پارت صد و هشتاد و یک :

بوسه ای به پیشانی‌ام زد با لذت چشم بستم و قلبم بی‌قرار تر از قبل شد.
- قسم میخورم که تا روز مرگم کنارتم. قسم میخورم.
من تا ابد به عشق این مرد محکوم بودم. خودم را در آغوشش جا دادم و از نگاه سوزانش فراری شدم.
- آخ.
صدای ناله اش هولم کرد و کمی فاصله گرفتم اما امان نداد و محکم کمرم را فشرد.
- چی شد؟
- من آخر از عشق تو میمیرم سروناز.
با عشق نگاهش کردم. نگاهش برق میزد و معل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    1

    سروناز و الیاس دارن کم کم به آرزوهاشون میرسن ،ومن بسی خوشحالم ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • محدثه کمالی | نویسنده رمان

    :)))))🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!