پارت نود :

بی‌رمق پلک‌هایش را بالا داد.در سرش احساس سنگینی می‌کرد و با گیجی به اطراف نگاه می‌کرد.خواست گلوی خشک‌شده‌اش را با آب دهان تر کند اما به‌قدری عطش داشت که انگار آب دهانش نیز خشک‌شده‌بود!سرش را از روی زمین سرد بلند کرد و نشست که ناگهان شقیقه‌اش تیر کشید.ناخودآگاه خواست دستش را سوی سرش دراز کند که متوجه شد دست‌هایش را از پشت به یکدیگر بستند.به مچ پاهایش که با بست‌کمربندی بسته‌شده‌ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    از زرنگی و خفن بودن رز خوشم اومده😎

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    رز به شدت خفنه😎

    ۱۲ ماه پیش
  • آوا

    0

    یه سوال فنی چند قدم به فاش شدن هویت برسام مونده که الان یه قدمش میرسم جلو؟جدا برام سواله😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    من فکر می‌کنم همون یه قدم هم ممکنه هویتش افشا بشه😉 میتونم بیشتر کشش بدم اما ترجیح میدم همه‌چی سریع‌تر مشخص بشه

    ۳ سال پیش
  • سمرا

    0

    واقعا باید از رمانتیک فیلم بسازن خیلی عالیه..

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    رمانتیک؟متوجه نشدم عزیزم

    ۳ سال پیش
  • راحل

    0

    میگن باید از رمانت یک فیلم بسازن خیلی عالیه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اها😂مرسی عزیزم❤️

    ۳ سال پیش
  • سمرا

    0

    ببخشید منظورم رمان بود اشتباه تایپی شد

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزی💛💛

    ۳ سال پیش
  • آوا

    0

    ولی من از نظرم یار رز برسامه چون هیچ وقت درست ازش نشونی ندادی به احتمال ۶۰٪ میتونن بگم😂 ولی به هر حال مثل همیشه عالیییییییییی بود پرانرژی ادامه بده🫂❤️ولی ای کاش رز و دلارا بیشتر به هم نزدیک شن😁

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسییی آوا جانم❤️❤️ هیچ بعید نیس....😁

    ۳ سال پیش
  • آوا

    0

    منظورش رمانته نه رمانتیک

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اها 😂مرسی عزیز❤️

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    خوبه که امیر سام برسام نیست نگران بودم امیرسام و دختر قناد بهم نرسن

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خیالت تخت❤️

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    سلام امروز پارت نداریم نیلو خانم؟؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام داریم.اونم سه‌تا😎

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    پارت عالی بود نویسنده امیر سام همون برسام هست یا نه

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیرسام برسام نیست عزیزم

    ۳ سال پیش
  • *.....*

    0

    خوب بود ولی اسپویل منو بیشتر از این پارت رمان به هیجان انداخت 😂

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️😂

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    نیلوفر خوبی، نیلوفر نکنه این برسام پسر عموی رزباشه هان؟؟

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم❤️❤️من میدونم الان همه‌رو دونه دونه مورد بررسی قرار میدی😂

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    اخه میدونم دیگه توکه از دستت اسپویل درنمیره!باید خودم یکی یکی همه رو بررسی کنم الانم فعلا تنهاگزینه روی میز همون پسرعموی رزهست!نظرت چیه عشقم؟؟؟خدایش الان این عشقم از صدتا فحش بدتر بودبرای نیلوفر🤣🤣

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂 عشقم یه کوچولو دندون به جیگر بذاری به زودی مشخص میشه❤️

    ۳ سال پیش
  • سارای

    0

    به سنش هم اشاره نکردی اصلا،سنش چقدره🤔🤔اصلاازت حرف نمیکشما داریم حرف میزنیمو تخمه میشکونیم😴😴

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    اینکه بردیا رو از پرونده تعلیق کنن یجورایی خوبه یجورایی بد.خوبه که دلارا میتونه به بردی فکر کنه وعشقشون ادامه دار بشه، بده که بردی نمیتونه انتقام خون رفقای مظلومش بگیره مخصوصا حسین🥲🥲

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    موافقمم😢❤️

    ۳ سال پیش
  • Fatemeh

    0

    عالی بود عزیزم 😘😍 متشکر❤❤

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی فاطمه‌ی مهربون❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • .....

    0

    نمی دونید چه ذوقی می کنم برا تیکه آخر اسپویلت

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    برای قسمت امیرسام و بهار؟؟

    ۳ سال پیش
  • Aa

    0

    مثل همیشه عالی سپاس فراوان🙏💐

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی از همراهی‌تون💛🌼

    ۳ سال پیش
  • نیلدا

    1

    اگر برسام توب مهمونی شرکت می کرده به دلیل ارتباط احتمالی با خاج برای کمک به پیرمرده بوده. و کی بهش کمک کرده؟ مهراب . آهیر همون برسامه آهیر و برسام با وجود ریشه ی متفاوت هر دو یک معنی دارند : آتش

    ۳ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خیلی خوشحال میشم وقتی میای و تحلیل میکنی❤️😍اما متاسفانه فعلا نمیتونم اسپویل بدم😬

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️