پارت صد و هفده :

تابلو را جایی کنار نقاشی مارپیچ هامور، روی دیوار مقابل تخت چسباندم. به آرامی روی تخت نشستم و خیره به دو نقاشی مقابلم چشم دوختم، نگاهم را پایین آوردم و به رد بخیه‌های ریز و درشت تنم دوختم. تن پوشم را از تنم در آوردم و سرم را چرخاندم و به آینه قدی زل زدم، دستم را به نرمی روی رد آخرین بخیه بر روی شانه‌ام کشیدم.
چشمانم را بستم، دیگر وقتش رسیده بود. کمی بعد لباس پوشیده و با گریمم از اتاق خار

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نفس

    0

    وای باز شروع شد

    ۳ ماه پیش
  • snowdrop

    1

    این خیلی دردناکه که میدونم بهم نمیرسن کاشکی یکم امید داشتم🥲

    ۱ سال پیش
  • اتریسا

    8

    به این دوتا انگار ارامش نیومدهههههه

    ۲ سال پیش
  • ...

    34

    ولی من تحمل اینکه ویونا و رستاک آخر قصه بهم نرسن رو ندارمممممممممم خدایاااا

    ۲ سال پیش
  • ریحان فراست

    28

    ولی من می ترسم مرجان لحظه ای که آنشرلی و شاهماهی به هم می رسن رو نشون نده به خدا صفحه اش رو هک می کنم رمان رو خودم دست می گیرم 😂💔🥲

    ۲ سال پیش
  • Illusion

    5

    ولی حس میکنم سد اند میشه اگه سد اند شد چی؟🥲🦋

    ۲ سال پیش
  • ۰۰۰

    3

    ولی نداره اگر همچین اتفاقی بیفته قبل از اونا من تموم شدم🙂🥲🫠

    ۲ سال پیش
  • Illusion

    5

    اره سد اند شه خودمو خفه میکنم..

    ۲ سال پیش
  • Zeinab

    3

    چرا احساس میکنم ی تلس که میخواد همه ماهی هارو باهم گیر بندازه🥲🥲🥲

    ۲ سال پیش
  • Mona

    3

    وایی من میخوام تو پارت قبلی بمونم نمیشه اصلا نمیتونم قبول کنم. تا اومدن آرامش بگیرن بد بخت شدن.

    ۲ سال پیش
  • Deniz

    2

    وای نه

    ۲ سال پیش
  • الهه

    1

    عرررر واااای پشمام وای قلبم

    ۲ سال پیش
  • حدیث

    11

    اون موقع ک بقیه از پشمک خریدن وشهربازی ذوق میکردن من میدونستم قراره از حلقوممون بیرون کشیده بشه😐😐و ذوقی نداشتم

    ۲ سال پیش
  • زهره

    2

    🥲🥲

    ۲ سال پیش
  • Melika

    6

    بی صبرانه منتظر لحظه نجات دادن پیرانا توسط عروس دریایی و هیولا و بقیه هستم 🦋😍

    ۲ سال پیش
  • Rahii

    22

    خب دوستان گرامی و عزیز به طوفان عظیم پیرانا خوش امدین اگر از طوفانهای قبلی زنده اومدیم بیرون با این یکی دیگه رسما بگا میریم:)

    ۲ سال پیش
  • ریحان فراست

    7

    نه دیگه با قبلی ها به گا رفتیم با این رسما حامله می شیم

    ۲ سال پیش
  • Ghazal

    5

    وایییییی از بدبختی های قبلی پیراما گذشتیم به خدا این دیگه نمیشه اصن پروانه بدون عنکبوتش مگه میشه؟😭🥺

    ۲ سال پیش
  • M.h

    3

    هعیییی مرجان میخواد مارو فشاری کنه *لعنت به منی که رهاش کردمممم*😭😭😭😭

    ۲ سال پیش
  • ریحان فراست

    6

    دیدی داری شروع می کنی مرجان شکنجه رو ؟ 🙃💔

    ۲ سال پیش
کپی شد!