پارت نود و یک :

تقی به‌ در زد و قبل از آنکه منتظر جوابی بماند؛سرش را از در نیمه‌باز عبور داد.
_وقت داری؟
امیرسام سرش را بالا آورد و به دختر چشم دوخت.
_گلم؟بیا تو من همیشه برای تو وقت دارم!
دلارا از چهارچوب در رد شد.سمت تخت رفت و کنار امیرسام نشست.پسر دستش را دور گردن او انداخت و دلارا را به خود چسباند.
_هنوز آماده نشدی برید؟
دلارا موهایش را پیچ‌و‌تاب داد و گفت:
_مجبورم منم برم؟آ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلیا

    0

    ابن بی انصافیهه منم میخوام تو مسابقتون شرکت کنم ولی متاسفانه هنوز اخریین گلولم😂😂🤭💔😭

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    انشاء‌الله یه وقت دیگه یه فرصتی پیش بیاد و شماهم شرکت کنید❤️❤️

    ۶ ماه پیش
  • هلیا

    0

    این امیر ماعم هم بهارو میخواد هم دلارا رو که... جمش کن بابا🤭😂

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خب امیر تازه با بهار اشنا شده ولی دلارا رو از قدیم میشناسه و باهم بودن....طبیعه زود نتونه دلارا رو فراموش کنه عزیزم

    ۶ ماه پیش
  • هلیا

    0

    وقتی استوری گذاشتین و بهارو دیدم روش کراش زدم تو استوریه خیلیی ناز بود😂😂🤭

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم❤️ اتفاقا بری جلوتر یه پارت ناز از بهار و امیر داری😁

    ۶ ماه پیش
  • هلیا

    0

    نیلوفر جون با اینکه دیر رمان قشنگتونو پیدا کردم چون دیر شده میتونم افلاین بخونم ولی دلم نمیاد دلم میخواد با هر پارتی که میخونم نظرمو بگم🤭🫂

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    باعث خوشحالیمه که کامنتات رو برای هر پارت بخونم عزیزم❤️❤️

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ول کن امیر خان عاشق بهار شو دختر خوبیه😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • ملیس

    0

    پس بهار چییی چرا یکم بیشتر از بهار و امیرسام نمیزارییی 😢😂 این پارت عالی بود ❤️ 🩹

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بهار و امیر با وجود اینکه کاپل اصلی نیستن،از دلارا و بردیا بیشتر پارت دارن🤣❤️

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    خدایی بهارسام خیلی بامزه هس😂

    ۲ سال پیش
  • Fatemeh

    0

    خیلی قشنگ بود این پارت😍❤

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربانت❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • ثریا

    0

    عالی 🌹 بالاخره کنجکاویم بابت اینکه چه طور با هم آشنا شدن رفع شد😃

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربانت😍❤️

    ۳ سال پیش
  • آوا

    0

    واییییییی از همه پارت هات اینو بیشتر از همه دوست داشتم عالیییییییییی بود عاشقش شدم همینطوری بی همتا ادامه بده😁❤️

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربانت آوا جاااان❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • فرهود

    0

    خب رز و دلارا خواهر نیستن ..کنکله ..چون اونجا گفت مادرش که منتظر تنها دختری باشد ..بریم پارت بعد ببینیم چی داره ..راستی ممنون بابت این همه پارت🫂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خواهش می‌کنم❤️😍

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    مرسی بابت پارت.باز امیر گفت گلم چقدر این به دل من میشینه🤩🥰🥰

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربانت عزیزم❤️

    ۳ سال پیش
کپی شد!