آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و پنجاه :
سرش را روی میز گذاشت.چشمان میشی و محزونش را به انگشتر دوخت.بدنش بهخاطر ضربهها کوفته و کبود شدهبود.مسکن هم دیگر جوابگوی حال او نبود.همانطور که سرش را روی میز گذاشتهبود؛ نگاهی به اطرافش انداخت.چند میز آن طرفتر،خانوادهِ پسرِجوانی به ملاقاتش آمده بودند.سر میز دیگری یک مرد و زن نشستهبودند.کمی آنطرفتر هم دختربچهای برای پدر زندانیاش بیقراری میکرد.چشمان بیرمقش را از
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزم مطمئنی داری زود به زووود میخوووونی؟؟؟😅❤️
۶ ماه پیشترنم
0عزیزم بالاخره منم مشغولم و کلی کار دارم الانم دیدم نزدیکم به پارت های رمان و واقعا ناراحت شدم
۶ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اره عزیزم میدونم.متوجه منظورت شدم ولی به شوخی گفتم❤️
۶ ماه پیشترنم
0نههههه امیر با بردیا کاری نداشته باش اونم گناه دارهههههه
۶ ماه پیشملیس
0اصلا دلم نمی خواد بیام بخونم نمی خوام تموم بشه آخه 😢
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزدلم🥲 خوشحال میشم این اواخر همراهمون باشی❤️🥰البته جلد دومم داریم که حول زندگیه برسامه😁
۲ سال پیشملیس
0کاری که برازنده روباه مکارمون بود 😂 حرکت بعد سرویس کردن آهیر ✨😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا👌🏻😂 یعنی زورشون به آهیر میرسه؟🥲
۲ سال پیشملیس
0بنظر من که اخر امیرک آهیرو میکشه 🤔
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممکنه...😁 عزیزم کم پیدااا نباش دیگه آخرین گلوله آخراشه🥲💔
۲ سال پیشملیس
0یعنی داره تموم میشه😢
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله عزیزم❤️
۲ سال پیشملیس
0به تموم شدنش فکر نکرده بودم این چند وقت فرصت نکردم بشینم همه رو بخونم انگار پارت ۱۶۳ آخرین پارت امیردیا ست همون آروم آروم میخونم تا دیرتر تموم بشه 😢
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
پارت ۱۶۴ آخرین پارت امیردیا است عزیزم🥲🥺❤️
۲ سال پیشمهرا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
پارت قشنگ و دلچسپی پیش رو داریم🥺❤️
۲ سال پیشKimia
1چه غلطااااا آهیر جان شما *** کی باشی تعین تکلیف کنی گوسفند اخه تویلتو گم کردی بگو برات پیداش کنم حیوون🌝
۲ سال پیشمهرا
1زبانتان را به گناه آلوده نکنید گناه داره🤥🥸🌹 فقط به عنوان یک کارکتر شرور داره نقشش و بازی می کنه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😂😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ریلکس باااش عزیزم❤️😂خونسردیت رو حفظ کن😂✨️
۲ سال پیشمهرا
0🤣😎👍
۲ سال پیشفرهود
0به نظرتون من باید ذوق کنم که بردیا بهتر از هر شخصی شماره امیر سامو میشناسه؟:))))
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به نظرم که جای ذوق کردن داره😍😁
۲ سال پیشهلنا
1میگم چرا اینقدر دیر به دیر پارت می داری😭😭
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
من که هستم عزیزمم.خیلی وقته پارتگذاری شروع شده.شما نییییستی🥲
۲ سال پیشRoghayyeh
0وااااای خدااا به به شروع شد 😋😋ولی لطفا بعد دعوا ترکیب کنیم این دوتا رو تا آهیر رو سرویس کنن
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بببینیم پت و مت قراره چیکار کنن😂❤️
۲ سال پیشفاطمه
0دست جیغ هورااا امیر سام وارد می شود اولین کارش که نشون داد البته یه مشت ناقابل برای بردیا بعد کمی بحث انشاالله یاری رسان بشن 🤲
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
انءشاءالله😁❤️
۲ سال پیشآوا
0بسم الله از حالا کتک کاری شروع شد😂 نیلو جونم مرسی از بابت پارت هات❤️💫 مثل همیشه عالیییییییییی بود
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاه پرمهرت عزیزدل✨️❤️
۲ سال پیشحدیث
0با این که امیرکبیر و خیلی دوست دارم ولی دلم اینجا برا بردیا کباب شد 🥲🔮🫀موفق باشی 🪄🎀🥲
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی عزیزدلم❤️✨️ بردیا وقتهایی که ناراحته خیلی مظلوم میشه🥲 امیر قشنگ میتونه اذیتش کنه در اون حالت😂😂
۲ سال پیشنفیسه
1خیلی عالی بود
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوووش برگشتی عزیزم❤️
۲ سال پیشAlieh
2اوفییی ایم دوتا ترکیب بشن چی میشن مطمئنم دلارا پیدامیکنند❤️🫶🥹
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ترکیب خفنی میشن👌🏻❤️🔥
۲ سال پیشمهسا
2نیلو جون لطفا بردیا و برسام زود تر ملاقات کنن خیلی مشتاقه ملاقاتشونم 🙃❤️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
منم مشتاق هستم😍 امیدوارم زودی سر راه همدیگه قرار بگیرن❤️
۲ سال پیشمهسا
1بلهههه مطمئنم ترکیب عالی میشن و کار اهیر رو میسازن😉❤️
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
امیدواااارم😁❤️ آهیر حریف قدری هست
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0من که زود زود این رمانو میخونم الان دارم متوجه میشم که دارم به پایانش نزدیک میشم،نمیخوام آخه😭😭