به سردی یخ به قلم ملیکا کاظمی
پارت شصت و دوم :
سرمای صندلی به طرز عجیبی وجودم را فرا گرفت. حس میکردم هر لحظه ممکن است در آن سرما، یخ بزنم. سرمایش تنها پوست را نمیسوزاند، بلکه استخوانها را هدف گرفته بود، مثل تیغهایی پنهان. آن مردی که رئیس نام داشت، مقابلم روی یک صندلی بزرگ و چوبی نشست. صندلی او گرمتر بود، شکوهمندتر، با پشتی بلند و دستههای منقوش. شاید فقط برای القای برتری، یا شکنجهی روانی روی این صندلی نشسته بود.چند نگهبان ا
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Ibtc
0خوبه
۲ سال پیشفیونا
0پس برفین بچه ی سمانه و جوزفه:)) زال چرا عین مجسمه وایساده این دو تا رو نگاه می کنه؟🙄 اصلا یهو از کجا صحیح و سالم پیداش شد؟ مگه نگفت امیدی به زنده بودنش نیست؟
۲ سال پیش
ملیکا کاظمی | نویسنده رمان
زال و نادیا اورده بود دیگه... امیدی به زنده بودنش هست، به بهبودش نیست
۲ سال پیشبرفینِ زال
0نه نویسنده تورو خدا اینکارو نکن اخه زال چیکار کرده باید سرپا شه مثل قبلنا خاک تو سر برفین چیکار کرده
۲ سال پیشاوج
0پس زال مادر برفین را می شناخت ولی تا اینجا نفهمیده برفین بچه اون زنه؟؟ زال دایی برفین؟؟
۲ سال پیشدنیا
2نه اینکارو با من نکن من همچنان امید دارم که زال و برفین عاشق هم بشن😂
۲ سال پیشآسیه
0عالیی❤
۲ سال پیشسهیل
4مثل همیشه عالی دمتون گرم..خداروشکر که پارتگذاری روزانه ست وگرنه تا پارت بعدی سکته ناقصه رو زده بودیم..ممنونم
۲ سال پیشنمیدونم
1دَدَم وای نَنَم وای مثل همیشه عالی
۲ سال پیشنرگس
0ای از دست تو نویسندههههههههههههههه
۲ سال پیشم.ر
0🤗🤗
۲ سال پیش?
1زال فلجه😭😭😭😭😭😭
۲ سال پیشآمنه
0عالی بود. فکر کنم برفین به صاحب در مورد زال دروغ گفته یا آدم برفی اون رو آورده آخه زال هنوز سالم بود باید حرکتی می کرد وصال نسبتی با برفین دارد نسبت مادری
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ثریا
1بزارین این دختر یه استراحتی کنه بعد😁