پارت هفده :

احساس سرما می‌کردم و اگر لبانم را از هم جدا می‌نمودم کل تنم به لرزی وحشتناک دچار می‌شد؛ چون در سرد خانه عرق کرده بودم و حال نیز باد سردی را تنم متحمل شده، دچار لرز شدیدی شده‌ام. لرزی که حاصل از جدا با آن بیگانگان نبود؛ بلکه لرز وجودی من از آن ترسی بود که در دلم رخنه کرده. پیشبینی آدم برفی و حرف‌هایش مثل یک بوق هشدار در سرم می‌پیچید. مطمئن نبودم او کیست؛ ولی از یک چیز مطمئن بودم. آن هم Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • شهناز

    0

    سلام عالیه

    ۴ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    خیلی خیلی خیلی عالی بود..خیلی خوب تونستید اتفاقها و شخصیتها رو حفظ کنید ولی با یه شروع و یه تغییر دیگه

    ۱ سال پیش
  • ملیکا کاظمی | نویسنده رمان

    خوشحالم که خوشت اومده... امیدوارم در ادامه هم از داستان لذت ببری

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    0

    امان از کنجکاوی

    ۲ سال پیش
  • فرگُل

    0

    عالیه برفین خیلی خفن خوبه❤️ 🔥🥹

    ۲ سال پیش
  • نسیم

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    سلام چراپارت ها این قدر زمان طولانی ارسال میشه

    ۲ سال پیش
  • آیرین

    0

    👏👏👏👏

    ۲ سال پیش
  • ....

    1

    چقدر بی شعور و کثافته این الک اخه فضولات؟؟؟؟

    ۲ سال پیش
  • آذر

    4

    خدای من اینقدر عقب مونده؟ هر چقدرم عقب مونده باشه باید کلمات و معنیشون رو بفهمه واسه ما هم کسی اینارو نگفته ولی خود به خود یاد گرفتیم

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️