پارت صد و پنجاه :

سرش را روی میز گذاشت.چشمان میشی و محزونش را به انگشتر دوخت.بدنش به‌خاطر ضربه‌ها کوفته و کبود شده‌بود.مسکن هم دیگر جوابگوی حال او نبود.همان‌طور ‌که سرش را روی میز گذاشته‌بود؛ نگاهی به اطرافش انداخت.چند میز آن طرف‌تر،خانوادهِ پسرِجوانی به ملاقاتش آمده بودند.سر میز دیگری یک مرد و زن نشسته‌بودند.کمی آن‌طرف‌تر هم دختربچه‌ای برای پدر زندانی‌اش بی‌قراری می‌کرد.چشمان بی‌رمقش را از Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    نکنه این اهیر و دلارا بعدا عاشق هم بشن البته دلارا عاشق بردیاست الان

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من که زود زود این رمانو میخونم الان دارم متوجه میشم که دارم به پایانش نزدیک میشم،نمیخوام آخه😭😭

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم مطمئنی داری زود به زووود می‌خوووونی؟؟؟😅❤️

    ۸ ماه پیش
  • ترنم

    0

    عزیزم بالاخره منم مشغولم و کلی کار دارم الانم دیدم نزدیکم به پارت های رمان و واقعا ناراحت شدم

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اره عزیزم می‌دونم.متوجه منظورت شدم ولی به شوخی گفتم❤️

    ۸ ماه پیش
  • ترنم

    0

    نههههه امیر با بردیا کاری نداشته باش اونم گناه دارهههههه

    ۸ ماه پیش
  • ملیس

    0

    اصلا دلم نمی خواد بیام بخونم نمی خوام تموم بشه آخه 😢

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزدلم🥲 خوشحال میشم این اواخر همراهمون باشی❤️🥰البته جلد دومم داریم که حول زندگیه برسامه😁

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    کاری که برازنده روباه مکارمون بود 😂 حرکت بعد سرویس کردن آهیر ✨😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دقیقا👌🏻😂 یعنی زورشون به آهیر میرسه؟🥲

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    بنظر من که اخر امیرک آهیرو میکشه 🤔

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممکنه...😁 عزیزم کم پیدااا نباش دیگه آخرین گلوله آخراشه🥲💔

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    یعنی داره تموم میشه😢

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله عزیزم❤️

    ۲ سال پیش
  • ملیس

    0

    به تموم شدنش فکر نکرده بودم این چند وقت فرصت نکردم بشینم همه رو بخونم انگار پارت ۱۶۳ آخرین پارت امیردیا ست همون آروم آروم میخونم تا دیرتر تموم بشه 😢

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    پارت ۱۶۴ آخرین پارت امیردیا است عزیزم🥲🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • مهرا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    پارت قشنگ و دلچسپی پیش رو داریم🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • Kimia

    1

    چه غلطااااا آهیر جان شما *** کی باشی تعین تکلیف کنی گوسفند اخه تویلتو گم کردی بگو برات پیداش کنم حیوون🌝

    ۲ سال پیش
  • مهرا

    1

    زبانتان را به گناه آلوده نکنید گناه داره🤥🥸🌹 فقط به عنوان یک کارکتر شرور داره نقشش و بازی می کنه

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ریلکس باااش عزیزم❤️😂خونسردیت رو حفظ کن😂✨️

    ۲ سال پیش
  • مهرا

    0

    🤣😎👍

    ۲ سال پیش
  • فرهود

    0

    به نظرتون من باید ذوق کنم که بردیا بهتر از هر شخصی شماره امیر سامو میشناسه؟:))))

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به نظرم که جای ذوق کردن داره😍😁

    ۲ سال پیش
  • هلنا

    1

    میگم چرا اینقدر دیر به دیر پارت می داری😭😭

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    من که هستم عزیزمم.خیلی وقته پارت‌گذاری شروع شده.شما نییییستی🥲

    ۲ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    وااااای خدااا به به شروع شد 😋😋ولی لطفا بعد دعوا ترکیب کنیم این دوتا رو تا آهیر رو سرویس کنن

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بببینیم پت و مت قراره چیکار کنن😂❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    دست جیغ هورااا امیر سام وارد می شود اولین کارش که نشون داد البته یه مشت ناقابل برای بردیا بعد کمی بحث انشاالله یاری رسان بشن 🤲

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    انءشاءالله😁❤️

    ۲ سال پیش
  • آوا

    0

    بسم الله از حالا کتک کاری شروع شد😂 نیلو جونم مرسی از بابت پارت هات❤️💫 مثل همیشه عالیییییییییی بود

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نوش نگاه پرمهرت عزیزدل✨️❤️

    ۲ سال پیش
  • حدیث

    0

    با این که امیرکبیر و خیلی دوست دارم ولی دلم اینجا برا بردیا کباب شد 🥲🔮🫀موفق باشی 🪄🎀🥲

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزدلم❤️✨️ بردیا وقت‌هایی که ناراحته خیلی مظلوم میشه🥲 امیر قشنگ میتونه اذیتش کنه در اون حالت😂😂

    ۲ سال پیش
  • نفیسه

    1

    خیلی عالی بود

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خوووش برگشتی عزیزم❤️

    ۲ سال پیش
  • Alieh

    2

    اوفییی ایم دوتا ترکیب بشن چی میشن مطمئنم دلارا پیدامیکنند❤️🫶🥹

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ترکیب خفنی میشن👌🏻❤️‍🔥

    ۲ سال پیش
  • مهسا

    2

    نیلو جون لطفا بردیا و برسام زود تر ملاقات کنن خیلی مشتاقه ملاقاتشونم 🙃❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    منم مشتاق هستم😍 امیدوارم زودی سر راه همدیگه قرار بگیرن❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️