پارت صد و هجده :

دستم را روی دهانم گذاشتم و نالیدم:
_محل قرار کجاست؟
ناامید به موهایش چنگ زد:
_ویدیو پاک شده، رستاک زودتر از من کدگشاییش کرده، نمی‌دونم!
به شقیقه‌ام چنگ زده و به سمت پنجره‌ها رفتم، اندکی مانده بود تا خفه شوم، نفس کم آورده بودم.
دل‌شوره هم‌چون بختک به جانم افتاده و گویی قصد جانم را داشت. با اعصبانیت فریاد زدم:
_الان باید چه غلطی کنیم؟
به لپ‌تاپ روی میز اشاره کرد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • رزانا

    0

    فقط اونجا که رستاک میگه حالا یه دقه نزن🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • نمیدونم

    15

    ولی من هنوزم به نقاشی هامور شک دارم. احساس میکنم هامور یه چیزی و میدونسته که توی اون نقاشی رمزآلود کشیده و هنوز هیچکس نمیدونه🤔 میدونم نفهمیدیت چی گفتم خودمم نفهمیدم چی گفتم کلا گیجم😵 💫

    ۲ سال پیش
  • Mrym

    10

    فک کنم ت اون کیف بمبه:)و همشون دارن میرن پیش رستاک:)یعنی همشون قرارع... وای ن

    ۲ سال پیش
  • آوا

    2

    ما برای این زندگی زیادی بیچاره بودیم؟؟:) واقعا واسه قشنگی تک تکشون زار میزنممم😭

    ۲ سال پیش
  • ایلیا

    1

    درجه یککک

    ۲ سال پیش
  • Val

    1

    از استرس پارت بعد همه ناخن هام رو خراب کردم...مرجان لطفااا

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    7

    پرام من دیروز کد عضویتو گرفتم شروع کردم به خوندن الان رسیدم به پارت آخرش🗿😂

    ۲ سال پیش
  • Tabassom Nazari

    7

    منمممممم اونقدر سریع خوندم که نفهمیدم کی رسیدم به پارت آخر ، ولی وقتی تموم شد باز باید چند دور دیگه بخونمش تا چیزیو جا انداخته باشم 😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه چیتگران

    2

    واقعا رمان جذابیه🤍

    ۲ سال پیش
  • Tabassom Nazari

    8

    باورم نمیشه ، من دیشب ساعت 10 کد عضویت به رمان رو گرفتم و الان به آخرین پارت پخش شده ازش رسیدم ، فقط میتونم بگم دهنم باز مونده ! از این همه خلاقیت ، ایده ، سوژه و...بی شک این رمان فوق العاده ست !

    ۲ سال پیش
  • الهه

    6

    دادا منم یه دفه خوندم بد تا یه ساعت به دیوار نگاه کردم تا هضمشون کنم🤣👍

    ۲ سال پیش
  • Tabassom Nazari

    5

    یه حسی بهم میگه داخل اون کیف پادزهر نیست و هرچیزی که هست اونقدر بده که میتونه تمام ماهیا رو از بین ببره چون اون مردک پیر خرفت بعید میدونم دودی ازش بلند شم ( امیدوارم حسم درست نباشه 😭 )

    ۲ سال پیش
  • یاسمن

    6

    لطفا پایانش مثل خیمه شب بازی نباشه🤕 اینجوری تا آخر عمرم تو خماری زندگی خوب اینا می مونم🫠

    ۲ سال پیش
  • آنوشا

    3

    حاجیییییی با اینکه میدونم ربطی نداره ولی میلادم هستتت؟ وای اروان ایوار رستاک سردین عرررررر😭

    ۲ سال پیش
  • Helua

    7

    خدایا ارس رو میکشم اگر اتفاقی بیوفته

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    10

    وایییییییی من دیگه دارم میمیرم من تا پارت بعدی چجوری صبر کنم 🥺😅 ولی به این زودی نباید دلم برای پشمک و بوم نقاشی تنگ می شد

    ۲ سال پیش
  • ayden

    4

    یه لحظه از شدت هیجان یادم رفت نفس بکشم😭 عالی مثل همیشه

    ۲ سال پیش
کپی شد!