پارت صد و شصت و نهم :

《می‌دانی دوراهی یعنی چه؟ دوراهی یعنی تقدیری که من گرفتارش شدم! منی که از مرگ بیزارم و محکوم به یک انتخاب بی‌رحمانه‌ام.انتخابی که با تنها گلوله باقی‌مانده صورت می‌گیرد و منتهی می‌شود به نجات جان یک‌نفر! دوراهی یعنی؛ با آخرین‌گلوله خشابت انتخاب‌کنی که جان چه‌کسی را نجات‌بدهی.جان کسی‌که قلب مرده‌ات را با عشق زنده‌ کرد؟ یا جان کسی‌که پس از سال‌ها آمد و تورا از بند نجات داد؟ شاید

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهلا

    0

    آقا دیگه نباید اینجوری میشد بخدا انگیزمو برا خوندن جلد دومش از دست دادم 💔🥀

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    انگیزه‌تون رو تا پایان رمان حفظ کنید لطفا😁❤️

    ۲ ماه پیش
  • پری

    0

    نهههههه چراااااا

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    1

    چه پارت دردناک و تلخ و غمگینی💔فقط گریه گریه گریه گریه گریه😭

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلم💔🥺

    ۶ ماه پیش
  • Seti

    0

    هعیییییی🥲💔

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💔🥲

    ۱ سال پیش
  • سهیل

    0

    خواهش میکنم..واقعا همینطوره واسه همین خواب به چشمام نمیاد..ماشالله به قوه ی تخیل و قلم روانتون..موفق باشید همیشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم😍لطف دارید✨️

    ۲ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    آقا این بچه چرا اینقد بدبخته😮 💨😬ذلیل شی آهیر

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خیلی🥲 مظلوم‌تر از بردی داریم؟🥲💔

    ۲ سال پیش
  • تینا

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • مهرا

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • تینا

    1

    درسته از نظر قانونی چون حداقل جونه رز رو نجات داده فکر نکنم مجرم به حساب بیاد، ولی به هر حال قاتله باباش شد💔 این حق بردیا نبود، از اول رمان تا الان هرچی مصیبته سرش اومده💔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اینجا اکثراً فن دو آتیشه امیر هستن و وقتی یکی مثل شما اینجوری به بردیا اهمیت میده، واقعا از صمیم قلب خوشحال میشم🥺🥺❤️❤️واینکه من این سری قراره هوای بردی رو تاحدی داشته باشم😉❤️

    ۲ سال پیش
  • تینا

    2

    از شخصیت بردیا واقعاً خوشم میاد و این به خاطر شخصیت پردازی دقیق و قشنگیه که ایجاد کردید❤️✨

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم که💜✨️💜 بردیا کارکتر مهربونیه و اینکه واقعا درک بالایی داری...یعنی اطرافیانش رو زیادی درک‌میکنه😬💜

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    متاسفانه چاره‌ای نداشت💔🥲

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله واقعا حقش نیست🥲💔 کارکتر مهربون و مظلومیه🥲

    ۲ سال پیش
  • Kimia

    2

    اولین بار تو این هشت سالی که رمان میخوندم ارزو میکردم پارته تموم شه لعنتی خودت تونستی اینو بنویسی؟😭 مارو درک کن ما چجوری اینو قرار بود بخونیممم😭

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیز دلممم💔🫂🥺 من موقع نوشتنش بی‌حس شده بودم و خودم از این بابت خیلی ناراحت بودم😅❤️

    ۲ سال پیش
  • Kimia

    1

    ببین داری خودتم عذاب میدی ولی خب خیلی خوبه رمانت موفق باشی عزیزم😭🤍✨

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیز دلم❤️

    ۲ سال پیش
  • نفس

    5

    ولی بابا من یه بارم بغلت نکردممم💔🥲تاحالا سر هیچ رمانی گریه نکردم شایذ بغض کرده باشم اما سر این پارت وای خدایااااا

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلِ من💔🫂 اون دیالوگ واقعا دردناک بود🥺🥺 ولی چرا فقط بغض؟؟ میدونی من چه‌قدر تلاش میکنم پارتا درام بشه تا گریه‌تون بگیره؟😅😅حتی یه ذره هم خبیث نیستم😁❤️

    ۲ سال پیش
  • نفس

    0

    دست شما درد نکنه تو این پارت انقد عر زدم و گریه کردم فک کنم تا چند سال گریه نکنم😂🤌

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیدوارم همیشه لبت خندون باشه و اشکات از روی شوق باشه❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • Dr .mb

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    تا قبل از ورود آهیر تاحدودی سعی کردم هم پارت طنز داشته باشیم و هم پارت‌های آروم و عاشقونه؛اما متاسفانه با ورود آهیر به داستان دست و بالم بسته شده چون کارکتر‌ها موقعیت دشواری رو دارن سپری میکنن💔🥲💔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    و به همین علت پارت ها حسابی دارم شدن🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • علیرضا

    0

    آهییییییییرِ..... . . لعنت بهت این بشر چقدر میتونه عوضی باشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بیشتر از حد تصور بی‌وجدان و... هست👌🏻🥲

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    رشته رابط جدا بودند ولی با مرگ نزدیک شد چه فایده نشه پسر از پدر وداع کند در آن سو پسری انتظار پدرش را دارد با عشقش ولی در انتظار پدر ناکام ماند زندگی سختی های دار که هیچ وقت قابل پیش بینی نیست 💔😔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا👌🏻 زندگی هیچ وقت قابل پیش بینی نیست💔🥲

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    جدا از اینها رابطه برسام و بردیا هم نابود میشد💔🥲

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله دقیقا👌🏻 اگه ثامر رو انتخاب می‌کرد، رز میمرد و وا مصیبتاااا💔🥲 البته آهیر مطمئن بود که بردیا دلارا رو انتخاب می‌کنه

    ۲ سال پیش
  • آذر

    0

    لعنت بهت آهیر

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    👌🏻🥲💔

    ۲ سال پیش
کپی شد!