پارت صد و پنجاه و یک :

بردیا از زندان خارج‌شد.درد تا عمق استخوان‌هایش نفوذ کرده‌بود.آسه‌آسه سوی خودرو رفت که گوشی موبایلش به صدا در آمد.شماره برایش ناشناس نبود! بهتر از هرشخص دیگری می‌دانست چه کسی پشت خط است.تلفن را کنار گوشش گذاشت.
-کجایی؟
بردیا طبق آدرس شخص،با پای پیاده تا انتهای خیابان رفت.مسیرش را به سمت چپ تغییر داد و وارد کوچه بن بست شد.خواست سوی بنز مشکی برود که امیرسام از پشت بازوی او را گرفت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    هعییییی💔کی سختی ها تموم میشه اینا کمی با آرامش تو ی خونه زندگی کنن

    ۸ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ای بابا بردیا کجا رفتی؟قراره تو و امیر دوتایی برین سراغ اهیر

    ۸ ماه پیش
  • ملیس

    0

    یه کم فقط یه کم رحم کن به بردیا 🥺😂 چرا امیرک میگه گل من خونه نیست دلارا گل بردیاست بهار هم گل ایرک اینو یکی به امیرک توضیح بده ✨😂

    ۲ سال پیش
  • متین

    0

    وقتی یکیو به عنوان عشقت قبول کنی دیگه نمیتونی کسیو جایگزینش کنی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امیرسام از اول به دلارا گلم رو می‌گفت🤣❤️ و اینکه بردیا هیچ وقت به دلارا گلم نمی‌گفت😁❤️

    ۲ سال پیش
  • *_*

    1

    ولی شدیدا دلم می خواد بردیا به خودش بیاد شخصیت خیلی قویتری از خودش بسازه، بردیا هست که می تونه در کنار فهمیدن رازهای گذشته مشکلاتُ درست کنه من واقعا حساب دیگه ای روش باز کردم واقعا توانایییشو داره💪🏻

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله درست میگی عزیزم👌🏻 بردیا به نسبت شخصیت قوی داشت اما اخیراً واقعا کم آورده و گوشه‌گیر شده🥺 به نظرم کم‌کم به خودش میاد❤️

    ۲ سال پیش
  • *_*

    0

    سلام🥲 (ببخشید خیلی وقت بود هیچ پیامی ندادم مونده بود تو گلوم) آقا جان فعلافقط قصد دارم بشینم و ببینم چی میشه واقعا انقدر غیر منتظره هست همه چیز که دیگه هیچی نمیمونه منم مثل شخصیت های اصلی آچمز شدم😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلامم خوش برگشتی عزیزدلم❤️😍 منتظر حضورت بودم✨️ امیدوارم بازم بین نظرات ببینمت😍

    ۲ سال پیش
  • حدیث

    0

    یه لحظه فکر کردم بردیا اپن مایند شده یا کلا کور شده که ندید این بچه ها همو بغل کردن 😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بردیا رو فرستادم بره برای خودش یه چرخی بزنه تا این دو تا راحت باشن🤣😁❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ع

    0

    اره دقیقا فکر میکنم همین جوری باشه ایشالا زود تر بریم پارت هاب عاشقانه و دلنشین هر چند یه رمان نیازی به مسائل دیگه هم داره ولا هیجان اصلی خودشو از دست میده

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    البته باید بگم چون رمان کم کم روبه اتمامه،دیگه چندان پارت های عاشقونه نداریم🥲❤️

    ۲ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    بالاخره بهارسام یه حرکتی زدن به نظر من جلد دوم رو شروع کن تا مخاطب از دست ندی 🫠البته این نظر شخصی بنده اس

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام😍 ممنونم عزیزدل❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • مونا

    0

    سلام عزیزدلم،واقعا ممنون بخاطر قلم زیبات،این که ۱ماه منتظر بمونی تا ادامه رمانیو بخونی یعنی واقعا موفق بودی،ممنون

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم❤️لطف داری✨️ ممنونم بابت نظر زیبات😍 خیلی خیلی خوشحال شدم❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    0

    ب قلمت اعتماد کااااامل دارم و میدونم مثل رمان آخرین گلوله از بهترین رمانایی میشه ک توی عمرم دیدم😉🤍

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برممم❤️✨️ خیلی خوشحال شدم از دیدن نظرت😍❤️

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    0

    🙂💋

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    0

    خیلی خیلی قشنگ شده رمان که تمون شه واقعا دلم براشون تنگ میشه😕 بهار سام هم که یه ترکیب عالین مدل رابطشونم خیلی قشنگه🤗

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوش بشینه به نگاهت عزیزدلم✨️❤️

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    0

    عالی بود مثل همیشه 🙂❤️ اگر بخوام نظرم رو در مورد فصل دوم بگم اگر غم انگیز نباشه بهتر چون واقعا دلم یه رمان دل خوش میخواد اگر قراره غم انگیزه تر از فصل اول باشه بهتر یه رمان دیگ بنویسی چون من ب قلمت

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت عزیزدلم❤️✨️ طبیعتا به خاطر ژانر،جلد دوم نیز مثل جلد یک میتونه پارت‌های درامی داشته باشه.اما خداروشکر داستان به نحوی هست که انواع حس‌های مختلف رو میتونیم تجربه کنیم❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • نفیسه

    0

    عالی بود جای دلارا خالی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نوش نگاهت عزیزم❤️✨️

    ۲ سال پیش
  • فرهود

    0

    بردیا ضعیف شده.شاید تفاوت سام و بردیا همینه.اگه عشق سام جایی گیر کنه اولین کاری که می کنه اسلحشو پر می کنه.ولی بردیا!همیشه سام که بردیا رو به خودش میاره.مثل اون روزی که گیر کردن و اون یاد حسین افتاد.

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله بردیا نسبت به اواسط رمان واقعا ضعیف وخسته شده...🥺 امیر تو این موارد قوی تر عمل میکنه👌🏻

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    با اینکه واقعا رمان هایی که وارد علم و ویروس و اینا میشن رو به شدت دوست دارم ولی جلد دوم آخرین گلوله برام یه چیز دیگه ست ولی مطمئنم هردوشون قراره عالی باشند و هرکدوم رو بگذارید قطعا دنبالش میکنم

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی از لطفت عزیزدل❤️✨️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️