری هاشون خوبه ها ولی اون عاشقانه ها یه چیز دیگه است♥
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزم😢😢 موافقم باهات❤️😍
۳ سال پیشآوا
0واییییییییییییییییی خیلی باحال بود برای قسمت دلارا و بردیا خیلی احساسی بود ولی برای امیرسام و بهار حالت طنز داشت ولی من پارت امیرسام و خرابکار کوچولو رو خیلیییی دوست داشتم
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
من رابطهی امیر و دلارا خیلی دوست دارم البته من همه روابط رمان رو دوست دارم😂😂
۳ سال پیشآمینا
0چقدر امشب عاشقانه بود وچه عاشقانه ی قشنگی و چه اعتراف های قشنگی.منم آرامش گرفتم. بهارم کم شیطون نیست خوب با دل بردی راه میاد.دلارا هم خوب کرد آغوششو باز کرد برای بردی جونم😍نذاشت بچم حسرت به دل بمونه
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوشحالم که دوسش داشتی❤️❤️
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Rez
1ترکیب دلارا و بردیا قشنگه ولی ترکیب بهار با امیر سام یه چیز دیگه است🤌🏻🤌🏻