آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت نود :
بیرمق پلکهایش را بالا داد.در سرش احساس سنگینی میکرد و با گیجی به اطراف نگاه میکرد.خواست گلوی خشکشدهاش را با آب دهان تر کند اما بهقدری عطش داشت که انگار آب دهانش نیز خشکشدهبود!سرش را از روی زمین سرد بلند کرد و نشست که ناگهان شقیقهاش تیر کشید.ناخودآگاه خواست دستش را سوی سرش دراز کند که متوجه شد دستهایش را از پشت به یکدیگر بستند.به مچ پاهایش که با بستکمربندی بستهشدهب
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
رز به شدت خفنه😎
۱۲ ماه پیشآوا
0یه سوال فنی چند قدم به فاش شدن هویت برسام مونده که الان یه قدمش میرسم جلو؟جدا برام سواله😂
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
من فکر میکنم همون یه قدم هم ممکنه هویتش افشا بشه😉 میتونم بیشتر کشش بدم اما ترجیح میدم همهچی سریعتر مشخص بشه
۳ سال پیشسمرا
0واقعا باید از رمانتیک فیلم بسازن خیلی عالیه..
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
رمانتیک؟متوجه نشدم عزیزم
۳ سال پیشراحل
0میگن باید از رمانت یک فیلم بسازن خیلی عالیه
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اها😂مرسی عزیزم❤️
۳ سال پیشسمرا
0ببخشید منظورم رمان بود اشتباه تایپی شد
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزی💛💛
۳ سال پیشآوا
0ولی من از نظرم یار رز برسامه چون هیچ وقت درست ازش نشونی ندادی به احتمال ۶۰٪ میتونن بگم😂 ولی به هر حال مثل همیشه عالیییییییییی بود پرانرژی ادامه بده🫂❤️ولی ای کاش رز و دلارا بیشتر به هم نزدیک شن😁
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسییی آوا جانم❤️❤️ هیچ بعید نیس....😁
۳ سال پیشآوا
0منظورش رمانته نه رمانتیک
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اها 😂مرسی عزیز❤️
۳ سال پیشسیتا
0خوبه که امیر سام برسام نیست نگران بودم امیرسام و دختر قناد بهم نرسن
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خیالت تخت❤️
۳ سال پیشآمینا
0سلام امروز پارت نداریم نیلو خانم؟؟
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام داریم.اونم سهتا😎
۳ سال پیشسیتا
0پارت عالی بود نویسنده امیر سام همون برسام هست یا نه
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
امیرسام برسام نیست عزیزم
۳ سال پیش*.....*
0خوب بود ولی اسپویل منو بیشتر از این پارت رمان به هیجان انداخت 😂
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️😂
۳ سال پیشسارای
0نیلوفر خوبی، نیلوفر نکنه این برسام پسر عموی رزباشه هان؟؟
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم❤️❤️من میدونم الان همهرو دونه دونه مورد بررسی قرار میدی😂
۳ سال پیشسارای
0اخه میدونم دیگه توکه از دستت اسپویل درنمیره!باید خودم یکی یکی همه رو بررسی کنم الانم فعلا تنهاگزینه روی میز همون پسرعموی رزهست!نظرت چیه عشقم؟؟؟خدایش الان این عشقم از صدتا فحش بدتر بودبرای نیلوفر🤣🤣
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😂😂 عشقم یه کوچولو دندون به جیگر بذاری به زودی مشخص میشه❤️
۳ سال پیشسارای
0به سنش هم اشاره نکردی اصلا،سنش چقدره🤔🤔اصلاازت حرف نمیکشما داریم حرف میزنیمو تخمه میشکونیم😴😴
۳ سال پیشآمینا
0اینکه بردیا رو از پرونده تعلیق کنن یجورایی خوبه یجورایی بد.خوبه که دلارا میتونه به بردی فکر کنه وعشقشون ادامه دار بشه، بده که بردی نمیتونه انتقام خون رفقای مظلومش بگیره مخصوصا حسین🥲🥲
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
موافقمم😢❤️
۳ سال پیشFatemeh
0عالی بود عزیزم 😘😍 متشکر❤❤
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی فاطمهی مهربون❤️❤️
۳ سال پیش.....
0نمی دونید چه ذوقی می کنم برا تیکه آخر اسپویلت
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
برای قسمت امیرسام و بهار؟؟
۳ سال پیشAa
0مثل همیشه عالی سپاس فراوان🙏💐
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی از همراهیتون💛🌼
۳ سال پیشنیلدا
1اگر برسام توب مهمونی شرکت می کرده به دلیل ارتباط احتمالی با خاج برای کمک به پیرمرده بوده. و کی بهش کمک کرده؟ مهراب . آهیر همون برسامه آهیر و برسام با وجود ریشه ی متفاوت هر دو یک معنی دارند : آتش
۳ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خیلی خوشحال میشم وقتی میای و تحلیل میکنی❤️😍اما متاسفانه فعلا نمیتونم اسپویل بدم😬
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0از زرنگی و خفن بودن رز خوشم اومده😎