آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و شصت و ششم :
سکوت وهمانگیز اتاق را قلبی شکاند که با ضربات پیدرپیاش داشت از حصار قفسه سینه رهایی پیدا میکرد.زمانیکه تصمیم گرفتهبود خود را تسلیم آهیر کند، ابداً فکر نمیکرد که قرار است به تنهایی در سالن وهمانگیز یک تیمارستان قدم بزند و با یک جنازه روبهرو شود! حتی نمیتوانست فیلمهایی که دیدهبود را هضم کند! ویدیوهایی که اثبات میکردند آهیر از خیلی وقتپیشها به زندگی آنها نفوذ ک
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😁😁
۶ ماه پیشترنم
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😁😁😁
۶ ماه پیشامید
0خیلی عالی بود دست مریزاد واقعا زیبا نوشتی خسته نباشی
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام.ممنونم لطف دارید❤️🙏🏼امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید✨️❤️
۲ سال پیشRoghayyeh
0ایشالله که اون گلوله طلایی بره تو مخ اون آهیر عوضی
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
متاسفانه نرفت😂
۲ سال پیشنفیسه
0عالی بود عزیزم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت نفیسه جانم❤️✨️
۲ سال پیشحدیث
2عاشق رمانتممممم میتونم بگم بهترین رمان با این ژانره ترکیب امیر و بردیا محشره بی نهایت منتظرم ببینم اخرش چطور تموم میشه و اینکه امیدوارم رمان بعدی هم مثل این رمان بی نظیر باشه🤍🤍🤍
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلام😍 ممنونم عزیزدلم❤️ با دیدن نظرت خیلی خوشحال شدم✨️❤️ امیدوارم تا انتها از خوندن آخرین گلوله لذت ببری🥰❤️
۲ سال پیشخاتون
2عاشق اون تیکه شدم که بردیا گفت به ولله اگه امیر اینجا بود با جنازه ها سلفی می گرفت😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
وقتی این دو تا بهتر از هرکسی همدیگر رو میشناسن🤣👌🏻 البته نمیدونم واقعا امیر همچین کاری میکرد یا نه...ولی قطعا با بیتفاوتی از کنارشون میگذشت🤣❤️
۲ سال پیشخاتون
0ولی من دوست دارم باشه😂 خیلی دلم میخواد دوباره امیر مثل چی نگرانش بشه 😔😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نگران کی بشه عزیز؟بردیا؟
۲ سال پیشخاتون
0از بس این بچه باحال و متفاوته😂 مشخصه عاشق امیرم یا نه😔😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
کاملا مشخصه😂❤️
۲ سال پیشتینا
0بعد از امتحانا تازه شروع کردم به ادامه ی خوندن و چقدر حرص خوردم و ناراحت شدم برای بردیا❤️لحظه خداحافظی امیر و بردیا خیلی قشنگ بود برام❤️اهیر روانی دوست دارم بردیا بدون معطلی با همون یدونه گلوله بکشتش
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوش برگشتی عزیزدلم❤️✨️ بردیا این مدت واقعا خیلی اذیت شد🥲خوشحالم که خدافظی این دو نفر رو دوست داشتی🥰🫂بالاخره یه پارت رو بدون دعوا باهم گذروندن😂
۲ سال پیشM
0خدا لعنت کنه این اهیر عنتر اخه چکار اینا داری بزار به زندگی شون برسن میمون
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
احساس میکنم لعنت فرستادن هم برای این بشر کمه😑❤️❤️
۲ سال پیشآوا
0وای بسم الله خداییش خیلی وحشتناک بوده یاعلی اصلا شب خوابم نمیبره ولی فقط اونجا که امیر گفت نسخه ی دوم بردیا خیلی به دلم نشست🥲 نیلوفر جونم مثل همیشه عالییییی و پرفکت و معرکه و فرق العاده و...بود😍❤️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت برم من❤️✨️❤️ خوش بشینه به نگاهت✨️🥰
۲ سال پیشنفس
3این آهیر یه روانیه مریضه اصلا آدم نیست ببین بردیای مارو چیکار میکنه خیلی خیلی کم ممکنه که بردیا بین رز و دلارا یکی رو انتخاب کنه؛سه تا طعمه هاش
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
موافقم باهات عزیزم❤️✨️ بله احتمالش خیلی کمه بین رز و دلارا باشه و اینکه هنوز یه طعمه دیگه مونده...🙈
۲ سال پیشنفس
0خواهشاااا بین امیر و برسام نباشه حداقل ثامر باشه چون اون زندانه اگه باشه یا نباشه فرقی نداره اما این دوتا نباشن که تنهایی نمیتونن کاری انجام بدن در این صورت بدبختیم🥲😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
احتمالش واقعا کمه که بین این دونفر باشه👌🏻❤️
۲ سال پیشنفس
0خوبه پس خداروشکر از هیچی که بهتره فقط باشن مخصوصا دلاوری😂🤌 پس احتمالش هست که ثامر باشه نمیدونم چرا فک میکنم محبوبه س خیلی باحال میشهههه😂😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
همینجا میخوام اعلام کنم که فکر پارت باحال نباشید🤣 پارتا با اجازه تون قراره درام باشه😁❤️و البته یه سوپرایز هم داریم😎
۲ سال پیشنفس
0ددم واییی دراممم پس گریه به راهه😂💔تنها کسی هستی که اسپویل هاتم آدم رو گیج میکنه و کنجکاو تر میشیم😂🤌منتظرم ببینم طعمه سوم کیه از کنجکاوی الانه که بمیرممم🥲😔
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دور از جونت❤️🫂
۲ سال پیشماهی
0خدایی نکرده که بهار طعمه سوم نیست که نه؟🤦🏻 ♀️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
احتمالش خیلی کمه عزیزم❤️
۲ سال پیش...
1عاشششق دلاوریم چون این شخصیت انقدرررر جالب و خواستنیه که چه با برسام و چی با بردیا قشنگ و جوره و همچنین خنده دار♥️🤣
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
از دستِ این دلاوری🤣👌🏻❤️
۲ سال پیشمبینا کریمی
3وایی آره خیلی اون تیکه اش خوب بود اگه امیر اینجا بود با جنازه ها سلفی می گرفت
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
موافقم👌🏻🤣
۲ سال پیشAa
0مثل همیشه عالی👏👏👏🙏🌹
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوش بشینه به نگاهتون✨️❤️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
1پس هنور بدتر از اهیر هم تو دنیا وجود داره..عموش!