پارت بیست و سوم :

دخترم؟!
او متاهل بود؟!
و بلافاصله صدای آشنایی در فضای ذهنش، طنین انداز شد.
« اون به وضوح بالای سی و پنج سالشه و شاید اصلاً متاهل باشه! »
حرف‌های سارا مثل همیشه درست بود! او متاهل بود او فرزند داشت! و حالا اصرار کرده بود تا دختر دیگری او را به وعده ناهار مهمان کند!
نمی‌توانست این حس‌های جدیدی که در وجودش رخنه می‌کردند را پردازش کند. این دیگر برایش زیادی بود.
صدای زنگ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سمیه محمدی

    1

    هر جاده ای رو برای فاصله گرفتن ازت انتخاب کردم دیدم انتهای اون جاده ایستادی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    2

    تو کسی هستی که دو بال داری ولی همیشه ترجیح دادی با من قدم بزنی... خییییلی جمله ی قشنگی بود😍

    ۲ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    دورت بگردم من :)

    ۲ سال پیش
  • پونه

    0

    ای دادبیداد حالا که یه نفس تا اینجا خوندم چجوری منتظر بقیه اش باشم:(: فقط وقتی حیان با آسمان جدی میشه☆~☆

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    دورت بگردم زود زود آپ میکنم مرسی که همراهمی😍🧡🌱

    ۳ سال پیش
  • حلما

    1

    عزیزم قلمت خیلی روان و قویه و متفاوت❤️ داستانش جدیده و تکراری نیست و من چقدر خوشحالم که با شما اشنا شدم تا ازاین به بعدرمانای شمارو دنبال کنم😘

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    منم بی نهایت خوشحالم که کنار خودم و همراهم دارمت عزیزم🧡🌱🔮

    ۳ سال پیش
  • هاناخانوم

    1

    بیچاره آسمان چقدشوک شدهمه چی سریع وغیرقابل باوربودبراش،بچه هنگ کرد،حیانم اینقدخونسرده که...چراالینارزچیزی بش نمیگه خو...دانیال چی میگه این وسط..

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    دانیال یه گوشه داره زندگیشو میکنه چیکارش دارین بچه طفلکمو:)))

    ۳ سال پیش
  • هاناخانوم

    0

    جسارت نشه به بچه تون منظورم اینه که اونجاچکار میکرد 😉😂که خب توپارت جدیدمتوجه شدم

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    😂😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • اسرا

    1

    عالیه ولی گفت فقط همکاراین یعنی عاشقی ازدواج نباش بینتون

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    آره دقیقا ! :) گفت نبینم رابطه احساسی بینتون باشه:)

    ۳ سال پیش
  • Aa

    1

    وقتی بفهمه دوستش دختر حیانه چقدر شوکه بشه😉🙏💐

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    دقیقا!

    ۳ سال پیش
  • nasi

    0

    پیشنهاد میکنم موقع خوندش آهنگ ( دوست داشتم) محسن چاوشی رو گوش بدین:)

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    چه پیشنهاد دلنشینی ...

    ۳ سال پیش
  • Fati

    0

    عالیه

    ۳ سال پیش
  • عاطفه امیرانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️