پارت صد و شصت و هشتم :

بردیا بهت‌زده به او نگریست.کمی بعد چشمانش را بهم فشرد و خندید.هرلحظه که می‌گذشت،صدای خنده‌اش بلندتر می‌شد و پژواک قهقهه‌هایش در فضا می‌پیچید.
خنده‌هایی که به قول معروف از گریه هم تلخ‌تر بود! با انگشت گوشه چشمش را پاک کرد تا مانع سرازیر شدن قطره اشک شود.اسلحه را مجدد سوی آهیر گرفت و گفت:
-کی می‌خوای این چرندیات رو تموم کنی؟ واقعا فکر کردی من حرفاتو باور می‌کنم؟ ثامر زندانه! ز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    1

    دیگ عدد 5 رو دوست ندارم💔

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    💔🥺

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    پنج دقیقه ی زجر آور برای بردیا🥺

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا💔

    ۲ سال پیش
  • حنا

    1

    برام سواله آهیر چه سودی از کشتن دلارا یا ثامر میبره ادعای عاشقی داشت برای دلارا چی شد همش کشک بود سوالات زیادی ذهنم درگیر کرده

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    2

    به نظرم آهیر به خاطر کینه ی شدید بیماری روانی پیدا کرده،چون با دلارا ازدواج نکرد و به قدرت نرسید عقده داشت و ثامر رو مقصر می دونست و بعد از اون بردیا رو که عاشق دلارا شده بود در ذهنش مجرم طلقی می کرد

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله قطعا آهیر از روان سالم بهره نمیبره..👌🏻👌🏻 اگه سالم بود که دلارا رو انقدر اذیت نمی‌کرد🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • مهرا

    0

    مشکلش بیش تر از یک وسواس سادست اسکیزوفرنی یا اختلال سلوک یا دوقطبی، عقده ای چیزی داره قطعا شایدم همش

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    چه اطلاعات بالایی دارید👌🏻❤️

    ۲ سال پیش
  • مهرا

    0

    به این چیزا علاقه دارم هرچن رشته ای که می خونم بهشون مربوط نیست ولی راجبشون مطالعه می کنم از گیاه شناسی و ساختار مغز گرفته تا اختلالات روانی🤭

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    چه عالی😍👌🏻😍

    ۲ سال پیش
  • مهرا

    0

    کلا از رمان هایی که به اعتیاد یا روانشناسی و روانپزشکی دیدگاه اجتماعی داشته باشه رو دوست دارم خودمم می خواستم یک رمان بنویسم اما از نوشتن ایده پردازی شو یاد گرفتم ولی نوش🤷 ♀️😞

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    در مورد روانشناسی اطلاعات بالایی دارید👌🏻😍 بدون شک اگه تو نویسندگی هم مهارت کسب کنید،می‌تونید رمان‌های بسیار جذابی بنویسید😍👌🏻❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به زودی به جواب سوالت میرسی عزیزم😁❤️

    ۲ سال پیش
  • مهرا

    0

    خوبه پس ولی شخصیت آهیر منو یاد یکی از شخصیت های منفی تاب بخش دی میندازه ولی میتونم بگم شخصیتی که تا حالا آهیر نشون داده به علائم دو قطبی بودن خیلی نزدیکه ولی خیلی خیلی عقده داره و دلیلش هنوز مشخص نیست

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله آهیر واقعا دچار اختلال روانی هستش👌🏻🥲

    ۲ سال پیش
  • Alieh

    1

    وایییی چقد خفن شده

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت❤️😍 خفن بودیم...مخاطبینمون هم خفن‌تررر😎👌🏻

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    مثل همیشه عالی وجذاب خسته نباشید🌺🌺🌺

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربان شما❤️😍

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    از اول زندگی آهیر ترس وحشت بیا داشت و حالا کینه زیاد باعث همه مشکلات یه خانواده بردار عشق پدر و حتی یه دوستای کوچک به وجود اووردوبرای هر کدوم نقش های زیادی کشید حتی عشقی در کار نبود بلکه یک هوس بود😞

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله متاسفانه همین‌طوره...🥲🥲 البته به زودی آهیر سوپرایزمون خواهد کرد😬❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ع

    0

    مقل هنیشه عالی و قلم قوی داری ممنون واقعا دمت گرم مرسی از ت دوسش داشتم امید وارم فقط امیر چیزیش نشه فقط این اهیر لاشی کاشکی میمرد

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی فاطمه‌جااانم🥰❤️🥰 خوش بشینه به نگاه پرمهرت😍✨️

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    0

    نمیدونم چی بگم🙃

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شما هرچی بگی قشنگه🥰❤️

    ۲ سال پیش
  • Niki

    0

    مثل همیشه عالی و هیجان انگیز😍 خسته نباشی عزیزم💕💕🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزدلم❤️✨️ خوش بشینه به نگاه پرمهرتون❤️

    ۲ سال پیش
  • آوا

    0

    واقعا ایده هاتو از کجا میاری واقعا من الان تو هنگم اصلا فکر همچین اتفاقی رو نمیکردم اصلااا،دلم میخواد آهیر و خفه کنم،رمانت عالییییییی و پرفکت و غیرقابل پیش بینیه نیلوفر جونم اصلا یه چیزی فراتر از عالی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربووونت برم که❤️✨️❤️ بوووس به لپت😍✨️😍

    ۲ سال پیش
  • غزل

    0

    مثل همیشه عالی و بی نظیر😍👌

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم که❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    این حروم زاده مگه به این راحتی میگذره🤐

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    آره بخدا...😬❤️

    ۲ سال پیش
  • متین

    0

    فقط میتونم بگم عجب...😐فقط داری حسابی گیجمون میکنی که کی میمیره البته که من میگم ممکه امیر خودشو بندازه جلو تیر و این داستانا😂😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    از این بابت که دارم گیجتون می‌کنم حسابی خرسند هستم😁😂

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    1

    آهیر... هرچی ناسزا نثارت کنم کمه فقط یک آرزوی خیر برات دارم اونم اینه که با زجر تمام جون بدی و عذاب بکشی تا برای جهنم یکم آماده باشی، آدم کینه ای...

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    جهنم هم برای این بشر کمه😬😬❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • حنا

    0

    با نظرتون موافقم

    ۲ سال پیش
کپی شد!