آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و هفتاد و سوم :
آهیر و امیرسام در فاصله معینی از یکدیگر ایستاده بودند.طبق قوانین بازی،باید داور یا شاهدی از هر دو طرف در آنجا حضور داشته باشد تا به مسابقه نظارت کند.هرچند که شوآفی بیش نبود! چراکه نه امیرسام اهل عدالت بود و نه آهیر! هر دویشان مکر و حیله داشتند و کاملاً مشخص بود که آن بازیِ مرگبار قرار نیست طبق اصولش پیش برود.
آهیر و امیرسام به یکدیگر پشت کرده بودند و منتظر صدای سیگنال مانده بودند.آ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزم🥺
۵ ماه پیشال
0یه سوال آهیر الان عاشق دلاراس؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قطعاً اگه آهیر آدم سالمی بود و واقعا عاشق بود،چنین کارایی با دلارا نمیکرد🥲💔✨️
۲ سال پیشMn
0Good
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️🙏🏼
۲ سال پیشمبینا
1واقعا بهت خسته نباشید میگم نیلوفرجان شاید به جرات میتونم بگم که اولین رمانیه که انقدر برای ادامه رمان منتظرم ولی این پارت هایی که داره به آخر نزدیکشون میکنه گاها همه پر از بغض و گریست
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم❤️✨️ از دیدن نظرت خیلی خیلی خوشحال شدممم😍✨️
۲ سال پیشنفس
0سر این پارت نمیدونستم خوشحال باشم که برسام دلارا رو پیدا کرده یا اینکه ناراحت باشم واسه امیررر واقعا ریدم دهنت آهیر و اینکه جمع همشون جمه فقط جای بهار خالیه😂🥲
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
آخرین گلوله اینجوریه که همزمان سر یه پارت میتونید هم خوشحال باشید هم ناراحت🤣❤️
۲ سال پیشRoghayyeh
0آخی ننه قربونت بره امیرکم چش شد ایشالله دست وپاهات قطع شه آهیر الهی موشا بریزن سرت زنده زنده بخورنت عوضی
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
حیف موشا🤣🤣
۲ سال پیشفاطمه ه
1موافقم عروسای کنگستر رو بعد بچه ها توجه کردین همه کارکترا به نحوی سر کار دارن با اسلحه تنه کسی سرکاری با اسلحه نداره همون بهار و محبوبه هس شایدم محبوبه قبلا سرکار داشته اما بهار ن بهار کلا فرشتشونه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا😁😍
۲ سال پیشمهرا
1یا ابالفضل تصور محبوبه با اسلحه🙈
۲ سال پیشحنا
1اوضاع از اونی که بود بدتر شد که الان به جای ۴ نفر ۶ نفر جونشون در خطره که آهیر اگه امیر بمیره خودم میکشمممت اصلا اعصاب ندارم برسام و رز هم دوست دارم چیزشون نشه 💘
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
باورت میشه خودم داشتم میشمردم ببینم این ۶ نفر کیان؟😂❤️ هرسری هم یکی جا میموند😂❤️ فقط امیر و رز و برسام؟؟؟ پس بردیاااا چی؟🥲💔
۲ سال پیشحنا
1خودم دو سه بار شمردم اشتباه نکنم بردیا برسام دلارا رز امیر و ثامر چون هنوز مرگ ثامر باور ندارم بردیا هم دوست دارم ولی بچه داغون شده 😥
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
همینطوره💔🥲
۲ سال پیشآزاده دریکوندی
7محبوبه خانم جان؟ عروس های گنگسترت دارن میان🤣چقدر تو نگران خلافکار بودن اطرافیان دلارا بودی و به خاطرش مخالفت می کردی... دلارا رو ببوس بذار رو پیشونی... برسام برات عروس قاتل اورده😂
۲ سال پیشآمینا
2سرهنگ محمدی فکر کنم سر پیری محبوبه رو طلاق بده با این اوضاع پسرا و عروساش.نمیتونه طاقت بیاره فکر کن کل روز دنبال خلافکاراست، شب سر سفرش بشینن😅😅براش نوه هم بیارن
۲ سال پیشمهرا
0حالا که گفتین بیشتر از اینکه نگران قضیه اهیر باشم نگران سرهنگ و محبوبه شدم😅اگه محبوبه از ثامر طلاق نمی گرفت زندگیشون بهتر می شد هضم این همه وقایع برای سرهنگ خیلی سخته
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا😂❤️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
وای عالی بود😂❤️👌🏻 واقعا فکر نکنم بتونه دووم بیاره😁🤣
۲ سال پیشمهرا
0🤣
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
رز و دلارا به کنار....محبوبه با خود برسام چه کنه؟😂😂😂
۲ سال پیشحنا
0مرسی از پارت هدیه و اینکه حمایت می کنیم.❤️ 🔥🙏 پارت جدبد اتفاق بدتری نیفته صلوات واقعا دیگه کشش ندارم داغونم💔😥
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم❤️ نگران نباش😍
۲ سال پیشخاتون
0از ی طرف دوست دارن ببینم آخرش چی میشه از طرف دیگه دلم نمی خواد تموم شه ، حیرانم ،سرگردانم😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ولی من دوست دارم زودتر تموم بشه😂❤️
۲ سال پیشثریا
0نظراتش خیلی باحال بود😂 طوری که با خوندنش ناراحتی که با خوندن پارت داشتم از بین رفت خسته نباشی عزیزم 🥺❤
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداروشکر😂❤️
۲ سال پیش.
2حس میکنم آهیر میخواد امیرسام و تحویل پلیسا بده شایدم برای انتقام بزنه ی چشمشو کور کنه.واییی گلبم.از ی طرف برسام و دلارا از ی طرف ثامر که معلوم نیست زنده یا مرده از ی طرف بردیا و رز.
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممکنه....باید دید چی پیش میاد❤️✨️
۲ سال پیش.
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دور از جونت عزیزم❤️🥲 استرس واسه کنکور که بد دردیه🥲🥲 منم تجربش کردم💔
۲ سال پیشfate
1دیدیییی دیدییییی چیشددددد😭🤌🏻
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥲💔🥲
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
از تیر خوردن امیر ناراحت باشم یا از اینکه برسام دلارا رو پیدا کرد؟