آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و پنجاه و دوم :
روبهرویِ اتاق کار ثامر ایستاد.برای لمس دستگیره،تردید داشت.پس از سالها،برای دومینبار احساس کردهبود که خانوادهای ندارد! اولینبار زمانی بود که ثامر بهخاطر شلیک گلوله او را بازخواست کرد.بازخواست که چه عرض کنم.عملاً او را از خود رانده بود! هرچند به چهل و هشت ساعت نکشید که مجدد آغوشش را به روی امیرسام باز کرد!
حال با گذشت چند روز، بازهم آن حس مزاحم بیخ گلویش چاقو گذاشته بود! دو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نفیسه
0عالی بود ولی جای دلارا خالی بود
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزم❤️ اتفاقا از دلارا هم به زودی پارت داریم🥲💔
۲ سال پیشعلیرضا
0چرا من بجای بهار حسودیم شد؟؟؟ چرا حس امیرسام به دلارا قوی تر از حسش به بهارِ؟ خدایا یا امیر هم به ما بده😁😁 نیلوجونم اسمم پسرخ ولی خودم دخترم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دلارا و امیر یه رابطه قدیمی دارن و طبیعتا حسش نسبت به دلارا قویتره🥲💔 خوب شد گفتی دختری عزیزدلم❤️😍
۲ سال پیشعلیرضا
0فدات گلم
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خدانکنه❤️
۲ سال پیشآزاده دریکوندی
1رسیدم بهتون😎 واقعا هم عمارت ولی زاده سوت و کور شده
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداقوت🥰👌🏻❤️
۲ سال پیشهانیه
1حسی که به دلارا داره خیلی فرق میکنه با حسی که به بهارداره فکرکنم من تنها کسی هستم ک اگه جای بهاربودم حسودی نمیکردم اگه کارکتربهار حسودی میکردخیلی لوس میشداین حس به کسی که باهاش بزرگ شدی کاملا منطقیه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله دقیقا❤️ علاوهبراین بهار درجریان رابطه بینشون هست و تو این موقعیت حساس سعی میکنه منطقی رفتار کنه👌🏻✨️
۲ سال پیشfate
0اون یه نفررررررررررر
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اون یه نفررررر همرو جون به لب کرده🤣🤣
۲ سال پیشنفس
2لازمه که الان بگم چقد خوشحالم که این دوتا پارت درباره بهارسام بوده الانه که از خوشحالی بمیرم😂🤍ولی نمیدونم چرا به جای بهار من حسودی کردم و ناراحت شدم که حس امیر انگار نسبت به دلارا خیلی قوی تره
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خداروشکر که خوشحالی❤️😍 امیر و دلارا از بچگی باهم بزرگ شدن و تو این موقعیت طبیعی که حس و وابستگی بیشتری نسبت بهش داشته باشه🥲🥲به نظرم احساسات انسانها به راحتی محو نمیشه❤️
۲ سال پیشنشمین
0با اینکه زوج بهار سام و دوس دارم ولی حس امیر سام ب دلارا قوی و احساسی تره قلب آدم و بدرد میاره ی حس شیرین و دوست داشتنی نسبت ب گلش داره گلم گفتنش خیلی ب دل میشینه تا دختر قنادگفتنش
۲ سال پیشمهرا
0موافقم😞
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله حس و وابستگی قشنگی نسبت بهش داره✨️❤️ البته به نظرم دلارا هم متقابلا همینطوره🥲❤️
۲ سال پیشثریا
0عجب پارتی بود یه جا اشکم دراومد یه جا میخندیدم 😉😍 عالی بود عزیزم ❤🌹🎊
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزدلم❤️✨️❤️
۲ سال پیشAa
0عالی و جذاب سپاس🪷🪷🪷
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاه پرمهرتون❤️😍 مرسی بابت گل نیلوفری که فرستادید✨️😍
۲ سال پیشآوا
0برسام کمه بخدا برسام نفر چهارمه و رز هم طعمه ی دوم اون مرتیکه وسواسیه مثل همیشه عالیییییییییی نیلو جونم 🫀💫
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیزدلم✨️❤️😍
۲ سال پیشمعظمه
1بابت منظم پارت گذاری رمان خیلی خیلی قشنگت ممنون عزیزم. درخصوص نظری ک خواسته بودی.... اگه میشه جلد دوم بذاری بعد بری سراغ ی رمان جدید تر چون با قلم خوبی ک داری قطعا بازخورد عالی خواهند داشت جفتشون...
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی از لطفت عزیز دلم❤️✨️ خوش بشینه به نگاه پرمهرتون✨️😍 ممنون از توجهای که نسبت به اطلاعیه داشتید❤️❤️
۲ سال پیشمتین
1من تازه عکسارو دیدم🤦🏻چقد بهار زشته البته از نظر من
۲ سال پیشفاطمه ع
0نه زشت نیست بهار تو این عکسه بد، شده ولا تواینستا یا *** نویسنده کلیپ ازشون گزاشته خیلی قشنگه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خسته نباشید😂 نه اینجا یکم بد افتاده
۲ سال پیشآمینا
2امیرسام حسی که به دلارا داره به هیشکی نداره🥲🥲
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بینشون یه وابستگی خاصی وجود داره🥲❤️
۲ سال پیشمبینا کریمی
1نفر چهارم برسامه؟؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله❤️ احتمالا منظور بهار،برسام بوده😉
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0من که حسودیم شد دلارا رو بیشتر دوست داره تا بهار و بهار هم تو این شرایط سعی میکنه دلداریش بده و منطقی رفتار کنه