پارت صد و شصت و هفتم :

برسام کمی در جایش جابه‌جا شد و ادامه‌داد:
-خاج چندسال بعد از اینکه اومد امریکا سراغ زن و بچش رو تو ایران گرفت.فهمید زنش مرده و دخترش هم ناپدید شده...احتمالاً این وسط فقط یه نفر خبر داشته که دلارا پیش شما است و ...
امیرسام به نیم‌رخ او نگریست.با وجود آنکه با بردیا دوقلو همسان نبودند، دلاوری برای لحظه‌ای احساس کرد سرگرد کنارش نشسته.رنگ چشمانش و طرز نگاهش درست همانند بردیا بود! امیرس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله خیلی بده💔🥺

    ۸ ماه پیش
  • Roghayyeh

    1

    توروخدا امیر نمیره وگرنه افسرده میشم🥲😒

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دور از جونتون❤️

    ۲ سال پیش
  • نفیسه

    0

    همه میمیرن

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دیگه تا این حد هم بی رحم نیستم😂❤️

    ۲ سال پیش
  • تینا

    0

    و اینکه نیلوفر جان اصولاً شما بعد از مرگ هر شخصیتی میگی من فقط واسطه ام😂 امیدوارم وساطت امیر و بردیا و برسام و ثامر رو نکنید😂💔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂این سری سعی می‌کنم واسطه نباشم😂😂 میگم خودشون به طور مستقیم باهم درارتباط باشن😂❤️

    ۲ سال پیش
  • تینا

    0

    ولی این خیلی ظالمانه ست😂 حس می کنم این ارتباط مستقیم قراره با امیر اتفاق بیفته💔😂 با اینکه خیلی دلم می خواد به خاطر خلاف هاش بیفته زندان ولی اصلاً نمی خوام بمیره💔 یکم رحم و عطوفت داشته باش♥️♥️😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    باور کنید من همیشه سعی کردم رحم و عطوفت داشته باشم😂😁❤️ واگرنه یه نقشه‌های پلیدی داشتم که نگم...😁😂

    ۲ سال پیش
  • تینا

    0

    باز خوبه رحم دارید😂😘❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁❤️

    ۲ سال پیش
  • M

    2

    وای نیلو کاری به بردی نداشته باشه ها این بچه از اول رمان داره اذیت میشه دیگه دست از ر این بچه بردار به مولا از بس کلیک کردی رو بچه من دارم جای اون اذیت میشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    کاملا قبول دارم که من از اول رمان رو بردی کلیک کردم😁🥺❤️ تازه جزء کارکترای محبوبمم بود😂😶❤️

    ۲ سال پیش
  • Setareh

    0

    نیلوفرجون من واقعا نمیتونم از فکرش دربیام توروخدا نزار اتفاقی برای کارکترها بیفته بزار تو فصل بعد هم داشته باشیمشون البته آهیر رو تیکه تیکه کن💔🥲😭

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلم🫂🥲❤️ جلد دوم بیشتر مربوط به برسام و رز هستش و اینکه لوکیشن رمان هم عوض میشه و قرار نیست همه کارکتر هارو در جلد بعد هم داشته باشیم🥲❤️البته باز نباید زود ناامید شد😉❤️

    ۲ سال پیش
  • Setareh

    0

    همین که بدونیم تنشون سالمه خداروشکر میکنیم😂😉

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁❤️😁❤️

    ۲ سال پیش
  • نگار

    4

    نیلوفر جان ،مدیونی اگه به یکی از بچه هام دست بزنی این کارو نکن ، واقعا از لحاظ روحی روانی تحمل ی همچین حرکتی رو ندارم......)))))

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلم امیدوارم حال دلت همیشه خوب باشه و لبت خندون❤️✨️🫂 ولی منووو هم مدیون نکنید😅❤️

    ۲ سال پیش
  • خاتون

    0

    مثل همیشه بسی خفن ، ولی من چرا حس میکنم امیر قراره ی طوریش بشه 🥲 ولی نه امیر بمیره من تا چند وقت افسردگی میگیرم🥲

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزدلم❤️ دور از جونت❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • ماهی

    3

    نه نههه قرار نبود امیرک چیزیش بشهههه. این شیرینی خوردن و رفتن و ضد گلوله نداشتن بوی مرگ میدهههه حس میکنم بردیا مجبور میشه ثامرو بزنه ، امیرک میپره جلوش🥺

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ولی عزیزم من قرار نذاشته بودم برای کارکتری اتفاقی نیفته 😅❤️😅❤️

    ۲ سال پیش
  • ....

    0

    چی میشه اگه امیر سام نمیره وایی نمیتونم صبر کنم تا پارت بعدی واقعا قراره بمیره؟

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    باید ببینیم چه اتفاقی قراره رخ بده عزیزم...🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ع

    2

    نویسنده جون من امیر ن تروخدا من به خاطر وجود امیر اصلا رمان رو شروع کردم تروخدا من حس بدی دارم میکم نکنه امیرر باشه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم در‌این‌باره نمیتونم چیزی بگم...فقط باید منتظر موند🥲❤️

    ۲ سال پیش
  • هلیا

    1

    حاضرم ثامر بمیره ولی امیرک چیزیش نشه اگه امیرسام و بردیا بمیرن من تا یک ماه افسردگی میگیرم 🥲😂💔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دور از جونت عزیزم❤️✨️بله طبیعتا چون ثامر نقش کمرنگ تری داشته...راحت تره🥲

    ۲ سال پیش
  • علیرضا

    2

    اشکالی نداره عزیزم امشب رو بدون پارت میگذرونیم ،ان شاءالله تنت سالم باشه گلم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • ......

    2

    امیر نباید بمیره اصلا

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    چه زود به پارت های جدید رسیدید😍خداقوت ❤️😍❤️

    ۲ سال پیش
  • ....

    0

    سلام ببخشید چند پارت دیگه تا پایان مونده

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام بین ۷ الی ۶ پارت مونده❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️