پارت صد و هفتاد و یک :

《اتفاقات این پارت همزمان با دو پارت پیش رخ داده است》
دورتادور تیمارستان تحت حفاظت افراد آهیر قرار گرفته بود.درگیری بین‌شان شدت گرفته بود و طبق احتمالات امیرسام، آهیر دست آنها را خوانده بود‌.تنها برگ آس‌شان،برسام بود! آهیر پیش بینی هر اتفاقی را کرده‌بود،جزء برگشتن برسام به ایران! مصطفی همراه با سایر افرادشان به دلاوری ملحق شد تا در برابر افراد آهیر کم نیاورند.صدای تیراندازی در

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    1

    وااای امیر بزنش به طرز بدی بزنش مرتیکه عوضییییی بی وجدان

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خونسردددد باش عزیزم😂

    ۶ ماه پیش
  • M

    0

    وای خدا الهی به زمین گرم بزنه این اهیر بی پدرو که پدر همرو در اورده با این کاراش

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آمییین😁🤲🏻

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    حالا فکر کن امیرسام بزنه اون یکی چشم آهیر رو هم کور کنه....🤔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • نفس

    2

    فقط بلایی سر امیرسام نیادددد خواهش میکنممممم (یه سوال داشتم بردیا و برسام دوقلوهای همسانن؟)

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه عزیزم ناهمسان هستن.اگه همسان بودن که محبوبه برسام رو می‌شناخت❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • نفس

    0

    می بینی دیگه نیلوفر خانم انقدر ناراحتم که سوال به این واضحی رو پرسیدم🥲😭

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ناراحت نباش عزیزم😁❤️

    ۲ سال پیش
  • Kiarash

    0

    سلام به همگی امیدوارم حال همتون خوب باشه مخصوصا نیلوفر جان 🌹♥ مثل همیشه فوق العاده و هیجان انگیز.بیصبرانه منتظر پارت های دیگه هستم.و همچنین رمان های بعدیت.

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام🥰 امیدوارم حال شماهم فوق العاده باشه❤️ مرسی از لطفت عزیز دلم😍❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • Fati

    0

    اهیر ک تهش میمیره ولی چند نفرو با خودش میبره؟ اسم جلد دوم همینطوری گذاشتی یا نه واقن ورق بر میگرده:)

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    تیزبینی‌ات رو نسبت به اسم جلد دوم دوست داشتم❤️👌🏻 ولی نمیتونم چیزی بگم😁

    ۲ سال پیش
  • fate

    1

    ینی ثامر زنده میمونههه عاخه خیلی سختی کشیدن

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خدا داند....من که نمیدونم😁❤️

    ۲ سال پیش
  • آوا

    2

    وای چرا من هیچ فحش یا کلمه ای برازنده ی لیاقت شعور آهیر پیدا نمیکنمممم عوضی سگ اصلا دلم نمی خواد اتفاقی برای امیر یا برسام بیوفته ولی خوب روند داستانه و نمیتونم کاری کنم🥲،عالی و پرفکت بود نیلوفر جونم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم که❤️🥰❤️ فحش و الفاظ رکیک هم در مقابل این بشر کم میاره😬😬

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    0

    یکی از بچه ها پرسیده بود بردیا و برسام دوقلو های همسانن یا نه برا منم سوال شد تا حالا بهش فکر نکرده بودم امیدوارم یه معجزه ای بشه و ثامر زنده بمونه 🤷🏻 ♀️👀🙃

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم ناهمسان هستن.اگه همسان بودن محبوبه برسام رو می‌شناخت🥲🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • حنا

    2

    دیگه تحمل مرگ امیر ندارم شخصیتی که خیلی دوستش دارم حتی نمی خوام بهش فکر کنم الان امیر و دلارا مرگ ثامر دیدن؟ بردیا چی شد؟هنوز باور نمیکنم کی به ساحل امن و آرامش می رسیم خدا داند و نویسنده 💔😇

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم فقط دلارا شاهد مرگ ثامر بوده و در مورد بردیا هم پارت‌های بعدی اشاره میشه❤️

    ۲ سال پیش
  • حنا

    0

    ممنون از پاسخ دهیت به کامنت ❤️ 🔥

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • علیرضا

    2

    هوووووف اتراق کرده بودم اینجا تا پارت جدید بزاری نفسم گرفت با این پارت وایییی امیرکم 🥹

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    همه در سکوت فرو رفته بودن.من فکر کردم یادتون رفته پارت داریم😂😂❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    1

    امیر دووم بیار ، نمیر لطفا صبر کن تا برسام برسه، آهیر توی تاریکی افراد امیر رو کشت ، ای آدمی که هر چی ناسزا بهت بگم کم گفتم...

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    موافقم باهات عزیزم❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    دیر رسیدی امیر خیلی دیر😭😭واقعا این حرومزاده چرا نمیمیره😐

    ۲ سال پیش
  • مهرا

    1

    اهیر به جای اینکه باید تو زندان می بود باید می بردنش تیمارستان بستریش می کردن و اجازه ی هرگونه ملاقاتیم براس منع می کردن تا مراحل درمانیش پیش بره یا حداقل بیماریشو کنترل کنن

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خیلی دیر رسید‌...💔🥺

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    1

    منظورم از اون آدم توی کامنت قبلی آهیر بود ، میخواستم بپرسم چرا این آهیر یه ذره عذاب نمی کشه؟ حداقل یکم حرصش بگیره اعصابش بهم بریزه یه اتفاقی براش بیفته که دلمون خنک شه مرگ براش کافی نیست

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    واقعا هم مرگ براش کافی نیست...👌🏻👌🏻👌🏻

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    ممنون عالی بود🙏

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نوش نگاهتون عزیزم❤️✨️

    ۲ سال پیش
کپی شد!