پیرانا به قلم مرجان فریدی
پارت صد و نوزده :
هردو وارد پارکینگ شدیم، درحالیکه به سمت موتورش میرفت به BMW سیاهرنگی اشاره کرد و سوییچش را به سمتم پرت کرد:
_جدا باشیم بهتره.
سوییچ را در هوا گرفتم و به سمت موتورش رفتم با بهت نگاهم میکرد
_گفتم برو سوار ماشین شو!
درحالیکه سوار موتورش میشدم سوییچ را به سمتش پرت کردم:
_خودت بشین، اگر اوضاع خیط بشه، با موتور سریعترم.
با حرص فریاد زد:
_اون کاوازاکی نینجا HR2R،
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
معصومه
3وای مرجان این دیگه چی چی مغزه تو داری گاهی وقتا فکر میکنم تو یه سازمانی چیزی بود تا انقدر اطلاعاتت دقیقه اخه چطوریه
۱ سال پیشNajva
0🤯😬
۲ سال پیشنمیدونم
11دیدین گفتم😐 هامور قشنگم اینا رو از کجا میدونسته؟
۲ سال پیشاتریسا
6واقعا نمیدونم چی بگم از این حجم اطلاعات پکیدم
۲ سال پیشreyhan
19دختر تو عجب ذهنی داری ، یه روز یکی از این سازمان ها برت میداره با خودش میبره میگه واسم نقشه طراحی کن
۲ سال پیشAra
2پشمام وای پشمام وایییییییییی
۲ سال پیشبلک بلو
6من که شگفت زده شدم عجب مخی هستی تو مرجاان 🥲❤وای اگ پیرانا تموم شد چی؟
۲ سال پیشپریا
5من نمیدونم بدون پیرانا چطوری باید زندگی کنم🥺🥺
۲ سال پیشM.h
6وایییی مرجان کل رمان که فوق العاده بود به کنار اسم موتور مورد علاقه منو اوردیییی کاوازاکی نینجا HR2R خیلی عروسکههه
۲ سال پیششکیبا
2شتتتتت. دهنم وا مونده ولی نمیتونم نفس بکشم. مرجاااننننننن
۲ سال پیشNazanin
3قلبم نمیزنه یا من حسش نمیکنم؟؟؟؟؟
۲ سال پیشTabassom Nazari
4مرجان جان ما خودمونم آتیش می زنیم تو پارت های امشب رو الان بزار ببین چه بلایی سر کامنت های این اپلیکیشن معصوم و مظلوم میاریم ، تو فقط بزارررررر پارتارورووولووبنیمسدسنشتسمسپسنسمسوستمص
۲ سال پیش..
7مرجان زن دنیا رمان چیه ما داریم از درون اتش میگیریم از دیشب تاحالا انقدر یهو جنی و شوکه میشم که واقعا مطمئنم خانواده فکر میکنن دیوونه شدم...پارت پلیززز
۲ سال پیشRAMO
5یاخدااااا ویونا جان ماهم حس میکنیم از بینی و دهانمون داره خون میااادد🫠🫠
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ستا
0هاموری که حتی بعد مرگشم خاطراتش مفیده بچه تو برای این زندگی زیادی حیف بودی به قول خودت تو جزئی از طبیعت بودی🥺🤍