آخرین گلوله به قلم نیلوفر سامانی
پارت صد و چهل و ششم :
ساعدش را روی چشمهایش گذاشت تا از سوسو زدن لامپِ محوطه بازداشتگاه در امان باشد.منتها تا چشمهایش را میبست، ذهنش سوی واقعه جنگل پر میکشید.انگار نه میتوانست نورِ چشمکزن آن لامپِ نیمسوز را تحمل کند و نه تاریکی را! میز چوبی که آن طرف سلول بود؛ همانند لامپ،میلههای بازداشتگاه،ساعت ازکار افتاده روی دیوار و... به دور سرش میچرخید.دستش را سوی کمر زخمیاش برد تا ببیند علت آن سوزشی که
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اره بردیا کمکم باید نرم بشه🥺
۷ ماه پیشترنم
0خدا بده به ما یکی مثل بهارو تو زندگیمون
۷ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️😍
۷ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بهار اینجا خیلی هوای بردیا رو داشت🥺🥺🥺
۷ ماه پیشدلنیا
1الهی بمیرم بردیا جونمممم نیلو دیگه این پسر مگه چقدر جون داره وااای بچه مم 😭😭😭😭😭
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دور از جونت عزیزم❤️
۲ سال پیشملیس
0من چرا اینارو زودتر نخوندم اخه طفلی بردیا
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
چراااا واقعا؟😅💔 منم دلم برای بردی میسوزه🥲
۲ سال پیشملیس
0خیلی سخت گرفتی به بچه هاا😂
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به بردیا؟ مدیونی فکرکنی باهاش مشکلی دارم😂❤️💔
۲ سال پیش*.....*
0وای چه پارت هایی رو از دست دادم.. لعنتی اشکم در اومد
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
الهی🥺 بردیا بچه خیلی اذیت شد🥲 طفلی مریض هم هست💔
۲ سال پیشRoghayyeh
0وای قلبم تیکه تیکه شد😪😭
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نبینم قلبت تیکه تیکه بشه🥲❤️
۲ سال پیشRoghayyeh
0قربونت برم پس امیرک من و زودتر بیار دلم تنگه
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خدانکنه❤️
۲ سال پیشفرهود
0لعنتی ..این پارت خیلی قشنگ بود..!!
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خدارووشکر که قشنگ بود😍
۲ سال پیشمعظمه
0مثل بقیه پارت ها محشر بود. دلم برای امیر سام تنگ شده
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
سلامم😍مرسی عزیزم❤️✨️ از امیر هم به زودی پارت داریم
۲ سال پیشمهسا
0آنقدری ک این رمان رو دوست دارم ک با کلمات نمیتونم توصیفش کنم 💔 دلارا چی شدددد؟
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بالاخرههه به پارتهای جدیدموون رسیدی😍❤️ مرسی از لطفت عزیزم❤️ در مورد دلارا هم به زودی پارت خواهیم داشت✨️
۲ سال پیشمهسا
0خیلی خوشحالم ک منو یادته گلم ❤️و مرسی ک جواب میدی🙂💋
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
قربونت😍❤️ امیدوارم دوباره اسمت رو بین نظرات ببینم✨️❤️
۲ سال پیشآوا
0عالییییییی بود نیلو جونم دمت گرم ولی میشه زودتر از برسام و دلارا و امیر پارت بدی؟🥺 تلوخداااااااااااااااااااااااااا
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسی عزیزمم❤️❤️ پارت بعدیمون از برسامه😍
۲ سال پیشمهسا
0آخ خدااا این اهیر رو لعنت کنه دلم برا بردیا خونه خون🥺💔
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
منم دلم برای این بچه خونه🥲❤️ اطرافیانش الان بیشتر از هر وقت دیگهای باید هواشو داشته باشن🥲
۲ سال پیشM
0وای بردیا 🥺🥺🥺🥺کاش انقدر اذیتش نکنی گناه داره
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بردیا خیلی اذیت شده اما قطعا سعی میکنه خودش رو جمع و جور کنه عزیزم❤️🥺 و البته من که اصلاااا کاریش نداریم😅❤️
۲ سال پیشسیتا
0خوب شاید بردیا که بیرون رفت خوب شد بره برسام رو پیدا کنه با هم دلارا رو برگردونن امیر سام هم هست
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
امیدوارم زودتر خوب بشه و همچین اتفاقی بیوفته براشون🥲❤️
۲ سال پیش♧◇♡♤
1برای اولین بار بهش گفت بابا🥺بردیا واقعا از بین رفته 💔بنظرم بردیا مظلوم ترین و بهترین کارکتر بوده که اصلا تغییر نکرده و همیشه خودش بوده،چرا همیشه خوبان که ضربه میخورن؟🥺
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
دقیقا برای اولینبار بهش گفت🥺💔 توصیفت از بردیا کاملا درست بود🥲 خوشحال شدم که اینحوری میبینیش❤️
۲ سال پیشنفس
0من احساساتی نیستم ولی با خوندن این پارت احساس می کردم یه بغضی تو گلومه مخصوصا جایی که بردیا به ثامر گفت بابا من خیلی درد دارم جدی دنیا یه خانواده و زندگی به اینا بدهکاره مخصوصا بچم بردیاخیلی درد داره
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نبینم بغض کنی شماااا🥺❤️ اون جمله آخرش دیگه واقعا مظلومترین حالتش بود🥲❤️ خوب شد ثامر اومد...
۲ سال پیشنفس
0انقد رمانت خوبه که آدم دست خودش نیست چیکار میکنه انگار این اتفاقا واسه من داره میوفته اره خیلی خوب شد اومد ولی از اون ور برسام از این ور بردیا خدیااااا چرا انقدر گناه دارن آخه اینا🥲😔
۲ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
مرسیییی عزیزدلم❤️ ✨️برسام ذهنیت خوبی نسبت به خانوادهاش نداشت و حالا باید دید با توجه به این اتفاق چه واکنشی نشون میده...😩😩
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0وااااای خدااا..این دو تا چقد با هم خوبن بردیا نرم بشه خیلی عالی میشه