آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و پنجاه و چهارم :
نگهبان از جلوی درب ورودی آمد و گفت:
-قربان پلیس اومده!
بردیا سوی امیرسام برگشت و پرسید:
-مگه از ویلا بغلی نیومدی اینور؟ چطور دیدنت؟
خطوط اخم روی پیشانی دلاوری نقش بست.احساس میکرد ضربان قلبش بالا رفته است.ماجرای دلارا و ثامر کم بود حال باید با پلیس هم دست و پنجه نرم میکرد.با عصبانیت روبه بردیا گفت:
-من چمیدونم چطور منو دیدن!
انگشت سبابهاش را بین بردیا و درب ورود
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بقیه کارکتر ها الان اینجورین که ما اینجا داریم زحمت میکشیم😂💔اما امیرسام واقعا نمک رمانه👌🏻
۲ سال پیشآوا
2عالیه عالیه عالی بود وای فقط الان امیرسام خیلی وضعش خنده دار میشه😂😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
منم فکرمیکنم خیلی خندهدار بشه🤭🤣
۲ سال پیشهستی
1مثل همیشه عالیییی بود مرسی بابت پارت هدیه عزیزم بی صبرانه منتظریم ببینیم پارت های جدید چی میشه 😍😍
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاه پرمهرت عزیزمم❤️✨️❤️
۲ سال پیشمونا
0عالییییییییی مثل همیشه.
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزم❤️❤️
۲ سال پیشثریا
0تا پایان مرداد 😕 نمیدونم چرا ولی دوست نداشتم این رمان حالا حالا ها تموم بشه درمورد جلد دوم و رمان جدید که گفتی به نتیجه ای رسیدی؟؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
محبت داری عزیزممم❤️✨️ نه فعلا تصمیمی نگرفتم گلم❤️
۲ سال پیشثریا
0کاش همیشه با هم خوب بودن درآرامش وقتی اینجوریه خوندن پارت یجور دیگه است❤💕
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله دقیقا❤️✨️
۲ سال پیشعلیرصا
1آخ آخ آخ،امان از این دیالوگ:تو دنیا یه حس هایی هستن که از عشق قوی ترن خییلی قوی تر،به قدری قویتر هستن که زور من عاشق بهشون نرسید😭
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
منم این دیالوگ رو دوست داشتم❤️ به نحوی حرف بردیا حق بود🥺❤️
۲ سال پیشحنا
0منتظرم جای دلارا رو پیدا کنن و آهیر هم حذف بشه بیشتر از همه دوست دارم خاج بیاد
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بهنظرم خاج بیاد،مثل آهیر دلت میخواد زودتر حذف بشه😁❤️😂
۲ سال پیشآمینا
1شرف امیرسام رو بر باد نده بردی😅😅
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نمیتونم تضمین کنم همچین کاری نکنه عزیزم🤣❤️
۲ سال پیشنیلدا
0یادمه که توی یه ویدیو توی کانال *** به گلی که امیر گفت اشاره کرده بودید،به نظرم بردیا و امیر برای دلارا هرکدوم به شکلی عزیز هستند، بردیا یکم بیشتر 😉ممنون بابت این پارت عالی بود🌺
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزم❤️😍 بله دقیقا همون ویدیو هستش👌🏻❤️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Roghayyeh
0اصلا رمان با امیر سام یه رنگ و بوی دیگه داره😍